دوره 11، شماره 3 - ( پاییز 1404 )                   جلد 11 شماره 3 صفحات 63-50 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Davoudi H, Shams Kolahi S. Impact of Compassion-focused Therapy on the Self-compassion of Mothers of Children With Autism Spectrum Disorder in Iran. J Health Res Commun 2025; 11 (3) :50-63
URL: http://jhc.mazums.ac.ir/article-1-1166-fa.html
داودی حسین، شمس کلاهی سحر. اثربخشی آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر میزان خوددلسوزی مادران کودکان مبتلا به اوتیسم. مجله تحقیقات سلامت در جامعه. 1404; 11 (3) :50-63

URL: http://jhc.mazums.ac.ir/article-1-1166-fa.html


گروه مشاوره، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران.
متن کامل [PDF 6794 kb]   (231 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (925 مشاهده)
متن کامل:   (27 مشاهده)
مقدمه
یکی از پرتنش‌ترین تجربیات برای هر خانواده‌ای، اداره کردن کودک دچار ناتوانی یا بیماری مزمن است [1-3]. اختلال طیف اوتیسم (ASD) اختلالی عصبی-رشدی است که به‌عنوان شایع‌ترین اختلال رشدی در حال پیشرفت شناخته شده است [4]. این اختلال براساس دو محور رفتاریِ تأخیر یا نقص در ارتباط-تعامل اجتماعی و رفتارهای تکراری و علایق محدود تشخیص داده می‌شود [5]. 
تشخیص اوتیسم معمولاً در بین 2 تا 5 سالگی است که براساس رفتارهایی همچون عدم تماس چشمی، ویژگی‌های جسمی و رفتاری خاص، اختلالات ارتباط و زبان، واکنش شدید یا خفیف به محرک‌های حسی است [6]. کودکان مبتلا به اوتیسم معمولاً از توجه به محرک‌ها اجتناب کرده و یا به‌طور افراطی روی یک محرک تمرکز می‌نمایند. همچنین با دخالت محرک‌های نامربوط به آسانی دچار حواس‌پرتی می‌شوند [7، 8]. 
طی چند دهه گذشته میزان شیوع اختلال طیف اوتیسم افزایش یافته است، به‌گونه‌ای‌که امروزه در هر 68 کودک، 1 کودک در سن مدرسه را تحت تأثیر قرار داده است. این کودکان رفتارهای نامطلوبی مانند حرکات و رفتارهای کلیشه‌ای، پرخاشگری و رفتارهای خودآزاری از خود نشان می‌دهند. آن‌ها همچنین در فهم و استفاده از قوانین و رفتارهای اجتماعی، اشاره‌ای، محاوره‌ای، رفتارهای غیرکلامی و هماهنگی حرکتی دچار مشکل هستند [4].
مطابق آمار مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های آمریکا، شیوع این اختلال در سال 2002، 1 در 150 نفر، در سال‌های 2004 تا 2006، 1 در 110، در سال 2008، 1 در 88 نفر، در سال 2014، 1 در 68 نفر، در سال 2020، 1 در 55 نفر و در سال 2023، 1 در 36 نفر گزارش شده است [9]. این نکته قابل‌ذکر است که این افزایش شیوع تنها محدود به آمریکا نیست و یک روند جهانی، ازجمله در ایران است. مطالعات شیوع‌شناسی در ایران نیز آمار رو‌به‌افزایشی از ابتلا به اوتیسم در کودکان را نشان می‌دهند. برای مثال، بزرگ‌نیا و همکاران [10]، میزان شیوع این اختلال را در اصفهان 12/15 و در شهرکرد 9/97 در هر 10 هزار کودک گزارش کرده‌اند. وکیلی‌زاده و همکاران نیز شیوع اوتیسم را در ایران در سال 1396، 6/26 در 10 هزار کودک و در سال 1401، 95/2 در 10 هزار کودک گزارش کرده‌اند [11، 12]. 
والدین این کودکان گزارش می‌دهند که مشکلات در تعاملات اجتماعی، رفتارهای کلیشه‌ای و احساس ناتوانی والدین در کنترل رفتارهای نامناسب کودک می‌تواند شدت استرس را در آن‌ها بیشتر کند [13]. همچنین والدین کودکان اوتیسم افسردگی و اضطراب بیشتر را تجربه می‌کنند [14]. 
پژوهش‌ها نشان داده است‌ هیچ‌ یک‌ از فشارزاهای معمولی‌ در خانواده نمی‌تواند به‌ اندازه فشارزایی‌ مثل‌ داشتن‌ یک‌ فرزند با نیازهای‌ خاص تأثیری‌ شدید و دائمی‌ بر خانواده داشته‌ باشد و خانواده، به‌خصوص مادران را در معرض پیامدهای‌ بهزیستی‌ روانشناختی‌ پایین‌ قرار دهد. مادران به‌دلیل ارتباط بیشتری که با این کودکان دارند فشار روانی بیشتری را نسبت به پدران خواهند داشت. اکثر مادران به هنگام تشخیص اختلال اوتیسم فرزندان خود، دچار واکنش انکار و سردرگمی شده و طیف گسترده‌ای از هیجانات از قبیل خشم، غمگینی، گریه و سوگ را نشان می‌دهند. برخی از مادران این کودکان، فرزند آسیب‌دیده خود را نشانه‌ای از شکست خویش تلقی می‌کنند. به‌ویژه مادرانی که انتظار داشته‌ا‌ند فرزندان آن‌ها هدف‌هایی را برآورده سازند که خودشان در زندگی نتوانسته بدان برسند. این مسئله آنان را با افزایش خطرهای مشکلات روانشناختی مانند افسردگی و اضطراب مواجه می‌کند [15، 16].
