مقدمه و هدف
سوسریها یک آفت شایع و جدی هستند که در سراسر جهان زندگی میکنند [1]. حشرات راسته Blattaria در انگلیسی Cockroaches (سوسری) نامیده میشوند [2] و بیشتر در اماکن عمومی مانند بیمارستانها، خانه، مدرسه، یافت میشوند. سوسریها بیش از 4600 گونه هستند که حدود 30 گونه با زیستگاههای انسانی سازگار شدهاند. براساس آخرین متون علمی 26 گونه، سه خانواده و 14 جنس، در ایران پیدا شده است [1، 3]. برخی از گونههای سوسریها بهویژه سوسری آمریکایی Periplaneta americana و سوسری آلمانی Blattella germanica با زندگی در نزدیکی انسانها سازگار شدهاند و قادر به انتقال ارگانیسمهای بیماریزا مانند باکتریها، تکیاختهها و ویروسها هستند. در میان گونههای سوسریها، دو گونه سوسری آلمانی و آمریکایی با بروز حساسیت در انسان مرتبط هستند که بهترتیب در مناطق معتدل و گرمسیری غالب هستند [4]. براساس گزارش پژوهشهای انجامشده، 24 گونه سوسری از 4 خانواده شامل Polyphagidae (12 گونه)، Blattidae (5 گونه)، Blattellidae (5 گونه) و Ectobiidae (2 گونه)، تاکنون در شهرهای ایران شناسایی شده است. سه گونه سوسری آلمانی، سوسری آمریکایی و سوسری شرقی شایعترین گونههایی هستند که در جوامع شهری (مانند ساختمانهای مسکونی، هتلها، بیمارستانها، رستورانها و مراکز خرید) ایران مشکلات بهداشتی ایجاد کردهاند. علاوهبراین، Polyphaga indica ، Periplaneta australasiae و Blatta lateralis از دیگر سوسریهای مهم ایران هستند [5].
سوسریها بهطور طبیعی ناقلان مکانیکی بسیار مهم بیماریها ازجمله وبا، فلج اطفال، حصبه، جذام، طاعون، اسهال خونی و عفونتهای ادراری انسان میباشند. علاوهبراین از طریق بزاق و مدفوع باعث ایجاد آلرژی در افراد میشوند و میتوانند حساسیت و آسم را در افراد مسن و بهویژه کودکان تحریک کنند [1، 6]. سوسریها بهعنوان معضل بهداشتی جدی در اماکن مسکونی، بیمارستانها، هتلها، رستورانها، انبارهای مواد غذایی، ساختمانهای اداری و سایر اماکن پراکنده شدهاند. سوسریها در بیمارستانها بهدلیل دمای مناسب، وجود مواد غذایی و پناهگاه در نقاط مختلف ازجمله اتاق بیماران، بخش جراحی، آشپزخانه و سایر قسمتها فعالیت دارند [7، 8].
ازآنجاییکه یکی از روشهای کنترل و پیشگیری از آلودگی به حشرات و کاهش میزان ابتلا به بیماریهای منتقله توسط آنها، بالا بردن سطح آگاهی، نگرش و عملکرد افراد جامعه در این زمینه است، مطالعاتی که در این راستا انجام میشود میتواند کمک شایانی به مسئولین بهداشتی در زمینه طراحی استراتژیهای کنترلی نماید. همچنین از اهداف آموزش در سلامت، آموزش با رویکرد تغییر رفتار است و این باور وجود دارد که تغییر دانش در افراد در ارتباط با ناقل و بیماریهای منتقله بهوسیله آنها به تغییر نگرش و رفتارهای بهداشتی در آینده منتهی میشود و میتواند به تأثیرات مثبت اقتصادی و سلامت عمومی در جامعه منجر شود [9]. چندین مطالعه نشان دادهاند شیوع بالای آلودگی به سوسریها ناشی از کمبود آگاهی در مورد عوامل مؤثر در گسترش آن میباشد [10-12]. مطالعات پیشین همچنین تأیید کردهاند که سطح آگاهی پایین افراد در مورد نقش موشها و سوسریها در انتقال عفونتهای خطرناک و تهدیدکننده زندگی نقش مهمی داشته است [13]. بنابراین مطالعه حاضر با هدف شناسایی گونههای سوسری و تحلیل شکافهای آگاهی و عملکرد کارکنان در مراکز تهیه و عرضه مواد غذایی در شهر بجنورد، استان خراسانشمالی اجرا شد.
