مقدمه
باتوجهبه افزایش امید به زندگی و رشد جمعیت سالمندان در سطح جهانی، پیشبینی میشود تا سال 2050 حدود 16 درصد جمعیت جهان را افراد 65 سال و بالاتر تشکیل دهند [1]. در ایران نیز این روند با شتاب قابلتوجهی در حال وقوع است، بهگونهای که برآوردها حاکی است تا سال 2050 نزدیک به 25 درصد جمعیت کشور را سالمندان در بر خواهند گرفت [2].
افزایش سن بهطور مستقیم با کاهش حجم عضلات، افت قدرت عضلانی، کندی واکنشهای عصبی و افزایش زمان واکنش همراه است. این تغییرات میتوانند احتمال زمین خوردن را، که یکی از عوامل اصلی بروز ناتوانی در سالمندان به شمار میرود، افزایش دهند [3]. تغییرات فیزیولوژیک و زیستی دوران سالمندی (مانند کاهش انعطافپذیری، چابکی، سرعت و تواناییهای عضلانی-اسکلتی)، تعادل، الگوهای راه رفتن و زمان واکنش را تضعیف میکند. این اختلال در تواناییهای حرکتی، خطر زمین خوردن و در پی آن، ترس از سقوط و کاهش چشمگیر کیفیت زندگی را به همراه دارد [4].
با افزایش سن، کاهش تدریجی آمادگی جسمانی در سالمندان موجب افت عملکرد دستگاه عصبی عضلانی و کاهش کارایی در مؤلفههایی نظیر هماهنگی، تعادل، قدرت و انعطافپذیری میشود. تضعیف این مؤلفهها، توانایی انجام فعالیتهای روزمره را با اختلال مواجه کرده و زمینهساز کاهش استقلال فردی و وابستگی به دیگران میگردد [5]. از پیامدهای مهم این افت عملکرد، اختلال در کنترل وضعیت بدنی و افزایش ناپایداری در حین حرکت است که احتمال زمین خوردن را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. زمین خوردن در این گروه سنی اغلب با عوارض جدی همراه است،ازجمله شکستگیهای شدید در نواحی حساسی مانند لگن، مچ دست و ستون فقرات گردنی، آسیبهای بافت نرم و عوارض ثانویهای همچون درد مزمن، کاهش تحرک و افت اعتمادبهنفس حرکتی [6].
برنامههای فعالیت بدنی برای سالمندان، شامل تمرینات هوازی، تعادلی، قدرتی و انعطافپذیری، باهدف ارتقای سلامت اجرا میشوند. با افزایش امید به زندگی، توجه به اثربخشی این فعالیتها برای حفظ و بهبود سطح فعالیت بدنی و عملکرد جسمانی سالمندان اهمیت فزایندهای یافته است [7]. نوروزی و همینطور محمد و همکاران در دو پژوهش مجزا در سال 2019 در ایران نشان دادند تمرینات تعادلی بهطور قابلتوجهی توانایی تعادلی سالمندان را بهبود بخشیده و موارد سقوط را کاهش میدهد [8، 9].
تمرینات فرانکل که در اواخر قرن نوزدهم توسط هاینریش فرانکل معرفی شد، بهعنوان یک روش درمانی جبرانی و ابزاری شناختهشده در توانبخشی نورولوژیک مطرح میباشد. این تمرینات با تکیهبر حرکات تکراری، آهسته و کنترلشده در وضعیتهای خوابیده، نشسته و ایستاده، به تقویت حس عمقی، هماهنگی و تعادل کمک میکنند [10].
