مقدمه
اعتیاد به مواد مخدر حاصل تعامل پیچیده میان عوامل ژنتیکی، محیطی و تأثیرات داروشناختی این مواد است [1]. مصرف مواد مخدر با ایجاد اعتیاد نهتنها تأثیر منفی بر وضعیت اقتصادی اجتماعی شخص مصرفکننده دارد بلکه نقش تعیینکنندهای نیز بر سلامت روان و هیجانات فرد دارد [2]. مطالعات متعدد نشان دادهاند سوءمصرف مواد افیونی یا الکل، بهطور جدی بر سلامت روانی، جسمانی، روابط اجتماعی و زندگی روزمره فرد اثرگذار بوده و تأثیر منفی و زیانباری بر کیفیت زندگی و سلامت فرد دارد [3]. ازسویدیگر پژوهشگران حوزه اعتیاد معتقدند اختلال سوءمصرف مواد، دارای پیشآگهی نامطلوبی است و هزینههای درمانی هنگفتی را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به خانوادهها و جامعه تحمیل میکند [4]. بر همین اساس باتوجهبه هزینههای اقتصادی، آسیبهای فردی و اجتماعی سوءمصرف مواد، لازم است ضمن ارزیابی و پایش مداوم میزان شیوع، نوع شیوع و اثرات مربوط به آن، از پیشگیری و درمانهای مقرون به صرفهتر استفاده شود. بهطورکلی سوءمصرف مواد، مشکل متداولی است که به توجه فزآیندهای نیاز دارد و پژوهش درباره درمانهای مؤثر ضرورتی انکارناپذیر است [5].
اختلال استفاده از مواد افیونی الگویی را در فرد توصیف میکند که ازنظر بالینی به نقص، نابسامانی شدید یا آشفتگی شدید منجر میشود و در طیفی از شدت خفیف، متوسط تا شدید قابلتشخیص است [6]. تحمل آشفتگی پایین میتواند یکی از عوامل زمینهساز انواع سوءمصرف مواد در نظر گرفته شود. افراد با تحمل آشفتگی پایین، معمولاً استرس بیشتری تجربه میکنند و در تکالیف مبهم، شکست میخورند. عدم تحمل آشفتگی نقش خیلی مهمی در نگرانی و اضطراب و درنتیجه اختلالات اضطرابی دارد [7]. موسچاک و همکاران در پژوهشی نشان دادند تحمل آشفتگی پایین با سطوح بالای جستوجوی کوکائین و رفتارهای تکانشی ارتباط دارد [8].
در پژوهشی دیگر، ابراهیمزاده و سهرابی نشان دادند بین عدم تحملآشفتگی و گرایش به اعتیاد رابطه مثبت معناداری وجود دارد [9]. همچنین نتایج پژوهش میکائیلی و همکاران نشان داد زنان وابسته به مواد نسبت به گروه عادی از تحمل آشفتگیهیجانی پایینتری برخوردارند [10]. تحمل کم یا عدم تحمل آشفتگی و اثراتش میتواند در انواع مختلفی از جنبههای زندگی روزمره و شخصیتهای فردی مشاهده شود و بهطور خلاصه، آن نیز بخش غیرقابلاجتناب زندگی است [11].
زنان در فرآیند ترک کردن و پاک ماندن با موانعی مواجه هستند که مردان مواجه نیستند. نیروهای زیستی که باعث آشفتگی در نظام زن میشود، تغییرات مغزی ایجادشده توسط مصرف مواد و انگ خوردن زن مصرفکننده در جامعه عواملی هستند که پاک ماندن زن معتاد را سختتر میکند. یک زن برای غلبه بر اعتیاد خود نیاز شدیدی به حمایت و دریافت مکانیسمهایی بالینی برای کاهش آشفتگی دارد [12]. بنابراین شناسایی و استفاده از مداخلات درمانی و آموزشی جهت افزایش مهارتهای تحمل آشفتگی هیجانی یک ضرورت تلقی میگردد.