روش کار
روش اجرا
مطالعه حاضر از نوع مقطعی با رویکرد توصیفیتحلیلی بود که در سال 1402 در دو فصل بهار و تابستان انجام شد. ابتدا تعداد 211 مکان تهیه و توزیع مواد غذایی و اماکن عمومی بازدید و از نظر آلودگی به سوسری مورد بررسی قرار گرفت. روش نمونهگیری بهصورت خوشهای بود که از مناطق مختلف شهری انجام شد. در مرحله بعد، وضعیت آگاهی، نگرش و رفتار عرضهکنندگان مواد غذایی بررسی شد. افرادی که میزان آگاهی، نگرش و رفتار آنها نسبت به شناخت از سوسریها بررسی گردید متصدیان تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی در سطح شهر بجنورد بودند که شامل رستورانها، غذای آماده و کبابی، هتل و اقامتگاهها، اماکن بین راهی، نانواییها، انبار مواد غذایی، فروشگاهها و سوپر مارکتها و مراکز درمانی بودند. همچنین بهمنظور سنجش آگاهی، نگرش و رفتار، پرسشنامه بین 52 نفر از متصدیان اماکن تهیه و توزیع مواد غذایی و اماکن عمومی که حداقل به یک گونه سوسری آلوده بودند، مورد مطالعه توزیع و نظرات آنها اخذ شد. بهمنظور محاسبه نرخ شیوع سوسری از
فرمول شماره 1 استفاده شد.
1. 100×تعداد کل محلهای نمونهبرداری/تعداد محلهای آلوده= نرخ شیوع سوسری
روش نمونهگیری جهت تعیین شناسایی گونه و شدت آلودگی
برای نمونهگیری از جمعیت سوسریها در محلهای مطالعه شده از تله چسبان و تلههای حاوی مواد غذایی استفاده شد. تلهها در مکانهایی که احتمال فعالیت سوسریها بیشتر است مانند داخل کابینت آشپزخانه، زیر کابینت، زیر ظرفشویی، سرویسهای بهداشتی، حاشیه دیوارها، کنار یخچالها، کنار سطل زباله و اماکن عمومی به فاصله 1 متر از همدیگر قرار داده شدند. تلهها حداکثر 1 هفته پس از جمعآوری، برای شناسایی گونهها و شدت آلودگی به آزمایشگاه منتقل شدند. همچنین با روش صید دستی، محلهای آلوده بررسی و نمونههای جمعآوری شد. نمونههای جمعآوریشده به آزمایشگاه مرکز تحقیقات بیماریهای منتقله بهوسیله ناقلین دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی منتقل و پس از شناسایی، اطلاعات در فرمهای مربوطه ثبت شد. سپس تعداد بالغان و نمفهای هر گونه سوسری روی تلهها شمارش و ثبت گردید. تفاوت بین بالغان و نمفها از روی کاراکترهای زوائد بال، زوائد انتهای شکم و رشد صفحه ژنیتالیای انتهای شکم تشخیص داده میشود. شدت آلودگی به سوسری بالغ براساس تعداد بالغ صیدشده در هر مرکز به دست آمد. شناسایی گونههای مختلف سوسریها با استفاده از کلیدهای شناسایی معتبر و توصیفهای ارائهشده توسط سایر پژوهشگران انجام شد [1، 14].
روش نمونهگیری جهت تعیین میزان آگاهی، نگرش و عملکرد متصدیان مواد غذایی
ابتدا، فهرست کاملی از اماکن مرتبط در شهر بجنورد، شامل 8 طبقه (رستورانها، کبابیها، هتلها، نانواییها، فروشگاهها وغیره) تهیه شد. سپس با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای تسهیم به نسبت، تعداد نمونه بهصورت تصادفی ساده از هر طبقه به شرح رستورانها= 13، کبابیها و فستفودها= 10، هتلها و اقامتگاهها= 5، اماکن بینراهی= 4، نانواییها= 8، انبارهای مواد غذایی= 3، فروشگاهها و سوپرمارکتها= 9 نفر محاسبه و مورد پرسشگری قرار گرفتند. درمجموع، 1000 عدد تله چسبان و 52 عدد تله طعمهای استفاده شد. در هر منطقه (رستوران، کبابی و غیره) بهطور متوسط 20 عدد تله چسبان و یک عدد تله طعمهای قرار داده شد و باتوجهبه 52 منطقه، در مجموع 52 تله طعمهای و بهطور حدودی 1000 تله چسبان قرار داده شد. معیار انتخاب مکان تلهها، مشاهده حداقل 1 مورد سوسری بود. بهمنظور کنترل شرایط احتمالی مؤثر بر وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد افراد و بهمنظور تخمین وضعیت آلودگی به سوسریها، محل نمونهگیری با اماکنی که افراد بهمنظور بررسی وضعیت آگاهی، نگرش و عملکرد مورد بررسی قرار گرفتند، متفاوت نبود.