تمرینات فرانکل با تمرکز بر زمانبندی و ترتیب دقیق حرکات، رویکردی مؤثر برای بهبود تعادل، الگوی راه رفتن، هماهنگی حرکتی و زمان واکنش در سالمندان هستند و به ارتقای عملکرد حرکتی آنها کمک میکنند [11]. هدف اصلی تمرینات فرانکل، که مبتنی بر اصول تسهیل عصبی-عضلانی حس عمقی (PNF) هستند، تقویت کنترل ارادی حرکات از طریق تحریک حس عمقی، هماهنگی عصبی-عضلانی و بهبود آگاهی وضعیتی است. این تمرینات با استفاده از الگوهای حرکتی مارپیچی و قطری و فعالسازی محرکهای حسی (مانند بینایی، شنوایی و حس عمقی)، به سالمندان کمک میکنند تا توانایی انجام فعالیتهای روزمره و دستیابی به استقلال عملکردی را بهبود بخشند [12]. قاسمی و همکاران در 1390 در پژوهشی به مقایسه تأثیر تمرینات فرانکل و تمرینات با توپ سوئیس بر بهبود تعادل و کاهش افسردگی در بیماران مبتلابه مولتیپل اسکلروزیس پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد انجام منظم این تمرینات، در شرایط ثابت بیماری، میتواند موجب بهبود تعادل و کاهش علائم افسردگی در این بیماران شود [13]. در همین راستا مانکو و همکاران در پژوهشی به بررسی اثر تمرینات ثباتی فرانکل بر تعادل سالمندان پرداختند، نتایج بهبود قابلتوجهی را در تعادل سالمندان نشان داد [14].
سالمندی جمعیت بهعنوان یکی از چالشهای اصلی قرن حاضر، جوامع را با مسائل بهداشتی و درمانی متعددی مواجه کرده است. تمرینات فرانکل که مبتنی بر اصول تسهیل عصبی-عضلانی حس عمقی (PNF) طراحی شدهاند، رویکردی نوین برای بهبود عملکرد حسی-حرکتی سالمندان ارائه میدهند. این تمرینات با تمرکز بر بهبود حس عمقی، تعادل و هماهنگی حرکتی، پتانسیل بالایی برای ارتقای عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی سالمندان دارند. بااینحال، مطالعاتی که بهطور همزمان تأثیر تمرینات فرانکل را بر تعادل ایستا و پویا، زمان واکنش، پارامترهای راه رفتن (سرعت و طول گام) و کیفیت زندگی در مردان سالمند بالای 75 سال ساکن مراکز نگهداری بررسی کرده باشند، بسیار محدود هستند. این گروه بهدلیل محدودیتهای حرکتی و محیطی در مراکز نگهداری، به مداخلات ساده و کمهزینه نیاز دارند. مزایای تمرینات فرانکل، ازجمله سهولت اجرا، عدم نیاز به تجهیزات خاص، و هزینه پایین، این مداخله را برای این جمعیت مناسب میسازد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات فرانکل بر تعادل ایستا و پویا، زمان واکنش، پارامترهای راه رفتن و کیفیت زندگی سالمندان مرد 75 سال و بالاتر مراجعهکننده به مراکز مراقبت روزانه سالمندی شهر سبزوار بود.
روش کار
نوع مطالعه و روش نمونهگیری
پژوهش حاضر یک کار آزمایی بالینی تصادفی کنترلشده با گروههای موازی بود که باهدف بررسی اثر 8 هفته تمرینات فرانکل بر تعادل، زمان واکنش، پارامترهای راه رفتن و کیفیت زندگی سالمندان مرد 75 سال و بالاتر شهر سبزوار انجام شد.
جامعه آماری این پژوهش را مردان سالمند غیرفعال (افرادی که کمتر از 150 دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط در هفته داشتند [15]. 75 تا 85 سال (با میانگین سنی 2/52±78/52 سال) تشکیل دادند. شرکتکنندگان از میان سالمندان مراجعهکننده به مراکز نگهداری روزانه انتخاب شدند. شهر سبزوار شامل 5 تعداد مرکز مراقبت روزانه سالمندی است که ابتدا سه مرکز بهصورت تصادفی از میان مراکز انتخاب و نمونهها بهصورت تصادفی از این مراکز بهتناسب جمعیت و معیارهای ورود انتخاب شدند.