ازطرفی در نتایج پژوهش رستمی و همکاران نشان داده شد تحمل آشفتگی در افزایش احساس تنهایی نقش دارد [13]. پوسا و همکاران [14] نیز معتقدند اعتیاد به مواد مخدر تحت عملکرد خلقی، شناختی و احساسات فرد ازجمله احساس تنهایی قرار میگیرد [14]. قیاثی و همکاران در پژوهشی نشان دادند کاهش احساس تنهایی موجب افزایش رضایت از زندگی در افراد وابسته به مواد میشود و زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در آنها فراهم میآورد [15]. نتایج پژوهشهای فوق کاربردهای مهمی در آسیبشناسی گرایش به مواد مخدر دارد؛ چراکه برایناساس میتوان با ارائه آموزش و مشاورههای هدفمند، ضمن بهبود تحمل آشفتگی ، با انجام اقدامات مؤثر احساس تنهایی را کاهش داد و از گرایش افراد به اعتیاد پیشگیری کرد و حتی میتوان درمان مؤثر و متناسب با شرایط افراد وابسته به مواد را انتخاب نمود.
در پژوهشهای مختلف اثربخشی درمان هیجانمدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و فاجعهآمیز کردن درد [16]، نظمجویی شناختی هیجان [17]، بهبود تابآوری و آسیبپذیری روانی- بدنی [18]، کاهش سطح پردازش اطلاعات هیجانی، تحریفهای شناختی بین فردی و علائم نشانههای بدنی [19]، احساس حقارت، هیجانخواهی [20]، افزایش سرمایه روانشناختی [21]، کاهش اضطراب و افزایش شفقت خود [22]، کاهش باورهای غیرمنطقی و کمالگرایی، کاهش طرحوارههای ناسازگار اولیه [23]، افزایش کیفیت زندگی [24]، بهبود تنظیم هیجان و ارتقای سلامت [25]، کاهش علائم هیجانی نابهنجار [26] مورد تأیید قرار گرفته است.
درمان هیجانمدار رویکردی است مبتنی بر شواهد که با افزایش آگاهی هیجانی، پردازش سازگارانه هیجانها و تحول الگوهای هیجانی ناسازگار به افراد کمک میکند تنظیم هیجانی مؤثرتری پیدا کنند و تغییرات شناختی، رفتاری و رابطهای پایدار ایجاد شود. در درمان هیجانمدار نشان داده شده است تعاملهای لحظهبهلحظه مراجع-درمانگر و همراهی درمانگر باحالت هیجانی مراجع، نتایج درمان را پیشبینی میکند. نزدیک شدن به تجربیات ذهنی و عاطفی تلخ برای مراجعان غالباً فرآیندی دشوار و طاقتفرسا است. رسالت درمانگر در این زمینه علاوهبر ایجاد رابطه کارآمد، آموزش مهارتهایی برای تنظیم هیجان است. مدعیان درمان هیجانمدار بر این باورند که تنظیم هیجان بیش از آنکه برنامهای آموزشی با پروتکلی مشخص باشد، یک فرآیند است و از این نظر کار درمانگر بیش از آنکه به کار یک معلم شبیه باشد، به کار مربی شباهت دارد [27].
در افراد وابسته به مواد که معمولاً با طرحوارههای هیجانی آسیبدیده، تحمل پایین آشفتگی، خودتنظیمی ناکافی و چرخههای اجتناب هیجانی مواجهاند، نزدیک شدن به تجربههای عاطفی تلخ، فرآیندی دشوار و گاه تهدیدکننده است [28]. ازاینرو، رسالت درمانگر در درمان هیجانمدار، تنها ایجاد رابطهای امن و همدلانه نیست، بلکه تسهیل فرآیند تنظیم هیجانی و بازسازی شیوههای تجربه و معنادهی به هیجانهاست؛ فرآیندی که بیش از آنکه آموزشی و مبتنی بر پروتکل باشد، رابطهمحور و تجربهمحور است [29].
برایناساس، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن این فرض شکل گرفته است که درمان هیجانمدار، بهواسطه تأثیر آن بر تنظیم هیجانها و تقویت تواناییهای روانشناختی، میتواند موجب بهبود شاخصها و سازههای بالینی در زنان وابسته به مواد افیونی شود؛ در همین راستا این پژوهش درصدد پاسخگویی به این پرسش اساسی است که آیا درمان هیجانمدار بر میزان تحمل آشفتگی و احساس تنهایی زنان وابسته به مواد افیونی شهر اهواز اثربخش است یا خیر؟
روش کار
طرح پژوهش یک طرح آزمایشی حقیقی از نوع پیشآزمون- پسآزمون-پیگیری با گروه کنترل بود که در آن از دو گروه شامل یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد.