ابزارهای اندازهگیری
جهت بررسی میزان آگاهی و نگرش و عملکرد رفتار متصدیان از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. بهمنظور بررسی وضعیت آگاهی افراد از 15 سؤال استفاده شد. سؤالات آگاهی بهصورت: خیر=0، نمی دانم=1 و بلی=2 نمره گذاری شدند. سؤالات نگرش شامل 3 سؤال بهصورت لیکرت 5 درجهای (کاملاً مخالفم =1، تا حدودی مخالفم = 2، نظری ندارم =3 ، موافقم =4 و کاملاً موافقم =5) نمرهگذاری شدند. سؤالات عملکرد شامل 5 سؤال بهصورت لیکرت 4 درجهای (همیشه=4، گاهی=3، اصلا=2، انجام میدهم ولی نه برای کنترل سوسریها=1) نمرهگذاری شدند. بهمنظور طبقهبندی متغیرهای آگاهی، نگرش و عملکرد به 3 گروه خوب، متوسط و ضعیف، نمرات بیشتر از 75 درصد نمره کل، بین 50 تا 75 درصد نمرات کل و کمتر از 50 درصد نمرات کل بهترتیب بهعنوان نمرات خوب، متوسط و ضعیف در نظر گرفته شدند [15].
بهمنظور بررسی روایی صوری از 5 نفر از متخصصان رشته آموزش بهداشت درخواست شد تا در قالب Expert Panel گویههای مرتبط با هر سازه را براساس شاخصهایی از قبیل ساده بودن، قابل فهم بودن، رعایت قواعد نگارشی فارسی و تناسب با سازه موردنظر بررسی کنند و پیشنهادات خود را اعلام نمایند. برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه از شیوه کمی استفاده شد و نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوای (CVI) برای 26 مورد نهایی محاسبه شد. برای این کار نظرات 10 نفر دیگر از متخصصین رشته آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در مورد پرسشنامه اخذ گردید. براساس جدول معیار تأیید اعتبار محتوای هر گویه معادل 0/62 بود [16]. بعد از محاسبه نسبت روایی محتوایی، تعداد 3 گویه حد نصاب لازم را به دست نیاوردند و حذف شدند. برای تعیین شاخص روایی محتوایی هر یک از گویهها، از نظرات متخصصین در قالب سه معیار سادگی، مرتبط بودن و وضوح بهصورت مجزا با استفاده از طیف لیکرت 4 قسمتی برای هر سه معیار استفاده شد (بدین شکل که برای معیار ساده بودن از گزینههای کاملاً ساده، ساده، نسبتاً ساده و ساده نیست، برای معیار مرتبط بودن از گزینههای کاملاً مربوط، مربوط، نسبتاً مربوط و غیر مرتبط و برای معیار وضوح هر گویه از گزینههای کاملاً واضح، واضح، نسبتاً واضح و غیرواضح استفاده شد) سپس برای محاسبه شاخص روایی تعداد موافقهای اعضای گروه با دو گزینه اول در هر معیار برای هر گویه محاسبه و عدد حاصل بر تعداد اعضای گروه متخصصین یعنی 10 تقسیم شد و بدین نحو CVI هریک از گویهها تعیین گردید و باتوجهبه متون مرتبط مقدار 0/79 بهعنوان معیار قابلقبول برای نگهداشتن هر یک از گویهها در پرسشنامه مد نظر قرار گرفت [16]. در این مرحله هیچ گویهای حذف نشد. جهت پایایی از روش آلفاکرونباخ استفاده شد که مقدار 0/87 برای آگاهی، 0/81 برای نگرش و 0/92 برای عملکرد به دست آمد. پیش از شروع مطالعه، فرم رضایت آگاهانه افراد تکمیل و به افراد مورد مطالعه اطمینان داده شد که اطلاعات گردآوریشده بدون ذکر نام بوده و بهصورت محرمانه باقی خواهد ماند.
تجزیهوتحلیل آماری
برای توصیف متغیرهای مورد بررسی از شاخصهای توصیفی (میانگین و انحرافمعیار و فراوانی و درصد) استفاده شد. برای بررسی نرمالیتی دادهها از آزمون شاپیرو ویلک استفاده شد. باتوجهبه نرمال بودن دادهها و بهمنظور پیشبینی رفتار براساس دو مؤلفه اصلی آگاهی و نگرش از رگرسیون خطی استفاده شد. اطلاعات جمعآوریشده توسط نرمافزار آماری SPSS نسخه 21 تجزیهوتحلیل شدند. در ضمن سطح معنیداری در این مطالعه 0/05 درنظر گرفته شد.