تعداد 40 نفر (2 مرکز 12 نفر و 1 مرکز 16نفر) پس از احراز معیارهای ورود و خروج بهصورت تصادفی در دو گروه «آزمایش» و «کنترل» تخصیص داده شدند. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار جیپاور با توان آماری 80 درصد، سطح معناداری 05/α=0، و اندازه اثر موردانتظار 0/5 محاسبه شد که تعداد هر گروه 16 نفر مشخص شد، اما با در نظر گرفتن احتمال ریزش آزمودنیها به دلایل مختلف (مانند بیماریهای بهوجودآمده، غیبت در برنامههای تمرینی، انحراف از مشارکت در پژوهش و غیره) با احتساب 20 درصد ریزش، این تعداد به 20 نفر در هر گروه افزایش یافت. فرایند تصادفیسازی به روش تخصیص تصادفی بلوکی با اندازه 4 و با استفاده از دنباله تصادفی تولیدشده توسط نرمافزار SPSS نسخه 27 توسط یک پژوهشگر مستقل انجام گرفت.
روش بلوکبندی برای اطمینان از تعادل تعداد نمونه بین گروهها در طول فرآیند جذب، بهویژه در کارآزماییهای بالینی با حجم نمونه کوچک ضروری است. تصادفیسازی ابتدا در سطح مراکز انجام شد (بهطوریکه تا حد امکان از هر مرکز تعداد مساوی نمونه انتخاب شود) و سپس درون هر مرکز، شرکتکنندگان به گروهها تخصیص یافتند تا توزیع متعادل و کاهش خطای احتمالی ناشی از تفاوت مراکز تضمین شود. باتوجهبه ماهیت مداخله، شرکتکنندگان و درمانگر از تخصیص گروه آگاه بودند (عدم امکان کور سازی). بااینحال، ارزیابان پیامدها و تحلیلگر آماری نسبت به گروهبندی شرکتکنندگان ناآگاه بودند تا سوگیری ارزیابی کاهش یابد.
معیارهای ورود و خروج
شرکتکنندگان مطالعه شامل سالمندان 75 سال و بالاتر مراجعهکننده به مراکز مراقبت روزانه سالمندی بودند که فعالیت بدنی آنها کمتر از 150 دقیقه در هفته با شدت متوسط بوده و این موضوع براساس گزارش پرونده پزشکی سالمندان مرکز، ارزیابی پرستاران و مصاحبه خود اظهاری تأیید شد. علاوهبراین، شرکتکنندگان باید توانایی ایستادن و راه رفتن حداقل 10 متر بهطور مستقل یا با استفاده از عصا را داشته و هیچ منع پزشکی برای شرکت در فعالیتهای ورزشی نداشته باشند. پیش از آغاز مداخله، سطح شناختی شرکتکنندگان با آزمون کوتاه وضعیت ذهنی (MMSE) ارزیابی شد و وجود اختلال شناختی (نمره کمتر از 23) مانع ورود به مطالعه بود [16]. سایر شرایط ورود شامل عدم مصرف داروهای مؤثر بر سیستم عصبی مرکزی یا تعادل طی 4 هفته پیش، نداشتن بیماریهای غیرقابلکنترل و اختلالات اسکلتی عضلانی شدید بود. معیارهای خروج شامل عدم حضور منظم در جلسات (2 جلسه متوالی یا 3 جلسه در کل دوره مطالعه)، بروز آسیب یا مشکل پزشکی مانع ادامه، عدم تمایل به ادامه همکاری و شرکت همزمان در پژوهش دیگر بود.