باتوجه‌به شیوع بالای استرس، اضطراب و خودانتقادی در این مادران، به نظر می‌رسد مداخلاتی که بر افزایش مهربانی با خود و کاهش قضاوت خود تمرکز دارند، مانند درمان متمرکز بر شفقت، می‌توانند پاسخی مستقیم به این نیازها باشند. یکی‌ از مفاهیمی‌ که‌ در مادران کودکان طیف‌ اوتیسم‌ با اهمیت‌ است‌، مفهوم خوددلسوزی می‌باشد. خوددلسوزی حالت گرمی و پذیرش در برابر جنبه‌هایی از فرد یا زندگی فرد است که آن را دوست ندارد و مستلزم سه جزء اصلی است: اول مهربانی نسبت به خویشتن در برابر خودقضاوتی، دوم اشتراک انسانی در برابر انزوا و سوم ذهن‌آگاهی در برابر همانندسازی بیش‌ازحد. خود-شفقتی نیازمند داشتن رویکردی متوازن در برابر تجربیات منفی است، به‌گونه‌ای که احساسات و افکار منفی نه سرکوب و نه اغراق شوند [17]. خوددلسوزی، به فعال‌سازی نظام تسکین خود کمک می‌کند، بنابراین به کاهش احساس ترس و کناره‌گیری در افراد منجر می‌شود [18]. 
مطالعات نشان داده‌اند خوددلسوزی پیش‌بین ‌ قدرتمند سلامت‌ روان است‌. همچنین‌، خوددلسوزی با انتقاد از خود، افسردگی‌، اضطراب، نشخوار فکری‌ و سرکوب اندیشه‌ رابطه‌ منفی‌ دارد [19]؛ درحالی‌ که‌ با رضایت‌ از زندگی‌ و مهارت‌های‌ اجتماعی‌ همبستگی‌ مثبت‌ دارد [20]. خوددلسوزی یک‌ نیروی‌ مهم‌ انسانی‌ است‌ که‌ شامل‌ صفات مهربانی‌، قضاوت منصفانه‌ و احساسات به‌هم‌پیوسته‌ و همچنین‌ کمک‌ به‌ افراد در یافتن‌ امید و معنا دادن به‌ زندگی،‌ موقع‌ روبه‌رو شدن با مشکلات می‌باشد [21] و به‌ معنای‌ هدایت‌ کردن ساده مهربانی‌ به‌ سوی‌ خود، تجربه‌‌پذیری‌ و تحت‌ تأثیر قرار گرفتن‌ از رنج‌ دیگران است ‌[22]. نتایج‌ نشان می‌دهد خوددلسوزی ممکن‌ است‌ نقش‌ مهمی‌ در رفاه والدین‌ کودکان دارای‌ اوتیسم‌ ایفا کند [23]. در پژوهشی‌ که‌ بوهادانا و همکاران [19] تحت‌ عنوان «مقایسه‌ خوددلسوزی در مادران کودکان مبتلا به‌ اختلال طیف‌ اوتیسم‌ و مادران کودکان عادی»‌ انجام داد، نتایج‌ حاکی‌ از این‌ بود که‌ بین‌ این‌ دو گروه مادر از لحاظ خوددلسوزی تفاوت معنادار وجود دارد [24]. 
با در نظر گرفتن‌ این‌ شواهد، ضرورت‌ اقدام‌ مداخله‌گرایانه‌، حمایت‌ اجتماعی‌ و سایر برنامه‌های حمایتی‌ برای ارتقای خوددلسوزی و به‌ سبب‌ آن‌ افزایش‌ بهداشت‌ روانی‌ والدین‌ کودکان‌ مبتلا به‌ اختلال‌ اوتیسم‌ واضح‌ و مبرهن‌ است‌. یکی‌ از روش‌‌های نوینی‌ که‌ می‌تواند در این‌ زمینه‌ مفید باشد درمان متمرکز بر شفقت (CFT) است‌ که‌ اگرچه‌ در روانشناسی‌ غربی‌ مفهوم‌ جدیدی است‌، اما قرن‌‌ها است‌ که‌ در فلسفه‌ شرقی‌ وجود دارد. درمان متمرکز بر شفقت را می‌توان‌ به‌عنوان‌ آگاهی‌ از رنج‌ موجود و اتخاذ یک‌ موضع‌ تسکین‌‌دهنده‌ و مشفقانه‌ نسبت‌ به‌ خود، زمانی‌ که‌ همه‌ چیز بد پیش‌ می‌رود تعریف‌ کرد [25].
 در این آموزش‌، افراد می‌آموزند از احساسات دردناک خود اجتناب نکرده و آن‌ها را سرکوب نکنند. بنابراین، می‌توانند در گام اول تجربه خود را بشناسند و نسبت به آن احساس مهرورزی داشته باشند، سپس نگرش دلسوزانه‌ای به خود داشته باشند. بازانو [26] و نف و فاسو [27] در پژوهش‌های جداگانه‌ای آموزش آگاهی و افزایش شفقت نسبت به خود را در والدین کودکان با اختلال رشد آزمایش کردند و نتیجه به‌دست‌آمده، افزایش بهزیستی و کاهش استرس را نشان دادند.
همچنین نتایج پژوهش‌ها نشان داده است درمان متمرکز بر شفقت بر انعطاف‌پذیری [7]، کیفیت زندگی [25]، خودکارآمدی [28]، خوش‌بینی [29] و تاب‌آوری مادران کودکان اوتیسم [30] و سلامت روان والدین با کودک اوتیسم [31] اثربخش بوده است. اگرچه مطالعات پیشین اثربخشی مداخلات مختلف را بر بهبود شاخص‌های سلامت روان در مادران کودکان اوتیسم نشان داده‌اند [28-31]، اما مطالعه مستقلی که به‌طور خاص به بررسی اثربخشی پروتکل استاندارد درمان متمرکز بر شفقت (CFT) بر افزایش خوددلسوزی به‌عنوان یک سازه محوری در این جمعیت بپردازد، اندک است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف پژوهشی و بررسی اثربخشی CFT بر میزان خوددلسوزی مادران کودکان مبتلا به اوتیسم طراحی شد.