یافتهها
در این بررسی تعداد 211 مکان مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد، 52 مکان دارای آلودگی به سوسری بود (24/5 درصد). بیشترین آلودگی در مراکز تولید مواد غذایی (53/8 درصد) بود. درصد آلودگی و میزان آلودگی به تفکیک اماکن در
جدول شماره 1 ذکر شده است.

در این بررسی دو گونه از سوسریها شامل سوسری آلمانی با 96/5 درصد بیشترین میزان و سوسری آمریکایی با 3/5 درصد کمترین آلودگی را تشکیل میدادند.
باتوجهبه دادههای
جدول شماره 2، از نظر جنسیتی، بیش از نصف نمونهها (63/46 درصد) شرکتکنندگان مرد بودند.

افراد (13/46 درصد) 7 نفر کمترین فراوانی را درمقابل تحصیلات دیپلم (23/07 درصد)، 20 نفر بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده بودند. میانگین سنی نمونهها نیز 38/66 سال بود که کمترین و بیشترین سن افراد 20 تا 63 سال بود.
همانگونهکه دادههای
جدول شماره 3 نشان میدهد، میانگین آگاهی 20/37 با انحرافمعیار 2/30 بود که توزیع نمرات آگاهی در محدوده نسبتاً محدودی قرار دارد و انحرافمعیار پایین نسبت به میانگین نشاندهنده همگنی نسبی پاسخدهندگان در این متغیر است.

میانگین نمره نگرش 12/63 با انحرافمعیار 1/45 بود. متغیر عملکرد با میانگین 11/91 با انحرافمعیار 2/49 دارای بیشترین پراکندگی در بین سه متغیر دارد که نشاندهنده تنوع بیشتر در عملکرد پاسخدهندگان است .
نتایج آزمون رگرسیون خطی ساده در
جدول شماره 4 نشان میدهد بهازای هر واحد افزایش در آگاهی، میزان رفتار 0/218 واحد افزایش مییابد، درحالیکه بهازای هر واحد افزایش در نگرش، میزان رفتار 0/268 واحد افزایش مییابد.

نتایج رگرسیون خطی نشان داد آگاهی و نگرش رابطه مثبتی با رفتار دارند، اما این ارتباط ازنظر آماری معنیدار نبود (0/05=P). رفتار بهعنوان یک متغیر وابسته به آگاهی و نگرش افراد در نظر گرفته شده است.
بحث
ترکیب گونهای سوسری و نحوه توزیع آنها برحسب اماکن
در مطالعه حاضر که در اماکن تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی شهر بجنورد صورت گرفته است، جمعاً دو گونه سوسری آلمانی و آمریکایی جمعآوری شدند. بیشترین نرخ آلودگی مربوط به سوسری آلمانی (96/5 درصد) و آمریکایی (3/5 درصد) گزارش شد. نرخ کلی آلودگی در اماکن تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی شهر بجنورد 24/5 درصد میباشد. اختلاف در فراوانی گونههای صیدشده را میتوان به تفاوت در محل نمونهبرداری (اماکن فروش، طبخ، انبار و آشپزخانه بیمارستان)، ترجیح گونههای سوسری برای فعالیت در زیستگاههای مختلف، راههای ورود سوسری به محل و نیز فصل نمونهبرداری نسبت داد. بهاینترتیب سوسری آلمانی عمدتا در آشپزخانهها و رستورانها (محلهای تولید مواد غذایی) فعالیت بیشتری دارند و امکان دارد از طریق جابهجایی وسایل آلوده منتقل شوند. اما سوسری آمریکایی بیشتر در فاضلاب روها فعالیت میکنند و از طریق فاضلاب روی آشپزخانه و سرویس بهداشتی وارد میشوند. درواقع گونه سوسری آمریکایی بیشتر هتلها بیمارستانها و اقامتگاهها را ترجیح میدهد [7].
در مطالعه دهقانی و همکاران در شاهین شهر، سه گونه سوسری آمریکایی، آلمانی و شرقی شناسایی شد که بیشترین فراوانی مربوط به سوسری آمریکایی بود. نرخ آلودگی سوسری در این شهر 67/5 درصد گزارش شده است . البته این تحقیق در اماکن مسکونی صورت گرفته است. اگر میزان آلودگی در اماکن مسکونی را به همان مقدار به اماکن تهیه و توزیع در اطراف آن تعمیم دهیم، میزان آلودگی در شهر بجنورد نسبت به این شهر 23/1 درصد کمتر است [17].