نمونه آماری و روش نمونهگیری
جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان وابسته به مواد مراجعهکننده به مراکز ترک اعتیاد شهر اهواز در سال 1402، بودند. باتوجهبه هدف پژوهش، نمونه آماری از میان جامعه موردنظر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند باتوجهبه ملاکهای ورود و خروج، تعداد 30 نفر بهطور تصادفی در گروههای آزمایش (درمان هیجانمدار) و کنترل گمارش شدند. معیارهای ورود به پژوهش شامل داشتن تحصیلات بالاتر از سیکل، رضایتمندی برای شرکت در پژوهش و عدم دریافت درمان همزمان با مداخله پژوهش بود و ملاکهای خروج از پژوهش شامل عدم مشارکت منظم در جلسات، غیبت بیش از 2 جلسه، عدم انجام تکالیف منزل و عدم تکمیل صحیح پرسشنامهها در نظر گرفته شد.
دامنه سنی نمونه موردمطالعه از 22 تا 41 سال بود و ازنظر وضعیت تأهل نیز شامل افراد مجرد، متأهل و مطلقه بودند. ازنظر وضعیت اشتغال، نیز در هر دو گروه افراد غیرشاغل و شاغل تمام وقت و پاره وقت وجود داشتند.
ابزار گردآوری اطلاعات
برای جمعآوری اطلاعات موردنیاز از دو ابزار استفاده شد:
پرسشنامه تحمل آشفتگی
این پرسشنامه را سیمونز و گاهر تدوین کردهاند که شامل 15 سؤال و 4 خردهمقیاس است [30] که در ایران علوی و همکاران آن را ترجمه و هنجاریابی کردهاند [31]. خردهمقیاسهای این پرسشنامه عبارت است از: تحمل آشفتگی هیجانی، جذب شدن بهوسیله هیجانات منفی، برآورد ذهنی آشفتگی و تنظیم تلاشها برای تسکین آشفتگی. سؤالات این پرسشنامه براساس مقیاس 5 درجهای لیکرت نمرهگذاری میشوند (1 کاملاً موافق، 2 اندکی موافق، 3 نه موافق و نه مخالف، 4 اندکی مخالف، 5 کاملاً مخالف). برای بهدست آوردن نمره تحمل آشفتگی، نمره تمام سؤالات با هم جمع میشود و برای بهدست آوردن نمره هریک از ابعاد، نمره سؤالهای هر بعد با هم جمع میشود. نمرات بالا در این مقیاس نشاندهنده تحمل آشفتگی بالا است. پایایی پرسشنامه در پژوهش علوی و همکاران [31] برای کل مقیاس از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 0/82 برآورد شده بود؛ در پژوهش حاضر، ضریب پایایی این پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برابر با 0/87 محاسبه شد.
مقیاس تجدیدنظرشده احساس تنهایی
مقیاس احساس تنهایی را راسل، پیلوا و کورتونا ساختهاند که شامل 20 سؤال و بهصورت 4 گزینهای، 10 جمله منفی و 10 جمله مثبت است [32]. در ایران سودانی و همکاران این پرسشنامه را هنجاریابی کردهاند [33]. برای نمرهگذاری از روش لیکرت استفاده شد، براساس اینکه سؤالات پرسشنامه 4 گزینهای است به هر سؤال نمره 1 تا 4 تعلق میگرفت. از دو دهه پیش نتایج اکثر تحقیقات، نشاندهنده قدرت تشخیص این آزمون بوده است. نمره بالاتر از میانگین بیانگر شدت بیشتر احساس تنهایی است. در پژوهش سودانی و همکاران [33] بهمنظور تعیین پایایی مقیاس از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد که برابر با 0/81 گزارش شده است. در پژوهش حاضر، ضریب پایایی کل این مقیاس با روش آلفای کرونباخ برابر با 0/82 محاسبه شد.