روش کار
این مطالعه از نوع پژوهش‌های نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون و با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم ساکن شهر اراک در سال 1403 تشکیل دادند. با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی و مبتنی بر در دسترس و هدفمند، تعداد 40 نفر از این مادران انتخاب شدند؛ و براساس نظر گال ورگ و گال (2014) که قاعده‌ای پیشنهاد شد که طبق آن برای پژوهش‌های آزمایشی و شبه‌آزمایشی برای هریک از گروه‌های آزمایش و کنترل تعداد 20 شرکت‌کننده مطلوب است. مادرانی با سن بین 30 تا 50 سال، دارای تحصیلات حداقل دیپلم، عدم استفاده از داروهای روان‌پزشکی، داشتن زندگی مشترک با همسر (بیوه و یا مطلقه نبودن)، خانه‌دار بودن، رضایت آگاهانه، و عدم شرکت در دوره‌های آموزشی مشابه به‌صورت هم‌زمان و کسب نمره 30-70 در پرسش‌نامه خوددلسوزی، ازجمله معیارهای ورود در پژوهش حاضر و غیبت بیش از 3 جلسه در جلسات درمانی، از معیارهای خروج از چرخه آموزش در نظر گرفته شد.

ابزار مطالعه
پرسش‌نامه خوددلسوزی 

ابزار مورداستفاده در این پژوهش، پرسش‌نامه خوددلسوزی توسعه‌یافته توسط نف و همکاران (2003) بود. این پرسش‌نامه دارای 26 سؤال بوده و هدف آن ارزیابی خوددلسوزی در افراد از ابعاد مختلف مهربانی (5، 12، 19، 23، 26)، قضاوت کردن خود (1، 8، 11، 16، 21)، تجارب مشترک انسانی (3، 7، 10، 15)، انزوا (4، 13، 18، 25)، ذهن‌آگاهی (9، 14، 17، 22)، همانندسازی افراطی (2، 6، 20، 24) می‌باشد.
نمره‌گذاری پرسش‌نامه به‌صورت طیف لیکرت 5 نقطه‌ای (کاملاً مخالف= 1، مخالف= 2، نه مخالف نه موافق= 3، موافق= 4، کاملاً موافق= 5) می‌باشد. برای به‌دست آوردن امتیاز مربوط به هر بُعد، مجموع امتیازات مربوط به تک‌تک سؤالات آن بُعد با هم جمع می‌شوند. حداقل نمره برای متغیر خوددلسوزی 26 و حداکثر نمره 130 و نمره برش 65 می‌باشد. نمره بالای 65 بیانگر خوددلسوزی بالا و نمره زیر 56 بیانگر خوددلسوزی پایین می‌باشد. پرسش‌نامه دارای فرم کوتاهی با 13 سؤالی می‌باشد که در این پژوهش از فرم بلند (26سؤالی) استفاده شده است. آلفای کرونباخ این مقیاس در پژوهش خسروی و همکاران (1391) چنین گزارش شده است: مهربانی با خود=0/81، قضاوت نسبت به خود=0/79، تجارب مشترک انسانی=0/84، انزوا=0/85، ذهن‌آگاهی=0/80، همانندسازی افراطی=0/83 و کل مقیاس= 0/76.
 همچنین روایی این مقیاس با استفاده از روش تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت [32]. خانجانی و همکاران [33] نیز در نتیجه اعتباریابی این فرم در ایران ضریب آلفای کرونباخ 0/86 و ضریب پایایی بازآزمایی 0/90 را به دست آوردند. اعتبار کل پرسش‌نامه به روش ضریب آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر 0/88 به دست آمد.

نحوه اجرا
از جامعه پژوهش، نمونه‌ای به حجم 40 شرکت‌کننده به روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شد. این 40 شرکت‌کننده ازجمله افرادی بودند که در پرسش‌نامه خوددلسوزی نمره بین (30) تا (70) را به دست آورده بودند. نقطه برش در این پرسش‌نامه 65 می‌باشد. بنابراین، افراد  انتخاب‌شده از چارک بالا و پایین نبودند و تقریباً در دامنه چارک میانه بودند. دلیل انتخاب شرکت‌کنندگان از چارک میانه این بود که هدف پژوهش آموزش بوده است. انتخاب افرادی مدنظر بود که در خوددلسوزی مشکل عمیق نداشتند (که در این صورت باید حجم نمونه از 5 تا 6 نفر بیشتر نباشد و شاید درمان فردی مؤثرتر باشد)؛ از طرف دیگر افرادی که نمره آن‌ها از 70 بالاتر باشد، بیانگر این است که در متغیر خوددلسوزی مسئله خاصی ندارند و از مهارت‌های لازم خوددلسوزی برخوردار هستند. تعداد40 شرکت‌کننده انتخاب‌شده، به‌صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و به‌صورت تصادفی، گروه آزمایش و کنترل مشخص گردید (هر گروه 20 شرکت‌کننده).
 تلاش شد شرکت‌کنندگان گروه آزمایش و کنترل از یک منطقه شهر نباشد. دلیل عدم انتخاب شرکت‌کنندگانی از دو منطقه شهری، جلوگیری از «تداخل اعمال آزمایشی» به‌عنوان عوامل تهدیدکننده روایی درونی بود. ابتدا در یک جلسه پیش‌گروهی، هدف از تشکیل گروه و آموزش ارائه گردید و مطالبی در مورد رضایت آگاهانه اعضا و رازداری ارائه شد. در این جلسه در مورد روزهای آموزش و ساعت حضور توافق به عمل آمد؛ همچنین پیش‌آزمون در اولین جلسه گروهی به عمل آمد. گروه آزمایش، مداخله آموزشی مبتنی بر پروتکل آموزش شفقت به خود را مطابق با پروتکل نام جرمر (2009) دریافت نمود (جدول شماره 1).


این مداخله در قالب 7 جلسه گروهی 2 ساعته، به‌صورت هفتگی اجرا شد. همه جلسات آموزشی توسط پژوهشگر (دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی) با نظارت مستقیم استاد راهنما (به‌جز جلسه اول و هفتم) انجام گرفت. در طول جلسه‌های آموزشی گروه آزمایش، گروه کنترل هیچ نوع مداخله‌ای را دریافت نکرد. اعضای گروه کنترل بعد از اتمام جلسات آموزشی گروه آزمایش، با رعایت همه مواردی که برای آموزش گروه آزمایش صورت گرفته بود؛ مورد آموزش قرار گرفتند. از 20 شرکت‌کننده گروه کنترل در آموزش، از جلسه پنجم (1نفر) و جلسه ششم (2 نفر ) به خاطر مسافرت، گروه را ترک کردند. در جلسه هفتم (پس از گذشت 57 روز)، پس‌آزمون برای هر دو گروه اجرا گردید. آموزش گروه کنترل، پس از اجرای پس‌آزمون صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده، از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف‌معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس تک‌متغیره و چندمتغیره، با رعایت مفروضه‌های آزمون ازجمله آزمون شاپیرو-ویلک، آزمون لون و آزمون ام‌باکس استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های جمع‌آوری‌شده از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 26 استفاده شد.