در مطالعه مرور سیستماتیکی که خوبدل و همکاران با عنوان روشهای پیشگیری و کنترل سوسریهای آلمانی و نوار قهوهای در اماکن انسانی انجام دادند، سوسری آلمانی با بیشترین شیوع آلودگی در آشپزخانهها، محل پخت و توزیع غذا، سلفسرویسها، سرویسهای بهداشتی و حمام مشاهده میشود [18].
در مطالعه شهرکی و همکاران پنج گونه سوسری آلمانی، ترکستانی، شرقی، آمریکایی و نوار قهوهای از منازل مسکونی، خوابگاهها و بیمارستانهای شهر یاسوج جمعآوری شد. سوسری آلمانی بهعنوان فراوانترین گونه غالب شناسایی شد؛ نرخ آلودگی در شهر یاسوج 39 درصد گزارش شد [5]. نتایج این مطالعه با نتایج ما از لحاض غالب بودن گونه آلمانی مطابقت دارد. بیشترین نرخ آلودگی در اماکن تهیه و پخت مواد غذایی و آشپزخانهها در شهر بجنورد مشاهده گردید که بیانگر این نکته است که آشپزخانه، غذای آماده و رستورانها بهدلیل وجود بقایای مواد غذایی، تاریکی و رطوبت زیاد، زیستگاه مناسبی برای این دسته از آفات هستند. نتایج مطالعهایی که شریف راد و همکاران در اهواز انجام دادند، نشان داد بهطورکلی، چهار جنس و پنج گونه سوسری شامل :
Periplaneta americana ●
Supella longipalpa ●
Blattella germanica ●
Blatta lateralis ●
Blatta orientalis ●
جمعآوری شدند. بالاترین میزان آلودگی مربوط به «B. germanica» با 8/25 درصد بود که پس از آن «P. Americana» با 11 درصد، «S. longipalpa» با 5/6 درصد، «B. lateralis» با 3/3 درصد و«B. orientalis» با 2/7 درصد قرار داشتند. نرخ شیوع آلودگی سوسریها 48/5 درصد گزارش شد. از میان خانههای آلوده، 69/1 درصد ویلا و 38/9 درصد آپارتمان بودند. علاوهبراین، 22/2 درصد، 66/7 درصد و 11/1 درصد از خانههای آلوده دارای آلودگی شدید، متوسط و کم بودند که میانگین تعداد سوسریها بهترتیب 37/5، 10/3 و 3/4 بالغ در هر خانه بود. بیشترین میزان آلودگی (30/76 درصد) در آشپزخانهها مشاهده شد. مطالعه شریفیراد و همکاران نیز همانند پژوهش حاضر، «Blattella germanica» را بهعنوان گونه غالب گزارش کرد، با این تفاوت که شیوع کلی آلودگی در اهواز (48/5 درصد) تقریباً 2 برابر بجنورد (24/5 درصد) بود که احتمالاً بهدلیل تفاوت اقلیمی (گرم و مرطوب اهواز در مقابل معتدل کوهستانی بجنورد) و نوع اماکن مورد بررسی (مسکونی در اهواز در مقابل مراکز تهیه مواد غذایی در مطالعه ما) میباشد. همچنین تنوع گونهای در اهواز به مراتب بیشتر (5 گونه) از بجنورد (2 گونه) بود. بااینحال، هر دو مطالعه آشپزخانه را بهعنوان پرآلودگیترین مکان معرفی کردند که نشاندهنده نقش کلیدی این مکان در حفظ جمعیت سوسری آلمانی است. این مقایسه تأکید میکند راهبردهای کنترل آفات باید براساس شرایط اقلیمی و نوع کاربری مکانها بهصورت منطقهای طراحی شوند [7].
نتایج مطالعه نصیریان نشان میدهد روند جهانی آلودگی باکتریایی سوسریها طی سالهای 2003 تا 2014 افزایش داشته و از 45 به 80 درصد رسیده است. در گونه«Periplaneta Americana» نیز روند آلودگی در همین دوره افزایشی بوده و از 55 به 75 درصد رسیده است، درحالیکه در گونه «Blattella germanica» روندی کاهشی از 90 به 50 درصد مشاهده شده است. میانگین جهانی آلودگی باکتریایی در سوسریها 67/9 درصد، در«P.americana» برابر با 72/9 درصد و در «B. germanica» معادل 62/9 درصد گزارش شد.