روش اجرا
برای اجرای پژوهش حاضر، پس از اخد مجوز از واحد پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و اخذ گواهی اخلاق در زمینه انجام پژوهش، با مراجعه به مراکز ترک اعتیاد شهر اهواز، زنانی که در فصل زمستان سال 1402 به این مراکز مراجعه کرده بودند (حدود 60 نفر) شناسایی شدند. سپس در جلسهای که برای والدین یا همراهان این افراد ترتیب داده شد، اهداف فواید و مزیتهای پژوهش توضیح داده شد. سپس از آنها درخواست شد در صورت رضایت به شرکت در پژوهش رضایتنامه را امضا نماید و در صورت عدم تمایل حتی در زمان اجرای پژوهش انصراف دهند. همچنین به همراهان آنان اطمینان داده شد تمام اطلاعات مربوط به افراد بهصورت محرمانه خواهد بود و برای هریک از افراد کد اختصاصی داده میشود. هرچند این آزمایش هیچ مخاطرهای برای افراد نخواهد داشت در صورت هرگونه آسیب جسمی، روانی، مالی و غیره، پژوهشگر موظف به جبران آن میباشد. درپایان پژوهش و پس از مرحله پیگیری برای گروه کنترل نیز مداخلهای متناسب ارائه شد.
سپس از میان افراد مذکور، نمونهای شامل 30 نفر که براساس معیارهای ورود، شرایط شرکت در پژوهش را داشتند و کمترین نمرات را در تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در مرحله پیشآزمون داشتند، انتخاب و بهصورت همتاسازی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش (درمان هیجانمدار) را بهصورت تخصصی دریافت کردند، درحالیکه برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. اجرای جلسات مداخله گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقهای و بهصورت هفتهای یک بار اجرا شد. پس از انجام مداخلات، پسآزمون و پس از 45 روز، مرحله پیگیری از هر دو گروه آزمایش و کنترل گرفته شد.
گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقهای و بهصورت هفتگی تحت درمان هیجانمدار به شیوه جلسات گروهی و براساس پروتکل گلر و گرنبرگ (2012) قرار گرفت [34]، که خلاصه جلسات انجامشده در
جدول شماره 1 آمده است.
روش تجزیهوتحلیل دادهها
برای تجزیهوتحلیل دادهها در این پژوهش، از روشهای آمار توصیفی مانند محاسبه فراوانی و درصد فراوانی، میانگین و انحرافمعیار و روشهای آمار استنباطی شامل تحلیل واریانس مختلط با اندازهگیری مکرر، آزمون تعقیبی بنفرونی و همچنین آزمون پیشفرضهای آن استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از نرمافزار کامپیوتری SPSS نسخه 27 استفاده شد. همچنین، سطح معنیداری در این پژوهش، 0/05=α در نظر گرفته شد.
یافتهها
جدول شماره 2 میانگین و انحرافمعیار تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در گروههای آزمایش (درمان هیجانمدار) و گروه کنترل در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری را نشان میدهد.

نتایج بهدستآمده نشان داد در گروه آزمایش، میانگین تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در مراحل پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیشآزمون افزایش داشته است.
نتایج آزمونهای چهارگانه مانووا برای آزمون فرض کلی (یعنی عدم برابری میانگینها) بر روی نمرههای پسآزمون، تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در گروههای آزمایش و کنترل را نشان میدهد.
همانطورکه در
جدول شماره 3 ملاحظه میشود، در مقایسه بین گروهی، آزمونهای آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (مانووا) در گروههای درمان هیجانمدار و کنترل نشان میدهد این گروهها حداقل در یکی از متغیرهای وابسته با یکدیگر تفاوت معنیداری دارند.

همچنین، در مقایسه درون گروهی، آزمونهای آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (مانووا) در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری نشان میدهد این مراحل حداقل در یکی از متغیرهای وابسته با یکدیگر تفاوت معنیداری دارند.
جدول شماره 4، نتایج تحلیل واریانس مختلط را با اندازهگیریهای مکرر در دو گروه و در سه مرحله در متغیرهای وابسته (تحمل آشفتگی و احساس تنهایی) نشان میدهد.