یافته‌ها
اطلاعات توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک جنسیت، سن، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل و مدت مراقبت نشان داد در گروه آزمایشی 12 (60 درصد) شرکت‌کنندگان در دامنه سنی 20-35 سال، 6 (30 درصد) در دامنه سنی 30-35 سال، 2 (10 درصد) شرکت‌کنندگان در دامنه سنی 35-40 سال بودند. 65 درصد (13شرکت‌کننده) دارای مدرک دیپلم، 10درصد (2 شرکت‌کننده) دارای مدک فوق دیپلم، و 25 درصد (5 شرکت‌کننده) دارای مدرک لیسانس و بالاتر بودند. 14 (70 درصد) شرکت‌کنندگان خانه‌دار بودند.
 در گروه کنترل 14 (70 درصد) شرکت‌کنندگان در دامنه سنی 20-30 سال، 4 (20 درصد) در دامنه سنی 30-35 سال، 2 (10 درصد) شرکت‌کنندگان در دامنه سنی 35-40 سال بودند. 75 درصد (15شرکت‌کننده) دارای مدرک دیپلم، 5 درصد (1 شرکت‌کننده) دارای مدک فوق دیپلم و 20 درصد (4 شرکت‌کننده) دارای مدرک لیسانس و بالاتر بودند. 12 (60 درصد) شرکت‌کنندگان خانه‌دار بودند.
نتایج جدول شماره 2 نشان می‌دهد میانگین و انحراف‌معیار متغیر خوددلسوزی (نمره کلی) در مرحله پیش‌آزمون در گروه آزمایش به‌ترتیب (82/50 و 6/57) و در گروه کنترل (80/70 و 7/72) و در مرحله پس‌آزمون میانگین و انحراف‌معیار گروه آزمایش(92/30 و6/32) و در گروه کنترل به‌ترتیب (80/40 و 8/07) می‌باشد.


میانگین متغیر خوددلسوزی در مرحله پیش‌آزمون در دو گروه نشان می‌دهد تفاوت معناداری بین میانگین دو گروه در سطح 05/ وجود ندارد (0/05≥P و 80/0=t و 38=df).
برای آزمون فرضیه‌های پژوهش، از آزمون تحلیل کواریانس یک‌راهه استفاده شد. از پیش‌فرض‌های این آزمون می‌توان به نرمال بودن توزیع داده‌ها، همگنی واریانس و آزمون ام‌باکس اشاره کرد. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده‌ها از آزمون شاپیرو ویلک استفاده شد. برای بررسی همگنی واریانس‌ها از آزمون لون استفاده شد. برای بررسی همگنی ماتریس کواریانس در آزمون تحلیل واریانس چند متغیری از آزمون ام‌باکس استفاده شد. در صورت رعایت نشدن مفروضه‌ها، به‌ویژه مفروضه سوم، شرایط برای استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مهیا نیست. از مفروضه دوم یعنی همگنی واریانس‌ها در صورت برابر بودن حجم گروه‌ها، می‌توان از این مفروضه اغماض کرد. در مورد نرمال نشدن توزیع داده‌ها، برخی از آماردان‌ها، بیان کرده‌اند به‌دلیل توان آماری بالای آمار پارامتریک، بهتر است از این آزمون استفاده شود. همه مفروضه‌های در پژوهش حاضر رعایت شده است.
نتایج نشان می‌دهد در متغیر خوددلسوزی و مؤلفه‌های خوددلسوزی در مرحله پیش‌آزمون، فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها رعایت شده است. نتایج آزمون شاپیرو- ویلک نشان می‌دهد مقدار آزمون w برای نمره‌های مهربانی با خود برای گروه آزمایش (0/18=w و 10=df و 0/20=Sig.)، و گروه کنترل (0/14=w و 10=df و 0/20=Sig.)، متغیر قضاوت در مورد خود برای گروه آزمایش (0/23=w و 10=d و 0/11=Sig.)، و گروه کنترل (0/16=w و 10=df و 0/20=Sig.)، متغیر اشتراکات انسانی برای گروه آزمایش (0/15=w و 10=df و 0/20=Sig.)، و گروه کنترل (0/20=w و 10=df و 0/21=Sig.)، متغیر در برابر انزوا برای گروه آزمایش (0/15=w و 10=df و 0/20=Sig.)، و گروه کنترل (0/21=w و 10=df و 0/19=Sig.)، متغیر ذهن‌آگاهی برای گروه آزمایش (0/25=w، 10=df، 0/07=Sig.)، و گروه کنترل (0/28=w و 10=df و 0/06=Sig.)، متغیر همانندسازی برای گروه آزمایش (0/21=w و 10=df و 0/20=Sig.)، و گروه کنترل (0/20=w و 10=df و 0/21=Sig.) می‌باشد.
 نتایج نشان می‌دهد پیش‌فرض همگنی واریانس برای متغیر خوددلسوزی و مؤلفه‌های خوددلسوزی آن رعایت شده است و مقدار Sig. در هیچ‌یک از متغیرها معنادار نیست. نتایج آزمون لون نشان داد همگنی واریانس برای متغیر مهربانی با خود (0/31=F و 18و1=df1,2 و 0/58=Sig.)، و متغیر قضاوت در مورد خود (0/95=F و 18و1=df1,2 و 0/34=Sig.)، متغیر اشتراکات انسانی (0/06=F، 18و1=df1,2، 0/82=Sig.)، متغیر در برابر انزوا (0/17=F و 18و1=df1,2 و 0/67=Sig.)، متغیر ذهن‌آگاهی (0/98=F و 18و1=df1,2، 0/41=Sig.)، و متغیر همانندسازی (0/003=F، 18و1=df1,2، 0/95=Sig.)، و خوددلسوزی (0/32=F و 18و1=Df1,2 و 0/57=Sig.)، رعایت شده است. همچنین نتایج نشان داد مفروضه همگنی ماتریایس کواریانس رعایت شده است (35/56=Bax’sM و 1/06=F و 0/36=Sig.). 

فرضیه اصلی پژوهش
 آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم اثربخش می باشد. نتایج جدول شماره 3 نشان می‌دهد آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم اثربخش بوده است (56/98=F1,17 و 0/001<P و 0/77=V).



مقدار ضریب اتا نشان می‌دهد آموزش 77 درصد از واریانس خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم را تبیین کرده است. 

فرضیه دوم پژوهش
این فرضیه به تعیین اثربخشی آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر مؤلفه‌های متغیر خوددلسوزی (6 مؤلفه) در مادران با فرزند اوتیسم پرداخته است. 
نتایج جدول شماره 4 نشان می‌دهد آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر همه مؤلفه‌های متغیر خوددلسوزی مادران با فرزندان اوتیسم اثربخش بوده است. متغیر انعطاف‌پذیری شناختی (9/67=F1,12 و 0/001<P و 0/44=V) و متغیر قضاوت درمورد خود (18/96=F1,12 و 0/001<P و 0/61=V)، متغیر اشتراکات انسانی (4/46=F1,12 و 0/05<P و 0/27=V)، متغیر در برابر انزوا (62/22=F1,12 و 0/001<P و 0/65=V)، متغیر ذهن‌آگاهی (7/83=F1,12 و 0/001<P و 0/39=V) و متغیر همانندسازی (5/37=F1,12 و 0/03<P و 0/31=V).