ابزارهای پژوهش
برای ارزیابی تعادل ایستا، از آزمون شارپند-رومبرگ استفاده شد. در این آزمون، شرکتکننده بدون کفش روی سطح صاف میایستد، پای برتر را جلوی پای دیگر قرار میدهد و دستان را روی سینه ضربدری میکند. آزمون در دو وضعیت چشمباز و چشمبسته انجام شد و مدتزمان حفظ تعادل با کرنومتر ثبت گردید؛ خطاهایی مانند تکان شدید یا از دست دادن تعادل زمانسنج را متوقف میکرد. پایایی این آزمون در شرایط چشمباز بین 0/90-0/91 و در شرایط چشمبسته بین 0/76-0/77 گزارششده است [17].
برای ارزیابی تعادل پویا از آزمون زمان برخاستن و رفتن (TUG) استفاده شد. برای اجرا، آزمودنی روی صندلی مینشیند. با اعلام شروع توسط آزمونگر، از روی صندلی بلند میشود، مسیری 3 متر را طی میکند، سپس در محل مشخصشده دور زده و به سمت صندلی بازمیگردد و مجدداً روی صندلی مینشیند. مدتزمانی که اجرای این فرآیند طول میکشد، ثبت میشود. آزمون 3 بار تکرار شده و میانگین ثبت میگردد. اعتبار این آزمون در مطالعات 92 درصد گزارششده است [18].
برای سنجش زمان واکنش انتخابی، از آزمون حرکت و پاسخ انتخابی نلسون استفاده شد [19]. این آزمون در پژوهشهای مختلف داخلی و خارجی بهکاررفته است و دارای ضریب روایی 0/81 و ضریب پایایی 0/85 میباشد [20].
نحوه اجرای آزمون به این صورت است که خطی به طول 14 یارد (6/12 متر) رسم میشود. آزمودنی در نقطه میانی قرار میگیرد و فرد آزمون گیرنده در فاصله 2 تا 3 متر روبهروی او میایستد. فرد آزمون گیرنده بهطور ناگهانی یکی از دو جهت راست یا چپ را نشان میدهد و همزمان کرونومتر را فعال میکند. آزمودنی و با سرعت، در همان جهت اعلامشده روی خط حرکت کرده و تا انتهای آن میدود. زمان طیشده برای این فاصله ثبت میشود. این فرایند 10 بار تکرار میشود؛ بهطوریکه آزمودنی بهصورت تصادفی 5 بار به سمت راست و 5 بار به سمت چپ بدود. بین هر اجرای آزمون، 20 ثانیه استراحت در نظر گرفته میشود. میانگین زمان 10 اجرای آزمون بهعنوان رکورد نهایی برای هر آزمودنی ثبت میگردد [21].
برای سنجش کیفیت زندگی شرکتکنندگان، از پرسشنامه کوتاه 36 سؤالی (SF-36) استفاده شد؛ این ابزار شامل 36 سؤال در دو بعد جسمی و روانی و 8 خرده مقیاس مرتبط است. پاسخها از 1 تا 5 کدگذاری شده و سپس به مقیاس (0) تا (100) تبدیل میشوند، بهطوریکه نمره نزدیک به 100 نشاندهنده کیفیت زندگی بالا و نمره کمتر از 50 بیانگر کیفیت زندگی پایین است [22]. پایایی و روایی SF-36 ابتدا توسط ویِر و همکاران در سال 1998 تأیید شد [23]. در ایران، منتظری و همکاران در سال 1384 برای اولین بار آن را بر روی 4163 نفر بالای 15 سال بررسی کردند؛ ضریب پایایی در 7 خردهمقیاس بین 77 تا 95 درصد گزارش شد و تنها در بعد سرزندگی 65 درصد بود [24].
برای اندازهگیری سرعت راه رفتن و طول گام از آزمودنی خواسته شد مسافت 8 متری را با سرعت مطمئنه طی کند. این فرآیند در سه تلاش مجزا انجام شد، همراه با استراحت بین هر تلاش و میانگین زمان ثبتشده در این 3 تکرار بهعنوان زمان نهایی در نظر گرفته شد. برای محاسبه سرعت راه رفتن (متر بر ثانیه)، از
فرمول شماره 1 و برای محاسبه طول گام (سانتیمتر) از
فرمول شماره 2 استفاده شد [25].