همانطور که در
جدول شماره 4 ملاحظه میشود، در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری برای تحمل آشفتگی و احساس تنهایی مقدار F در سطح 0/001=P معنادار هستند. این یافتهها نشان میدهند در متغیرهای وابسته در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تفاوت معنادار دیده میشود. همچنین در تعامل بین گروه و مراحل اندازهگیری برای تحمل آشفتگی و احساس تنهایی مقدار F در سطح 0/001=P معنادار هستند. این یافتهها نیز نشان میدهند در متغیرهای وابسته، تعامل گروه و مراحل اندازهگیری معنادار میباشد. همچنین در گروههای درمان هیجانمدار و کنترل برای تحمل آشفتگی و احساس تنهایی مقدار F در سطح 0/001=P معنادار هستند. این یافتهها نشان میدهند در متغیرهای وابسته بین گروههای درمان هیجانمدار و کنترل تفاوت معنادار دیده میشود.
همانگونه که در
جدول شماره 5 ملاحظه میشود، در هر دو متغیر تحمل آشفتگی و احساس تنهایی، گروه درمان هیجانمدار، در مراحل پسآزمون و پیگیری در قیاس با پیشآزمون، در سطح 0/05>P معنادار است، درحالیکه در گروه کنترل، این تفاوتها معنادار نیست (0/05<P).

همچنین، در دو گروه درمان هیجانمدار و گروه کنترل، در دو متغیر تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در مرحله پیگیری در قیاس با پسآزمون، تفاوتها معنادار نیست (0/05<P).
جدول شماره 6 نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی برای مقایسه میانگینها در در گروههای آزمایش درمان هیجانمدار و گروه کنترل در تحمل آشفتگی و احساس تنهایی را نشان میدهد.

همانگونه که در
جدول شماره 6 ملاحظه میشود، در هر دو متغیر تحمل آشفتگی و احساس تنهایی در مرحله پیشآزمون، بین گروه درمان هیجانمدار در قیاس با گروه کنترل معنادار نیست (0/05<P)، اما در مراحل پسآزمون و پیگیری، مقایسه بین گروه درمان هیجانمدار در قیاس با گروه کنترل، در سطح 0/05>P معنادار است.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان هیجانمدار بر تحمل آشفتگی و احساس تنهایی زنان وابسته به مواد افیونی انجام شد. براساس یافتههای پژوهش درمان هیجانمدار توانست بهطور معناداری تحمل آشفتگی و احساس تنهایی زنان وابسته به مواد افیونی را بهبود بخشد؛ یافتهای که همسو با شواهد روبهگسترش نقش هیجانپردازی و تنظیم هیجان در درمان اعتیاد است. افزایش تحمل آشفتگی در این پژوهش با یافتههای مطالعات جدید همخوانی دارد؛ پژوهشهای سالهای اخیر، ابراهیمزاده و سهرابی [9] و میکائیلی و همکاران [10] نشان دادهاند افراد وابسته به مواد معمولاً از نارسایی در تنظیم هیجان، اجتناب هیجانی و برانگیختگی منفی شدید رنج میبرند و مداخلات هیجانمدار میتوانند از طریق کمک به تجربه ایمن هیجان، نامگذاری دقیق حالات درونی و ایجاد معنای هیجانی سازگارانه، ظرفیت تحمل آشفتگی را افزایش دهند [35-37]. همچنین شواهد نشان میدهد درمان هیجانمدار با فعالسازی طرحوارههای هیجانی و بازسازی تجربههای هیجانی، مسیرهای عصبی مرتبط با تحمل استرس را تعدیل میکند که این امر در درمان اختلالات مصرف مواد اهمیت ویژهای دارد [38].
بااینحال، برخی مطالعات، بهویژه در جمعیتهای دارای وابستگی شدید یا همبودیهای روانپزشکی پیچیده، نتایج ضعیفتر یا بهبود کندتری در تحمل آشفتگی گزارش کردهاند [39، 40]. این ناهمخوانیها احتمالاً ریشه در ساختار مداخله، مدت درمان، یا تفاوت در ویژگیهای جمعیتشناختی نمونهها دارد. در پژوهش حاضر، زنان وابسته به مواد افیونی که معمولاً از آسیبپذیری هیجانی بیشتری نسبت به مردان برخوردارند، احتمالاً بهدلیل حساسیت هیجانی بالاتر و دریافت رابطه درمانی همدلانه، واکنش قویتری به درمان نشان دادهاند؛ امری که پژوهشهای جنسیتمحور اخیر نیز آن را تأیید کردهاند [41].