روند آلودگی در سوسریها و سوسری آمریکایی طی این سالها افزایشی بوده، اما در سوسری آلمانی کاهش یافته است. میانگین جهانی آلودگی باکتریایی نیز برای سوسریها 67/9 درصد، برای سوسری آمریکایی 72/9 درصد و برای سوسری آلمانی 62/9 درصد گزارش شد که نشان میدهد سوسری آمریکایی بیشترین میزان آلودگی را دارد. بااینحال، تفاوت معنیداری بین میزان آلودگی سوسریها و دو گونه مذکور مشاهده نشد.
مطالعه نصیریان نشان داد روند جهانی آلودگی باکتریایی در گونه «Blattella germanica» طی سالهای 2003 تا 2014 کاهشی (از 90 به 50 درصد) بوده است، درحالیکه در مطالعه حاضر در شهر بجنورد، همین گونه با فراوانی 96/5 درصد گونه غالب در مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی بود. این تفاوت احتمالاً ناشی از دو عامل است: نخست، مطالعه نصیریان روند زمانی آلودگی باکتریایی را بررسی کرده نه فراوانی گونهها؛ دوم، احتمالاً مداخلات موفق کنترل آفات در سطح جهانی باعث کاهش جمعیت سوسری آلمانی شده، اما در منطقه ما بهدلیل ضعف در عملکرد کارکنان (همانطور که در یافتههای مطالعه حاضر مشاهده شد، میانگین عملکرد 11/91 از 20) و شکاف بین آگاهی و رفتار، هنوز این گونه به وفور یافت میشود. بنابراین، تأکید میشود کنترل موفق سوسری آلمانی نیازمند تبدیل آگاهی به عملکرد مؤثر و مداخلات عملی مستمر است [19].
مطالعه ممونا و همکاران در پاکستان نشان داد گونه «Blattella germanica» بیشترین فراوانی را در محیطهای داخلی داشته است. گونه «Periplaneta americana» بهعنوان دومین گونه گسترده در سطح مطالعه شناسایی شد و پس از آن گونههای «B. orientalis» و «B. lateralis» بهترتیب در مناطق مسکونی بهطور متوسط و در بیمارستانها بهطور محدود پراکنده بودند. مناطق مسکونی و بیمارستانها بهشدت آلوده به «B. germanica» بودند و پس از آن «P. americana» قرار داشت [20].
مطالعهای که اپل و همکاران انجام دادند، نشان داد گونههای داخلی مانند سوسری آلمانی و ترکستان در اتاقخوابها، آشپزخانهها، انبارها، بخشهای بیمارستان و دفاتر نزدیک سلف سرویس بیشترین شیوع را دارند که بهدلیل شرایط سایهدار، دسترسی به غذا و محیط خنک مناسب برای افزایش جمعیت آنها است [21]. غالب بودن گونه سوسری آلمانی بهدلیل قدرت تکثیر بالا و انطباق پذیری محیطی آن میتواند باشد.
آگاهی، نگرش و عملکرد شرکتکنندگان در مطالعه
در مطالعه حاضر، میانگین نمره آگاهی افراد متوسط به بالا، میانگین نمره نگرش مطلوب و رفتار نامطلوب بود. همسو با مطالعه حاضر، نتایج مطالعه متولی و همکاران نشان داد اگرچه میانگین امتیاز آگاهی نسبت به سوسریها در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد (38/75 درصد)، اما این آگاهی بالا به نگرش و بهویژه رفتار مؤثر تبدیل نشده است، بهطوریکه میانگین نگرش 53/6 درصد و میانگین عملکرد تنها 49/3 درصد بود [9].
یافتههای مطالعه وانگ و همکاران نشان داد نگرش ساکنان به سوسری آلمانی و وضعیت بهداشت منزل، ارتباط معنیداری با وجود آلودگی باکتریایی این آفت دارد: حدود 30 درصد آپارتمانها سوسری آلمانی داشتند، اما 36 درصد از ساکنانی که در منزلشان تلههایی با سوسری فعال داشتند، از وجود آنها بیخبر بودند. آمار نشان داد در آپارتمانهایی با وضعیت بهداشتی ضعیف در آشپزخانه و سرویس بهداشتی، احتمال حضور سوسریها 2/7 برابر بیشتر است. در بخش عملکرد بر خلاف نتیجه مطالعه حاضر، مشخص شد اکثریت ساکنان (74 درصد) خودشان برای کنترل سوسری روشهایی مثل اسپری، نظافت منزل، تله و طعمه سمّی به کار میبرند، اما تنها 66 درصد آنان مطمئناند که میتوان سوسریها را بهطور کامل از بین برد. درواقع، این مطالعه در آپارتمانهای شهری انجام شد که عوامل محیطی مانند وضعیت بهداشت منزل، تراکم جمعیت و دسترسی آسان سوسریها، تأثیر مستقیم بر عملکرد ساکنان داشته است [22]. این یافته مؤید آن است که حتی زمانی که افراد اقدام به کنترل سوسری میکنند، عواملی مانند ناآگاهی از وجود آفت، اطمینان افراطی به نتیجهبخشی روشها و وضعیت ضعیف بهداشت محیط، میتوانند اثر بخشی عملکرد را خنثی کنند.