بیشترین اثربخشی آموزش بر خرده‌مقیاس انزوا و کمترین اثربخشی بر اشتراکات انسانی بوده است.

بحث و نتیجه‌گیری
 نتایج نشان داد آموزش درمان متمرکز بر شفقت بر میزان خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم اثربخش بوده است (72/08=F1,17 و 0/001<P و 0/77=V). از بین خرده‌مقیاس‌های متغیر خوددلسوزی، درمان متمرکز بر شفقت بیشترین تأثیر را بر متغیر «انزوا» و «قضاوت در مورد خود» داشته است. درمان متمرکز بر شفقت، 65 درصد از واریانس خرده‌مقیاس «انزوا» و 61 درصد از واریانی متغیر «قضاوت در مورد خود» را تبیین کرده است. نتایج این پژوهش‌ با نتایج پژوهش‌های عبدی[7]، نوری و همکاران [25]، نف [27] و طاهری و همکاران [34] همسو می‌باشد. شباهت پژوهش حاضر با پژوهش‌های همسو، این بوده است که بر روی مادران دارای کودکان اوتیسم و یا دارای فرزند معلول بوده است، به‌جز پژوهش طاهری و همکاران [34] که بر روی والدین بوده است. در همه پژوهش‌ها، متغیر وابسته شامل تاب‌آوری، سلامت روان، شفقت‌به‌خود، شادکامی بوده است که با متغیر وابسته پژوهش حاضر، همسو هستند. تفاوت آن‌ها در شهر محل اجرا، حجم نمونه، ابزار سنجش، پروتکل و تعداد جلسات اجرا بوده است و در برخی از پژوهش‌ها، در مورد نوع مداخله هم با هم فرق داشته‌اند.
در تبیین این نتیجه می‌توان گفت دوران کودکی یکی از حساس‌ترین و مهم‌ترین نقطه زندگی هر فرد و والدین آن کودک می‌باشد که به مراقبت‌های زیادی در این دوران نیاز است. والدین تمام تلاش خود را برای نگهداری و رفع نیازهای کودک می‌کنند. والدین دررابطه‌با کودک نقش خطیرتری بر عهده دارند. این نقش و نیازها برای والدین به‌خصوص مادران کودکان اوتیسم متفاوت و سنگین‌تر از والدین و مادران کودکان عادی است [4]. همچنین افزایش خوددلسوزی می‌تواند کلید اصلی مکانیسم دانش و اقدام مؤثر برای والدین کودکان مبتلا به اوتیسم باشد و باعث کاهش استرس والدین با کودکان اوتیسم شود [5]، زیرا خوددلسوزی موجب آشکار شدن محدودیت‌ها و شناسایی رفتارهای ناسالم و بهبود آن‌ها از طریق پیگیری می‌شود [6]. در درمان متمرکز بر شفقت تأکید بر تجربه ناخوشایند و عدم سرکوب یا فرار از آن‌ها است. تکنیک‌های مختلف این مدل درمانی برای درونی‌سازی شفقت‌به‌خود، شامل تصویرسازی، نوشتن نامه شفقت‌گونه به خود و یادگیری دانش روان‌شناختی شفقت‌به‌خود است. در تمرین‌های شفقت‌ورزی بر تن‌آرامی، ذهن‌آرام و شفقت‌ورز و ذهن‌آگاهی تأکید می‌شود که در آرامش ذهن فرد، کاهش استرس و اضطراب نقش بسیاری دارد [7]. به همین دلیل بیشترین اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر مؤلفه قضاوت در مورد خود و انزوا بوده است.
در درمان‌ متمرکز بر شفقت‌، افراد می‌آموزند از احساسات‌ دردناک‌ خود اجتناب‌ نکرده‌ و آن‌ها را سرکوب‌ نکنند. بنابراین‌ می‌توانند در گام‌ اول‌، تجربه‌ خود را بشناسند و نسبت‌ به‌ آن‌ احساس‌ شفقت‌ داشته‌ باشند. سپس‌ نگرش‌ شفقت‌گونه‌ای به‌ خود داشته‌ باشند که‌ نیازمند اتخاذ چشم‌انداز روانی‌ متعادلی‌ به‌ نام‌ ذهن‌آگاهی‌ است‌. ذهن‌آگاهی‌ یک‌ حالت‌ متعادل‌ است که‌ مستلزم‌ مشاهده‌ کامل‌ و پذیرش‌ پدیده‌های هیجانی‌ و روانی‌ است‌ که‌ برانگیخته‌ می‌شوند. زمانی‌که‌ افراد نسبت‌ به‌ افکار دردناک‌ خود آگاه‌ نیستند، تجارب‌ خود را همان‌طور که‌ هست‌، نمی‌پذیرند و این‌ نپذیرفتن‌ ممکن‌ است‌ خود را به‌صورت‌ ممانعت‌ از آوردن‌ این‌ افکار به‌ هشیاری نشان‌ دهد. در این‌ روش‌ درمانی‌، به‌جای تمرکز بر تغییر خودارزیابی‌ افراد، رابطه‌ افراد با خودارزیابی‌ آنان‌ تغییر می‌یابد. 
 همچنین نتایج نشان داد آموزش شفقت‌درمانی بر مؤلفه‌های خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم اثربخش بوده است. باتوجه‌به نتایج، درمان متمرکز بر شفقت 44 درصد از واریانس مؤلفه مهربانی، 61 درصد از مؤلفه قضاوت در مورد خود، 27 درصد از مؤلفه اشتراکات انسانی، 65 درصد از مؤلفه انزوا، 39 درصد از ذهن‌آگاهی و 31 درصد از همانندسازی را تبیین کرده است که بیشترین اثربخشی بر انزوای مادران با فرزند اوتیسم بوده است. در تبیین این نتیجه می‌توان گفت خوددلسوزی نقش‌ مهمی‌ در رفاه والدین‌ کودکان دارای‌ اوتیسم‌ ایفا می‌کند [23]. پژوهشگران‌ در مطالعات‌ خود به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند که‌ تقویت‌ شفقت‌ به‌ خود، به‌ افراد در مواجهه‌ با تمایلات‌ خوددلسوزی، تعاملات‌ بین‌فردی و مهربانی‌ با خود، بهزیستی‌ روان‌شناختی‌ و غیره‌، کمک‌ می‌کند. افرادی که‌ در خودقضاوتی‌ نمره‌ بالایی‌ دارند، در وقایع‌ استرس‌زای زندگی‌ و تجربیات‌ ناموفق‌ زندگی‌، بیشتر خود را محکوم‌ کرده‌ و خودارزیابی‌ منفی‌ از خود دارند [7، 29، 35].
