استاد، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
چکیده: (35 مشاهده)
مقدمه و هدف: افکار خودکشی از جمله مسائل مهم سلامت روان در نوجوانان محسوب میشود و شناسایی عوامل شناختی و معنوی مؤثر بر آن اهمیت فراوانی دارد. خودانتقادی بهعنوان یک سازه شناختی میتواند زمینهساز افکار خودکشی باشد، در حالی که هوش معنوی ممکن است بهعنوان یک منبع محافظتی عمل کند. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی رابطه میان خودانتقادی و افکار خودکشی با بررسی نقش تعدیلکننده هوش معنوی در دانشآموزان دارای افکار خودکشی انجام شد.
روشکار: این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی بود و با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. جامعه آماری شامل دانشآموزان دوره متوسطه بود که از میان آنها 343 نفر با روش نمونهگیری در دسترس و در نهایت تعداد 327 نفر وارد تحلیل نهایی شدند. دادهها با استفاده از مقیاس افکار خودکشی بک (BSS)، مقیاس سطوح خودانتقادی (LSCS) و سیاهه هوش معنوی (SISRI-24) گردآوری شد. تحلیل دادهها با نرمافزار SmartPLS نسخه 4 و روش بوتاسترپ با ۵۰۰۰ نمونه بازنمونهگیری انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد خودانتقادی اثر مثبت و معناداری بر افکار خودکشی دارد (328/0β =، 001/۰P<). همچنین هوش معنوی اثر منفی و معناداری بر افکار خودکشی داشت (550/0- β =، 001/۰P<). علاوه بر این، اثر تعاملی هوش معنوی و خودانتقادی بر افکار خودکشی از نظر آماری معنادار بود (184/0- β =، 027/۰P<). این یافته نشان داد که در سطوح بالای هوش معنوی، رابطه بین خودانتقادی و افکار خودکشی تضعیف میشود. ضریب تعیین نشان داد مدل پیشنهادی 3/70 درصد از واریانس افکار خودکشی را تبیین میکند.
نتیجهگیری: بهطور کلی، یافتهها نشان میدهد خودانتقادی میتواند بهعنوان یک عامل خطر شناختی در بروز افکار خودکشی در نوجوانان عمل کند، در حالی که هوش معنوی ممکن است شدت این رابطه را تحت تأثیر قرار دهد و بهعنوان یک منبع روانشناختی محافظتی ایفای نقش کند. این یافتهها بر اهمیت توجه به فرایندهای شناختی و ظرفیتهای معنوی در تدوین برنامههای پیشگیرانه و مداخلات روانشناختی با هدف کاهش افکار خودکشی در دانشآموزان تأکید میکند.
نوع مطالعه:
پژوهشي-کامل |
موضوع مقاله:
روانشناسی