1. کل مسافت طی شده/میانگین زمان ثبتشده
2. مسافت طیشده/تعداد گامها
پروتکل تمرینات
پس از انجام پیشآزمون با فاصله 2 روز برنامه تمرینی فرانکل [26]، برای گروه آزمون بهمدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و با مدتزمان تقریبی 60 دقیقه در هر جلسه اجرا شد (
جدول شماره 1).

مداخله در محل مراکز نگهداری (هر مرکز بهصورت جداگانه) انجام و جلسات تمرینی در صبح برگزار شد تا با روتین روزانه سالمندان همخوانی داشته باشد. تمرینات توسط دو پژوهشگر (با مدرک کارشناسی ارشد حرکات اصلاحی) اجرا و نظارت شد. در ابتدای هر جلسه، 10 دقیقه به حرکات گرم کردن اختصاص داده شد و در پایان نیز 10 دقیقه برای سرد کردن و بازگشت بدن به حالت اولیه در نظر گرفته شد. برای رعایت اصل اضافهبار در پایان 2 هفته اول به هر تمرین 2 تکرار و در پایان نیمه اول پژوهش به هر تمرین یک ست اضافه شد. گروه کنترل در طول پژوهش مداخلهای نداشتند و برنامه روزانه خود را دنبال میکردند، بهدلیل رعایت برابری حقوحقوق شرکتکنندگان به گروه کنترل اطمینان داده شد در صورت مؤثر بودن تمرینات در پایان پژوهش برنامه تمرینی پژوهش در اختیار آنها قرار داده شود.
روش تجزیهوتحلیل دادهها
پس از گردآوری دادههای خام که 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی اندازهگیریها صورت گرفت، از آمار توصیفی برای محاسبه میانگین و انحرافمعیار استفاده شد. بهمنظور آزمون فرضیههای پژوهش، از روشهای آمار استنباطی شامل آزمون شاپیرو-ویلک با سطح معناداری 0/005 برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها و آزمون تحلیل واریانس مختلط برای بررسی اثر زمان (پیشآزمون و پسآزمون)، گروه (آزمون و کنترل) و تعامل آنها بر متغیرهای وابسته استفاده گردید. سطح معناداری برای تمامی آزمونها برابر با 0/05>P، در نظر گرفته شد. کلیه تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 انجام شد.
یافتهها
درمجموع 40 فرد 75 سال و بالاتر در این پژوهش شرکت کردند، تحلیل شاخصهای آمار توصیفی که در
جدول شماره 2 ارائه شده است، نشان داد بین سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی گروهها اختلاف معنیداری وجود ندارد؛ گروهها در این متغیرها همگن میباشند (0/05<P).

همچنین، نتایج آزمون شاپیرو-ویلک (0/05<P) حاکی از آن بود که توزیع دادهها در تمامی متغیرهای موردبررسی ازنظر آماری نرمال بوده و شرایط لازم برای انجام آزمونهای پارامتریک فراهم است.
در ادامه، بهمنظور بررسی میزان تغییرات ایجادشده در نمرات متغیرهای پژوهش، از آزمون تحلیل واریانس ترکیبی استفاده شد. نتایج حاصل از این آزمون نشان داد بین زمان (پیشآزمون و پسآزمون) و گروه (کنترل و آزمون) تعامل معناداری در رابطه تمامی متغیرها وجود دارد (001/P<0). همچنین، اثر اصلی زمان و اثر اصلی گروه نیز در ارتباط با متغیرهای موردبررسی معنادار گزارش شد (
جدول شماره 3).