اشخاصی‌ که‌ نسبت‌ به‌ خود شفقت‌ورز هستند، به‌ اندازه‌ کسانی‌ که‌ شفقت‌ به‌ خود ندارند، از معیارهای سطح‌ بالا استفاده‌ می‌کنند، اما وقتی‌ نمی‌توانند در حد این‌ استانداردها ظاهر شوند، به‌ خودشان‌ سخت‌ نمی‌گیرند. شفقت‌به‌ خود، سبب‌ می‌شود این‌ افراد بیش‌ از کسانی‌ که‌ پیوسته‌ از خود انتقاد می‌کنند، به‌ رشد و بالندگی‌ بها دهند [29، 35]. سازه‌ شفقت‌ به‌ خود، از بسیاری جهات‌ می‌تواند نوعی‌ راهبرد مقابله‌ای هیجان‌محور باشد؛ چراکه‌ به‌ آگاهی‌ هوشیارانه‌ از هیجان‌های خود، عدم‌اجتناب‌ از احساسات‌ دردناک‌ و ناراحت‌کننده‌ فهم‌ و احساس‌ اشتراک‌های انسانی‌ به‌ آن‌ها نیازمند است‌. درواقع‌ افراد در این‌ مدل‌، ابتدا با استفاده‌ از ذهن‌آگاهی‌، تجربه‌ هیجانی‌ خودشان‌ را می‌شناسند و سپس‌ نگرشی‌ مشفقانه‌ نسبت‌ به‌ احساسات‌ منفی‌ خود پیدا می‌کنند. شواهد بیانگر آن‌ است‌ که‌ شفقت‌به‌خود، موجب‌ افزایش‌ سلامت‌ روان‌ افراد از طریق‌ بهبود در تنظیم‌ هیجانات‌ سازگار در زمان‌های استرس‌ و اضطراب‌ می‌شود. 
پژوهشگران‌ معتقدند شفقت‌ به‌ خود، الگوهای تنظیم‌ هیجان‌ منفی‌ را از طریق‌ افزایش‌ آگاهی‌ بدون‌ قضاوت‌ هیجانات‌ خود و جهت‌ دادن‌ به‌ این‌ هیجان‌ها، برای واکنش‌ به‌ حوادث‌ استرس‌زا بهبود می‌بخشد. افراد دارای شفقت‌به‌خود، به‌ احتمال‌ بیشتری به‌ حوادث‌ استرس‌زا به‌‌عنوان‌ طیف‌ گسترده‌ای از تجربیات‌ انسانی‌ می‌نگرند [25]. به‌ کمک‌ درمان‌ متمرکز بر شفقت‌، فرد نسبت‌ به‌ گذشته‌ جرئت‌مندتر شده‌ و می‌تواند چرخه‌ معیوب‌ انتقاد نسبت‌ به‌ خویش‌ و همچنین‌ ترسیم‌ انتظارات‌ سطح‌ بالا از خود را، مورد سؤال‌ قرار دهد و با نگاهی‌ جدید و دلسوزانه‌ نسبت‌ به‌ خود، معیارهای واقعی‌ و توقعات‌ قابل‌دستیابی‌ که‌ مستلزم‌ سختی‌ و آزار نباشد را بازطراحی‌ کند که‌ تمامی‌ این‌ موارد به‌ بهبود خوددلسوزی مادران‌ کودکان‌ اوتیسم‌ منجر می‌شود [36]. 
از دیدگاه دیگر، وقتی مادران کودکان اوتیسم با تحت آموزش شفقت درمانی قرار می‌گیرند، هنگام مواجهه در برابر رویدادهای منفی می‌دانند که تنها نیستند و دیگران نیز در حال تجربه آن رویدادند، پس سعی می‌کنند با احساسات و موقعیت‌های منفی کنار بیایند و با مهربان بودن در حق خویش با آن‌ها سازگار شوند و از انزوا و گوشه‌گیری آن‌ها نیز جلوگیری می‌شود [34]. این‌که مداخله بیشترین اثر را بر کاهش انزوا و قضاوت خود داشته، کاملاً با ماهیت CFT همخوانی دارد. 
CFT به مادران می‌آموزد رنج کشیدن بخشی از تجربه مشترک انسانی است (کاهش انزوا) و به‌جای سرکوب یا خودانتقادی، با احساسات خود با مهربانی برخورد کنند (کاهش قضاوت خود). اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر اشترکات انسانی و همانندسازی در مقایسه با بقیه مؤلفه‌های خوددلسوزی کمتر بوده است. احتمالاً هر دو متغیر چون به خارج فرد برمی‌گردد و لازمه رشد آن‌ها در این درمان این است که ابتدا تغییر و رشد در خود فرد باید صورت گیرد تا بتوان با دیگران مؤثرتر رابطه برقرار کرد، به زمان بیشتری نیاز دارد. به‌عبارتی اثربخشی این درمان و ایجاد تغییرات، ابتدا در مؤلفه‌های شخصی و درونی صورت می‌گیرد و سپس دررابطه‌با دیگران. به قول حضرت مولانا (در دیوان شمس)، ره آسمان درونست پَر عشق را بجنبان-پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند.
برنامه آموزش درمان متمرکز بر شفقت، بر میزان خوددلسوزی مادران با فرزند اوتیسم، اثربخشی معنی‌داری در افزایش میزان خوددلسوزی داشته است. در درمان متمرکز بر شفقت تأکید بر تجربه ناخوشایند و عدم سرکوب یا فرار از آن‌ها است. تکنیک‌های مختلف این مدل درمانی برای درونی‌سازی شفقت‌به‌خود، در افزایش خوددلسوزی و مؤلفه‌های آن به‌ویژه مؤلفه رهایی از انزوا و خودقضاوتی اثربخش بوده است. بنابراین‌ باتوجه‌به‌ یافته‌های این‌ پژوهش‌ می‌توان‌ برنامه‌‌هایی‌ برای افزایش‌ شفقت‌ نسبت‌ به‌ خود در والدین‌ دارای فرزند اتیسم‌ تدوین‌ نمود تا به‌ این‌ کودکان‌ و خانواده‌‌های آن‌ها کمک‌ شود تا خوددلسوزی خود را ارتقا دهند ﻭ با ناملایمات‌ زندگی‌ با توان‌ بیشتری کنار بیایند.
 از محدودیت‌های پژوهش حاضر باتوجه‌به روش و نوع طرح به‌کاررفته می‌توان به کنش متقابل میان گزینش و بلوغ در روایی بیرونی و اثر پیش‌آزمون بر متغیر مستقل در روایی درونی،  استفاده از نمونه‌گیری در دسترس و محدود بودن جامعه آماری به شهر اراک که قابلیت تعمیم‌پذیری نتایج را محدود می‌کند، اتکای صرف به خودگزارشی و عدم وجود مرحله پیگیری برای بررسی ماندگاری اثرات مداخله در طول زمان، اشاره کرد.
باتوجه‌به اهمیت شفقت‌به‌خود و نتایج مطالعه حاضر، پیشنهاد می‌شود این مداخله به‌عنوان یک برنامه مکمل در کلینیک‌های درمانی، مراکز توانبخشی و انجمن‌های حامی خانواده‌های دارای فرزند اوتیسم ادغام شود. ضروری است کارگاه‌های آموزشی مبتنی بر پروتکل CFT برای روانشناسان، مشاوران و مددکاران اجتماعی فعال در این حوزه برگزار گردد و روانشناسان و متخصصان سلامت روان می‌توانند از پروتکل CFT به‌عنوان یک ابزار مؤثر در کار با این جمعیت استفاده کنند.
 در قسمت پیشنهادهای پژوهشی باتوجه‌به محدویت‌های پژوهش، پیشنهاد می‌شود مطالعات آینده با استفاده از نمونه‌های بزرگ‌تر و تصادفی‌سازی‌شده از چندین شهر، قابلیت تعمیم‌پذیری یافته‌ها را بررسی کنند. همچنین، گنجاندن یک مرحله پیگیری 3 یا 6 ماهه برای سنجش ماندگاری اثرات مداخله ضروری به نظر می‌رسد. بررسی اثربخشی این مداخله بر پدران و مراقبان رسمی نیز می‌تواند موضوع پژوهشی ارزشمندی باشد. 