مطالعه کریسپین و همکاران نشان داد در مورد آگاهی، حدود 56/9 درصد از فروشندگان از پویایی آلودگی سوسری اطلاع داشتند، یعنی بیش از نیمی از آنها خطر وجود سوسریها را میفهمیدند. در بخش عملکرد (کنترل)، روش شیمیایی (سموم) محبوبترین راه بود (49/5 درصد)، درحالیکه روشهای فیزیکی و بیولوژیک بهترتیب 33/0 و 10/1 درصد انتخاب شدند و کمترین استفاده مربوط به روشهای فرهنگی (6/4 درصد) بود. نتایج نشان میدهد بخش بهداشت عمومی باید به بهبود شرایط بهداشتی محیط خارجی و همچنین افزایش حساسیت فروشندگان نسبت به پیامدهای بهداشتی وجود سوسریها بپردازد و به آنها روشهای کنترل مؤثرتر را آموزش دهد [23].
در مقایسه با مطالعه کریسپین و همکاران، نتایج مطالعه حاضر شباهت مهمی را نشان میدهد: در هر دو پژوهش، سطح آگاهی افراد نسبت به سوسریها در حد متوسط یا بالاتر بود، اما این آگاهی به تنهایی برای ایجاد رفتار مؤثر کافی نبود. در مطالعه کریسپین، علیرغم آگاهی 56/9 درصد فروشندگان، روشهای شیمیایی همچنان محبوبترین راه کنترل بودند (49/5 درصد) و روشهای فیزیکی و فرهنگی کمتر مورد استفاده قرار گرفتند که نشاندهنده شکاف آگاهی-عملکرد مشابه با یافته ماست. در مطالعه حاضر، میانگین رفتار در سطح نامطلوب گزارش شد، درحالیکه در مطالعه کریسپین حداقل نیمی از فروشندگان اقدام به کنترل (هرچند عمدتاً شیمیایی) میکردند. به طورکلی، هر دو مطالعه بر ضرورت آموزش روشهای مؤثرتر و ایمنتر کنترل سوسری توسط نظام بهداشت عمومی، فراتر از افزایش صرف آگاهی، تأکید دارند.
یافتههای مطالعه فوق از نظر آگاهی تقریبا مشابه مطالعه حاضر میباشد. البته در مطالعه کریسپین، فروشندگان مواد غذایی تحت شرایط کاری خاص قرار داشتند و اولویت آن ها بیشتر بر حفظ محیط کاری بهداشتی بوده است، درحالیکه در مطالعه حاضر جمعیت عمومی بررسی شد و مقایسه آنها چندان منطقی به نظر نمیرسد.
همچنین لایبوویچ‑راوی و همکاران در مطالعه خود به این یافتهها دست یافتند که سطح انزجار از حشرات (بهویژه سوسریها) ارتباط معنیداری با استفاده از سموم در خانه ندارد. همچنین، سطح آلودگی مکان (در معرض حشرات بودن) و تمایل ذاتی خانوارها برای استفاده از سموم، پیشبینیکنندهی بیشتری برای مصرف سموم بودهاند تا احساس انزجار از حشرات. این نتایج بیانگر آن است که انگیزههای عاطفی و نگرش مثل انزجار به تنهایی تعیینکننده رفتار پاکسازی و سمپاشی نیستند و برنامههای آموزشی مدیریت آفات باید به عوامل شخصی و عاطفی نیز توجه کنند [24]. آموزش مداوم و مدیریت رفتار، از فاکتورهای مهم در ترجمه دانش به نگرش و عملکرد افراد در نظر گرفته میشوند [25].