ضمناً جهت تغییرات به این صورت بود، تعادل ایستا چشمباز (افزایش)، تعادل ایستا چشمبسته (افزایش)، تعادل پویا (کاهش، زیرا زمان کمتر در TUG نشاندهنده بهبود وضعیت است)، زمان واکنش (کاهش، زیرا زمان کمتر نشاندهنده بهبود وضعیت است)، سرعت راه رفتن (کاهش زمان، معادل افزایش سرعت)، طول گام (افزایش) و کیفیت زندگی (افزایش). همچنین میانگین پیشآزمون و پسآزمون در تمامی متغیرها در
جدول شماره 3 ارائه شده است.
بحث و نتیجهگیری
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات فرانکل بر تعادل ایستا و پویا، زمان واکنش، پارامترهای راه رفتن و کیفیت زندگی در مردان سالمند 75 سال و بالاتر مراجعهکننده به مراکز مراقبت روزانه سالمندی شهر سبزوار بود.
یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد امتیازات شاخص تعادل در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل پس از انجام تمرینات بهبود معناداری داشت. یکی از دلایل مهم و شاید اصلی، بهبود عملکرد گروه آزمون در مقایسه با گروه کنترل را میتوان به بهبود کنترل حرکتی نسبت داد؛ ازجمله افزایش قدرت عضلات مرتبط با حفظ تعادل، بهبود استقامت عضلانی و ارتقای هماهنگی عضلانی. در گروه آزمون، تمرینات موجب بهبود قدرت و هماهنگی شدند که این عوامل نقش مستقیمی در بهبود تعادل ایفا میکنند. همچنین، افزایش قدرت و هماهنگی عضلانی میتواند نوسانات وضعیتی (پاسچرال) را کاهش دهد که خود از عوامل مؤثر در کاهش تعادل محسوب میشود.
لانگونی و همکاران [27] به بررسی اثر تمرینات گروهی بر تعادل و عملکرد حرکتی سالمندان پرداختند. یافتههای این پژوهش نشان داد پس از گذشت 24 هفته، نمرات مربوط به تعادل و حرکات بدنی در سالمندان شرکتکننده بهبود قابلتوجهی داشته است. در مقابل ویت و همکاران، در مطالعه خود بر روی 90 سالمند (محدوده سنی 63-83 سال)، هیچ تفاوت معناداری در تعادل استاتیک و دینامیک مشاهده نکردند، که این ناهمسویی ممکن است بهدلیل تفاوت برنامه تمرینی و سطح تناسب جسمانی اولیه شرکتکنندگان باشد [28].
همچنین بهبود معنادار تعادل پس از انجام تمرینات فرانکل را میتوان به تقویت حس عمقی (پروپریوسپشن)و افزایش کنترل پاسچرال نسبت داد [29]. تمرینات فرانکل که بر حرکات ارادی و دقیق تمرکز دارند، با فعالسازی بخشهای مغزی مرتبط با کنترل حرکات و هماهنگی عضلات، نقش مؤثری در بهبود تعادل ایفا میکنند. این تمرینات همچنین با تأکید بر کنترل حرکات اندامها، عملکرد مخچه و سایر ساختارهای مسئول حفظ تعادل را تقویت مینمایند. شواهد پژوهشی پیشین نیز حاکی از آن است که تمرینات تعادلی و هماهنگکننده میتوانند خطر زمین خوردن در سالمندان را کاهش دهند [29].