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

 پژوهش حاضر دارای تأییدیه کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی نجف‌آباد با کد اخلاق (IR.IAU.ARAK.REC.1403.247) می‌باشد.

حامی مالی
این مقاله برگرفته از پایان‌نامه سحر شمس کلاهی دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین به راهنمایی حسین داودی می‌باشد و این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.

تشکر و قدردانی
از مساعدت و همکاری صمیمانه مسئولین و کارکنان انجمن اوتیسم اراک و کلیه شرکت‌کنندگان پژوهش حاضر تشکر و قدردانی می‌کنند. 



References
  1. Dalton L, Rapa E, Stein A. Protecting the psychological health of children through effective communication about COVID-19. Lancet Child Adolesc Health. 2020; 4(5):346-7. [DOI:10.1016/S2352-4642(20)30097-3] [PMID]
  2. Kober R. The effect of employment on the quality of life of people with intellectual disabilities: A review of the literature. In: Kober R, editor. Enhancing the quality of life of people with intellectual disabilities. New York: Springer; 2020. [DOI:10.1007/978-90-481-9650-0_7]
  3. Soltani Nejad S, Kashi A, Zarezadeh M, Ghasemi A. [Musical-motor activities on autism symptoms in children with high-functioning autism spectrum disorder (Persian)]. J Disabil Stud. 2020; 10(1):68. [Link]
  4. Bohadana G, Morrissey S, Paynter J. Self-compassion: A novel predictor of stress and quality of life in parents of children with autism spectrum disorder. J Autism Dev Disord. 2019; 49(10):4039-52. [DOI:10.1007/s10803-019-04121-x] [PMID]
  5. American Psychiatric Association. Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed). Washington: American Psychological Association; 2013. [DOI:10.1176/appi.books.9780890425596]
  6. Ahmadi Kahjoogh M, Farahbod M, Soortigi H, Rassafiani M. [Sensory processing patterns in children with autism disorder from Winnie Dunn’s perspective (Persian)]. J Except Child. 2011; 10(4):385-93. [Link]
  7. Hosein Abadi S, Pourshahryari M, Zandipour T. [Effectiveness of positive psychology on psychological well-being of mothers of autistic children (Persian)]. Empowering Except Child. 2017; 8(1):54-60. [Link]
  8. Inal-Kaleli I, Dogan N, Kose S, Bora E. Investigating the presence of autistic traits and prevalence of autism spectrum disorder symptoms in anorexia nervosa: A systematic review and meta-analysis. Int J Eat Disord. 2025; 58(1):66-90. [DOI:10.1002/eat.24307] [PMID]
  9. Maenner MJ, Warren Z, Williams AR, Amoakohene E, Bakian AV, Bilder DA, et al. Prevalence and characteristics of autism spectrum disorder among children aged 8 years-Autism and developmental disabilities monitoring network, 11 sites, United States, 2020. MMWR Surveill Summ. 2023; 72(2):1-14.  [DOI:10.15585/mmwr.ss7202a1] [PMID]
  10. Yavari A, Zamanian M, Panahian M, Valizadeh A. Prevalence of Autism Spectrum Disorder with High-Functioning among Children Aged 7-12 Years. Depiction of Health. 2022; 13(2):165-74. [DOI:10.34172/doh.2022.24]
  11. Vakilizadeh N, Abedi A, Mohseni Ezhiyeh A. [Investigating validity and reliability of early screening for autistic traits-Persian version (ESAT-PV) in toddlers (Persian)]. J Rehabil. 2017; 18(3):182-93.  [DOI:10.21859/jrehab-1803182]
  12. Weiner DJ, Wigdor EM, Ripke S, Walters RK, Kosmicki JA, Grove J, et al. Polygenic transmission disequilibrium confirms that common and rare variation act additively to create risk for autism spectrum disorders. Nat Genet. 2017; 49(7):978-85. [DOI:10.1038/ng.3863] [PMID]
  13. Nayar K, Sealock JM, Maltman N, Bush L, Cook EH, Davis LK, et al. Elevated polygenic burden for autism spectrum disorder is associated with the broad autism phenotype in mothers of individuals with autism spectrum disorder. Biol Psychiatry. 2021; 89(5):476-85. [DOI:10.1016/j.biopsych.2020.08.029] [PMID]
  14. Sattari M, Ashrafi Alavije M, Jarrah E. [Predicting resilience and self-compassion based on cognitive flexibility in fathers of children with autism spectrum disorder (Persian)]. J Disabil Stud. 2022; 12:96-96. [Link]
  15. Kazemi N, Dadashloo F, Seyf FS. [Prediction of psychological well-being and resilience in mothers of children with autism spectrum disorder based on cognitive flexibility (Persian)]. JMiddle EastJ Disabil Stud. 2019; 9:12. [Link]
  16. Jose A, Gupta S, Gulati S, Sapra S. Prevalence of depression in mothers of children having ASD. Curr Med Res Pract. 2017; 7(1):11-5. [DOI:10.1016/j.cmrp.2016.12.003]
  17. Liang K, Lai Lam KK, Huang L, Lin X, Wang Z, Liu H, et al. Self-compassion, mental health, and parenting: Comparing parents of autistic and non-autistic children. Autism. 2025; 29(1):53-63. [DOI:10.1177/13623613241286683] [PMID]