درنهایت، تفاوت مشاهدهشده بین آگاهی، نگرش و عملکرد افراد میتواند ناشی از چند عامل باشد:
اول، اگر چه سطح آگاهی نسبتاً بالا است، اما کمبود دسترسی به منابع عملی و ابزارهای مؤثر کنترل سوسری مانع از تبدیل آگاهی به رفتار مناسب میشود.
دوم، شرایط محیطی مانند وضعیت بهداشت منزل، تراکم جمعیت و میزان آلودگی محیطی نقش مستقیم بر عملکرد دارد و میتواند رفتار افراد را محدود کند.
سوم، ویژگیهای جمعیتی و انگیزههای شخصی، از جمله تجربه قبلی با آلودگی، نگرشهای عاطفی مانند انزجار و تمایل به استفاده از روشهای مختلف کنترل، بر تصمیمگیری و اقدامات عملی اثرگذار است. به همین دلیل، آگاهی بالا لزوماً به نگرش و عملکرد مطلوب منجر نمیشود و برنامههای آموزشی و مداخلات مدیریتی باید علاوهبر ارتقای دانش، توجه ویژهای به شرایط محیطی، دسترسی به ابزارهای عملی و انگیزههای فردی داشته باشند. همچنین، ازآنجاییکه یکی از روشهای کنترل و پیشگیری از آلودگی حشرات و کاهش میزان ابتلا به بیماریهای منتقله توسط آنها، بالا بردن سطح آگاهی، نگرش و عملکرد افراد جامعه در این زمینه است، مطالعاتی که در این راستا انجام میشود، میتواند کمک شایانی به مسئولین بهداشتی در زمینه طراحی استراتژیهای کنترلی نماید. همچنین از اهداف آموزش در سلامت، آموزش با رویکرد تغییر رفتار است و این باور وجود دارد که تغییر دانش در افراد در ارتباط با ناقلین به تغییر نگرش و رفتارهای بهداشتی در آینده منتهی میشود و آن میتواند به تأثیرات مثبت اقتصادی و سلامت عمومی در جامعه منجر شود.
در ساعاتی از شبانهروز که دمای هوا پایین بو،د احتمال صید نمونهها کمتر میشد و عامل محدودکننده دیگر عدم همکاری برخی از متصدیان اماکن تهیه توزیع مواد غذایی و اماکن عمومی با این طرح بود که به رغم اطمینان دادن از شرایط اخلاقی طرح، تمایل به همکاری نداشتند.
نتیجهگیری
شیوع سوسریها در اماکن تهیه و توزیع مواد غذایی شهر بجنورد نسبتاً بالا بوده و بیشترین فراوانی مربوط به گونه سوسری آلمانی است. هرچند آگاهی و نگرش صاحبان مشاغل نسبت به این آفات در سطح قابلقبولی قرار دارد، اما این آگاهی و نگرش بهطور کامل به عملکرد مؤثر در کنترل سوسریها تبدیل نشده و رفتار کارکنان تنوع بالایی داشته است. این یافتهها حاکی از آن است که صرف داشتن دانش و نگرش مثبت برای کاهش شیوع کافی نیست و عوامل محیطی، دسترسی به ابزارهای کنترل و انگیزههای فردی نقش تعیینکنندهای در رفتار افراد دارند. بنابراین، بهبود وضعیت نیازمند آموزش عملی و مستمر، ارتقای بهداشت محیطی، فراهم کردن ابزارهای کنترلی و نظارت مداوم بر اجرای اقدامات پیشگیرانه است تا هم شیوع سوسریها کاهش یابد و هم رفتار کارکنان به سمت کنترل مؤثر و پایدار سوق پیدا کند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله منتج از طرح تحقیقاتی دارای کد اخلاق شماره (IR. GOUMS. REC. 1401.073) از دانشگاه علوم پزشکی گلستان میباشد.
حامی مالی
این مقاله منتج از طرح پژوهشی مشترک مورد حمایت معاونتهای محترم تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی گلستان و دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی میباشد.
مشارکت نویسندگان
ایده، طراحی مطالعه، حمایتهای اداری، فنی و پشتیبانی محتوا: علی ظفرزاده؛ جمعآوری دادهها : کوروش ارزمانی؛ تحلیل و تفسیر دادهها :علی ظفرزاده و کوروش ارزمانی؛ نگارش پیشنویس مقاله، بازبینی انتقادی مقاله و تجزیهوتحلیل آماری: علی ظفرزاده، سید کمال میرکریمی و جاسوانت سینگ.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدین وسیله از حمیدرضا شرکا، احمد موسیزاده و فاطمه کوهستانی که در انجام این مطالعه همکاری داشتهاند تشکر و قدردانی میشود.