بهبود عملکرد سیستم عصبی مرکزی در پردازش و تفسیر محرکها میتواند نقش کلیدی در ارتقای زمان واکنش ایفا کند. زمان واکنش بهعنوان یکی از شاخصهای مهم عملکرد شناختی-حرکتی، نشاندهنده توانایی سیستم عصبی مرکزی در تشخیص محرک، پردازش آن و تولید پاسخ حرکتی مناسب است. همانگونه که در مطالعات پیشین نیز اشارهشده، زمان واکنش بازتابی از سرعت پردازش اطلاعات توسط مغز و کارآمدی مسیرهای حسی-حرکتی است [30]. تمرینات فرانکل با درگیر کردن همزمان ذهن و بدن، مسیرهای عصبی را تقویت و پاسخدهی سالمندان به محرکهای محیطی را تسریع میکنند. این تمرینات منظم و هدفمند با افزایش فعالیت بدنی کنترلشده، هماهنگی عصبی-عضلانی را بهبود بخشیده، تأخیر عصبی-عضلانی را کاهش داده و سرعت پاسخدهی به محرکها را افزایش میدهند. این اثرات بهدلیل تقویت مسیرهای حسی-حرکتی و بهبود کارایی پاسخهای عصبی به سیگنالهای حرکتی است که امکان اجرای سریعتر و دقیقتر حرکات را فراهم میکند [31]. این نتایج همجهت با پژوهش اردوغاناوغلو و همکاران میباشد [32].
یافتههای مطالعه حاضر نشاندهنده بهبود معنادار در شاخصهای راه رفتن مانند سرعت گام برداری و طول گامبرداری بوده است؛ این نتایج با یافتههای تحقیق بابایی و همکاران نیز همراستا هستند [33]. سالمندان در فعالیتهای روزمره برای حفظ تعادل و پیشگیری از زمین خوردن به گامبرداری در سرعتها و جهتهای مختلف نیاز دارند. تغییرات در سرعت، طول، و زمان گام با نوسانات وضعیتی و کاهش قدرت و هماهنگی عضلانی مرتبط است. تمرینات فرانکل با بهبود حس عمقی و تقویت هماهنگی عصبی-عضلانی، نوسانات وضعیتی را در حین راه رفتن کاهش داده و ثبات دینامیک را افزایش میدهند که به بهبود پارامترهای راه رفتن و کاهش خطر سقوط کمک میکند [34]. پروتکل این پژوهش همچنین با بهبود تعادل، قدرت عضلانی و جنبشپذیری مفاصل، سرعت و طول گام را افزایش داده است. بااینحال، مطالعات پیشین در این زمینه نتایج متفاوتی داشتهاند. طراحی تمرینات هدفمند با تمرکز بر تعادل، قدرت عضلانی و انعطافپذیری میتواند کیفیت و سرعت راه رفتن سالمندان را بهبود بخشد [ّ34].
بررسی اثربخشی تمرینات فرانکل بر کیفیت زندگی سالمندان حاکی از آن است که با کنترل نمرات پیشآزمون، گروه آزمون در مرحله پسآزمون نسبت به گروه کنترل بهبود معناداری در کیفیت زندگی نشان داد که با پژوهشهای یلفانی و همکاران [35] و جونز و همکاران [36] هم سو بود. رابطه معنادار بهدستآمده را میتوان به تأثیر مثبت اجرای فعالیتهای بدنی بر مجموعهای از مؤلفههای آمادگی جسمانی نظیر قدرت و استقامت عضلانی، استقامت قلبیعروقی، انعطافپذیری، سرعت، چابکی و تعادل نسبت داد. تمرینات منظم، بهویژه تمرینات هدفمند مانند تمرینات فرانکل، با بهبود این فاکتورها، توانایی افراد سالمند را در انجام فعالیتهای روزمره افزایش داده و از طریق ارتقای عملکرد حرکتی، کاهش وابستگی و افزایش مشارکت در زندگی اجتماعی، منجر به بهبود قابلتوجهی در کیفیت زندگی آنان میشوند [37]. تمرینات فرانکل با بهبود تعادل، زمان واکنش، و پارامترهای راه رفتن، نهتنها عملکرد جسمانی سالمندان را ارتقا میدهند، بلکه با کاهش ترس از افتادن، استقلال عملکردی در فعالیتهای روزمره را افزایش میدهند. این بهبودها احساس امنیت و اعتمادبهنفس را تقویت کرده و مشارکت اجتماعی و تفریحی سالمندان را تسهیل میکنند که بهنوبهخود کیفیت زندگی را بهبود میبخشد. این نتایج با یافتههای عزیزی و همکاران همخوانی دارد که نشان دادند مداخلات تمرینی با بهبود عملکرد جسمانی به افزایش استقلال عملکردی و امید به زندگی منجر میشوند [38]، که این نتایج با یافتههای پژوهش حاضر همراستا هستند.