  18. Afshani PD, Abou’ee A. [The effectiveness of self-compassion training in students’ anger control (Persian)]. J Fam Res. 2019; 16(3):103-24. [Link]
  19. Bohadana G, Morrissey S, Paynter J. Self-compassion in mothers of children with autism spectrum disorder: A qualitative analysis. J Autism Dev Disord. 2021; 51(4):1290-303.  [DOI:10.1007/s10803-020-04612-2] [PMID]
  20. Neff KD. Setting the record straight about the self-compassion scale. Mindfulness, 2019, 10(1):200-2. [DOI:10.1007/s12671-018-1061-6]
  21. Voci A, Veneziani CA, Fuochi G. Relating mindfulness, heartfulness, and psychological well-being: The role of self-compassion and gratitude. Mindfulness. 2019; 10(2):339- 51. [DOI:10.1007/s12671-018-0978-0]
  22. Choo PY, Marszalek JM. Self-compassion: A potential shield against extreme self-reliance? J Happiness Stud. 2019; 20(3):971-94. [DOI:10.1007/s10902-018-9978-y]
  23. Neff KD, Dahm KA. Self-compassion: What it is, what it does, and how it relates to mindfulness. In: Ostafin BD, Robinson MD, Meier BP, editors. Handbook of mindfulness and self-regulation. New York: Springer; 2015 [DOI:10.1007/978-1-4939-2263-5_10] 
  24. Kazemi A, Sharifi Fard A. [Comparison of self-compassion, resilient and psychological well-being in mothers with autism children and normal children (Persian)]. J Psychol N Ideas. 2021; 8(12):1-4. [Link]
  25. Nuri HR, Shahabi B. [The effectiveness of self-compassion training on increase of mothers resiliency with autistic children (Persian)]. Knowl Res Appl Psychol. 2017; 18(3):118-26. [Link]
  26. Bazzano A, Wolfe C, Zylowska L, Wang S, Schuster E, Barrett C, et al. Mindfulness based stress reduction (MBSR) for parents and caregivers of individuals with developmental disabilities: A community-based approach. J Child Fam Stud. 2015; 24(2):298-308. [DOI:10.1007/s10826-013-9836-9]
  27. Neff KD, Faso DJ. Self-compassion and well-being in parents of children with autism. Mindfulness, 2015; 6:938-47. [DOI:10.1007/s12671-014-0359-2]
  28. Brenjestanaki MR, Abbasi G, Mirzaian B. [Effectiveness of compassion-focused therapy on psychological flexibility recovery and self-criticism decrease in mothers with mentally retarded children (Persian)]. Biannual J Appl Couns. 2020; 10(1):1-8. [DOI:10.22055/jac.2020.33836.1749]
  29. Li SN, Chien WT, Lam SK, Chen ZY, Ma X. Effectiveness of parent-focused interventions for improving the mental health of parents and their children with autism spectrum disorder: A systematic review and meta-analysis. Res Autism Spectrum Disord. 2024; 114:102389. [DOI:10.1016/j.rasd.2024.102389]
  30. Bacherini A, Igliozzi R, Cagiano R, Mancini A, Tancredi R, Muratori F, et al. Behavioral and emotional problems of toddlers with autism spectrum disorder: Effects of parents' sociocultural level and individual factors. Res Dev Disabil. 2021; 119:104106.  [DOI:10.1016/j.ridd.2021.104106] [PMID]
  31. Churchill SS, Leo MC, Brennan EM, Sellmaier C, Kendall J, Houck GM. Longitudinal impact of a randomized clinical trial to improve family function, reduce maternal stress and improve child outcomes in families of children with ADHD. Matern Child Health J. 2018; 22(8):1172-82. [DOI:10.1007/s10995-018-2502-5] [PMID]
  32. Khosravi S, Sadeghi M, Yabandeh MR. [Psychometric properties of self-compassion scale (SCS) (Persian)]. J Psychol Model Methods. 2013; 4(13):47-59. [Link]
  33. Khanjani S, Foroughi AA, Sadghi K, Bahrainian SA. [Psychometric properties of Iranian version of self-compassion scale (short form) (Persian)]. Pajoohandeh J. 2016; 21(5):282-9. [Link]
  34. Taheri A, Marashi S A, Hamid N, Beshlideh K. [The effectiveness of compassion-focused therapy on psychological well-being and meaning in life of mothers of children with intellectual and developmental disorders (Persian)]. Iran J Psychiatry Clin Psychol. 2022; 28(1):20-33. [DOI:10.32598/ijpcp.28.1.3046.1] 
  35. Neff KD. Self-compassion, self-esteem, and well-being. Soc Personal Psychol Compass. 2011; 5(1):1-12. [DOI:10.1111/j.1751-9004.2010.00330.x]
  36. Tajdin Lirak A, Aleyasin SA, Heidari H, Davoodi H. Comparison of the effectiveness of compassion and reality therapy on the life expectancy of imprisoned men. Med J Mashhad Univ Med Sci. 2020; 63(1):2322-31. [DOI:10.22038/mjms.2020.22406]
نوع مطالعه: پژوهشي-کامل | موضوع مقاله: آموزش بهداشت و ارتقای سلامت

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات سلامت در جامعه می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of health research in community

Designed & Developed by : Yektaweb