ازسویدیگر، یافتههای مربوط به کاهش احساس تنهایی نیز با دامنه وسیعی از پژوهشهای نوین همسو است. مطالعات سالهای 2022 تا 2025 نشان میدهند تنهایی در افراد وابسته به مواد پیامد مجموعهای از عوامل شامل شرم، خودانتقادی، تضعیف مهارتهای ارتباطی و طرد اجتماعی است و درمانهای هیجانمحور از طریق افزایش توانایی ابراز هیجان، روشنسازی نیازهای ارتباطی و ارتقای صمیمیت میانفردی میتوانند این احساس را کاهش دهند [42-44]. افزایش حس تعلق و کاهش انزوای هیجانی از طریق رابطه درمانی همدلانه، یکی از مؤلفههای اثربخش EFT است که در پژوهشهای جدید بهعنوان پیشبینیکننده قوی تغییرات مثبت روانشناختی گزارش شده است [35]. درعینحال، برخی مطالعات بر این نکته تأکید کردهاند که کاهش احساس تنهایی ممکن است در مراحل اولیه درمان محدود باشد و برای تثبیت آن نیاز به مداخلات میانفردی مکمل یا حمایت اجتماعی بیرونی وجود دارد [45]، موضوعی که در تفسیر یافتههای حاضر باید مدنظر قرار گیرد.
برآیند یافتههای این پژوهش و شواهد موجود نشان میدهد درمان هیجانمدار میتواند یکی از گزینههای مؤثر برای مداخلات روانشناختی زنان وابسته به مواد افیونی باشد، زیرا نهتنها ظرفیتهای درونی لازم برای تنظیم هیجان و تحمل رنج ذهنی را تقویت میکند، بلکه مؤلفههای مهم رابطهمحور مانند همدلی، صمیمیت درمانی و بازسازی نیازهای هیجانی را نیز فعال میسازد. این عوامل در کنار هم سبب بهبود شاخصهای بالینی مرتبط با اعتیاد، ازجمله تحمل آشفتگی و احساس تنهایی، میشوند. یافتههای حاضر از ضرورت توجه بیشتر مراکز درمانی به مداخلات مبتنی بر هیجان و ادغام آنها با برنامههای ترک اعتیاد، بهویژه در جمعیت زنان، حمایت میکند. همچنین پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده اثربخشی درمان هیجانمدار را در مقایسه با سایر درمانهای هیجانی یا شناختی در نمونههای متنوعتر بررسی کنند و اثرات بلندمدت این مداخله را در قالب طرحهای پیگیری ارزیابی نمایند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله با کد (IR.IAU.AHVAZ.REC.1404.052) در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز قرار گرفته است. قبل از مطالعه، از همه شرکتکنندگان رضایتنامه کتبی آگاهانه اخذ و به آنها اطمینان داده شد که اطلاعات محرمانه باقی میماند و حق انصراف از مطالعه در هر زمان را دارند.
حامی مالی
این مقاله برگرفته از رساله دکتری مائده یزدانیپور رشته مشاوره در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز میباشد و هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است..
مشارکت نویسندگان
مفهوم سازی، روششناسی، اجرای پژوهش، گردآوری و تحلیل دادهها و نگارش پیشنویس اولیه: مائده یزدانیپور؛ نظارت، تصور مفهوم، طراحی روششناسی، ویرایش و بازبینی نهایی: کبری کاظمیان مقدم؛ تحلیل دادهها، تفسیر نتایج، ویرایش و بازبینی: مسعود شهبازی؛ تأیید نسخه نهایی: همه نویسندگان.
تعارض منافع
بین نویسندگان هیچگونه تعارضی در منافع وجود ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از تمامی زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد افیونی که بهعنوان شرکتکنندگان (گروه آزمایش و گروه کنترل) در این پژوهش همکاری نمودند، سپاسگزاری میکنند