یافتههای این پژوهش نشاندهنده آن است که تمرینات فرانکل بهعنوان یک مداخله کمهزینه و ایمن، عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی مردان سالمند 75 سال و بالاتر مراجعهکننده به مراکز مراقبت روزانه سالمندی را بهطور قابلتوجهی بهبود میبخشد. کاربرد عملی این یافتهها در ادغام تمرینات فرانکل در برنامههای پیشگیری از سقوط و توانبخشی مراکز نگهداری است، جایی که محدودیتهای محیطی و منابع وجود دارد. مداخلاتی مانند ترکیب تمرینات فرانکل با برنامههای آموزشی مجازی یا گروهی میتواند اثربخشی را افزایش دهد و به کاهش بار مراقبتی در سیستمهای بهداشتی کمک کند.
برای مطالعات آینده، پیشنهاد میشود بررسی اثرات بلندمدت (مانند پیگیری 6 ماهه) و مقایسه با گروههای دیگر (مانند زنان سالمند یا سالمندان ساکن منزل) انجام شود تا شواهد بیشتری برای تعمیمپذیری این مداخله فراهم گردد
با در نظر گرفتن تمام تلاش پژوهشگران اما این مطالعه محدودیتهایی نیز داشت ازجمله حجم نمونه نسبتاً کوچک (40 مرد بالای 75 سال در سبزوار) تعمیمپذیری به زنان و سالمندان مستقل را محدود میکند. کورسازی کامل بهدلیل ماهیت تمرینات فرانکل ممکن نبود. همچنین پیگیری بلندمدت نتایج امکانپذیر نشد. امکان کنترل کامل عوامل مداخلهگر (رژیم غذایی، خواب) نبود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
تحقیق حاضر دارای تأییدیه اخلاقی از کمیته اخلاق دانشگاه حکیم سبزواری به شماره (IR.HSU.REC.1404.010) میباشد، تمامی شرکتکنندگان رضایتنامه کتبی آگاهانه امضا کردند و از حقوق خود، شامل امکان انصراف در هر زمان بدون پیامد، آگاه شدند. هیچگونه اطلاعات هویتی در گزارش نتایج استفاده نشد، و مداخله با رعایت استانداردهای ایمنی توسط کارشناس ارشد حرکات اصلاحی اجرا شد.و همچنین تأکید میشود که ثبت رسمی در مرکز کار آزمایی بالینی ایران (IRCT20220919055988N2) قبل از ورود اولین شرکتکننده و شروع جمعآوری دادهها صورت پذیرفته است تا الزامات اخلاقی رعایت شود.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی دانشگاه حکیم سبزواری با شماره د1404/12057 است.
مشارکت نویسندگان
طراحی، نظارت و ویرایش نهایی: حسین شاهرخی؛ اجرای تمرینات، نگارش اولیه مقاله، تحلیل آماری دادهها و بازبینی نتایج: ابراهیم ابراهیمی؛ اجرای تمرینات فرانکل، نگارش و تحلیل دادهها: ابوالفضل ترخاصی؛ بررسی و تأیید نسخه نهایی: تمامی نویسندگان.
تعارض منافع
نویسندگان اعلام میکنند هیچگونه تضاد منافعی وجود ندارد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از کلیه سالمندانی که با مشارکت مؤثر خود در انجام این پژوهش همکاری کردند، صمیمانه قدردانی میشود.