مقدمه
امروزه یکی از مهمترین ویژگیهای نظامهای پیشرفته، توانایی تولید، پردازش و مدیریت اطلاعات است؛ ازاینرو ایجاد سیستمهایی که بتوانند اطلاعات را بهصورت دقیق و یکپارچه فراهم کنند اهمیت فراوانی دارد. سیستم اطلاعات بیمارستانی یکی از ابزارهای کلیدی در این زمینه است که با یکپارچهسازی دادهها و تسهیل تبادل اطلاعات بین بخشهای درون و برونسازمانی، موجب ارتقای کیفیت مراقبت، افزایش رضایتمندی، کاهش هزینهها و بهبود اثربخشی فعالیتهای بالینی میشود [1]. همچنین پیشرفتهای جهانی در حوزه سلامت دیجیتال نشان میدهد توجه به HIS و توسعه مستمر آن، نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات درمانی دارد [2].
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، شاخصها یا نشانگرها، متغیرهایی هستند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به اندازهگیری تغییرات کمک میکنند [3] و قادر هستند میزان دستیابی به آرمانها و اهداف از قبل تعیینشده در یک سازمان ارزیابی کنند [4]. شاخصهای بیمارستانی، ابزار اصلی سنجش بهرهوری و کیفیت خدمات بوده و در برنامهریزی، سازماندهی و هماهنگی فعالیتهای بیمارستانی نقش اساسی دارند [5]. به همین دلیل لازم است این شاخصها معتبر و قابلاعتماد باشند [6]. از مهمترین شاخصهای عملکردی بیمارستان میتوان به درصد اشغال تخت، نسبت عملکرد تخت، فاصله چرخش تخت، متوسط اقامت، نسبت فوتشدگان به بستریشدگان اشاره نمود [5]. برای طبقهبندی این شاخصها، مدل دونابدیان بهطور گسترده استفاده میشود که شاخصها را در سه گروه ساختار، فرآیند و پیامد قرار میدهد [7].
شناخت صحیح و انتخاب مناسب شاخصها از عوامل مهم موفقیت سازمانهاست، زیرا عدم شناخت یا استفاده از شاخصهای ناکارآمد، به اتلاف منابع و کاهش کیفیت خدمات منجر میشود. به همین دلیل تدوین یک مجموعه جامع و کارآمد از شاخصها، نقطه آغاز توسعه چارچوبهای مدیریت اطلاعات سلامت و تقویت عملکرد HIS محسوب میشود [8]. همچنین استانداردسازی و مقایسه شاخصها از مهمترین روشها برای پایش کیفیت خدمات درمانی است [9] و بررسی مستمر آنها در سازمانها و مناطق مختلف کشور ضرورت دارد [10]. توجه به شاخصهای عملکردی بهدلیل نقش آنها در ارتقای رفاه و توسعه اجتماعی، یک ضرورت مدیریتی اجتنابناپذیر است [11]. بنابراین احصا و تحلیل شاخصهای بیمارستانی جزء جداییناپذیر هر نظام سلامت بوده و بهبود کیفیت خدمات را امکانپذیر میسازد [12]. علاوهبراین، پیادهسازی سیستمهای مبتنی بر شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) به بهبود عملکرد و افزایش کارآمدی اطلاعات کمک میکند [13].
بااینحال شواهد نشان میدهد کیفیت شاخصها وابسته به کیفیت دادههای زیربنایی آنها است. بهعنوانمثال، آنما و همکاران در مطالعه خود عنوان کردند برای اینکه شاخصهای عملکرد مراقبتهای بهداشتی (PI) قابلاعتماد باشند، دادههای زیربنای PIها باید کامل، دقیق، سازگار و قابلتکرار باشند [14]. هوفر و همکاران نیز گزارش کردهاند بسیاری از شاخصهای مورداستفاده برای نظارت بر کیفیت مراقبتهای بیمارستانی، از منابع ناکارآمد هستند [15]. در همین راستا، آلو و همکاران نیز در بیمارستانهای نیجریه بر ضرورت توجه به شاخصهایی نظیر ضریب اشغال تخت، متوسط اقامت بیماران و میانگین گردش تخت تأکید کردند [16]. افزون بر این، مایل افشار و همکاران نشان دادند مدیران و تصمیمگیران همواره با مشکل انتخاب بهترین شاخص از میان مجموعه متنوعی از شاخصها روبهرو هستند و اغلب بهدلیل انباشتگی دادهها، بهکارگیری همه آنها امکانپذیر نیست [17].
در میان ابزارهای موجود برای ساماندهی و تحلیل شاخصها، مدل زنجیرهای برنامه بهعنوان یک ابزار کارآمد برای نقشهبرداری و ارزیابی جامع عملکرد مطرح است [12]. در این مدل، هر نظام دارای ورودیهایی است که پس از عبور از مجموعهای از فرایندها و اقدامات کنترلی، به نتایج و پیامدهای موردانتظار منتهی میشود [18]. این الگو بهدلیل نگاه سیستماتیک خود، میتواند روابط میان اجزای HIS و شاخصهای عملکردی را بهطور شفاف نشان دهد. در مطالعه نیپاک و همکاران نیز استفاده از این مدل در ارزیابی عملکرد بیمارستانها، به توسعه شاخصهای جامع و دقیقتر کمک کرده است [19].
در ایران، بسیاری از شاخصهای بیمارستانی فاصله قابلتوجهی با استانداردهای مطلوب دارند و این موضوع موجب اتلاف منابع و کاهش کیفیت خدمات شده است. باتوجهبه اینکه ارزیابی عملکرد از طریق شاخصهای کلیدی یکی از روشهای اصلی شناسایی مسائل سازمانی است، مطالعات مختلفی در کشور انجام شده که هریک صرفاً بخشی از شاخصها را بررسی کردهاند [6]. ازاینرو باتوجهبه اهمیت روزافزون مدیریت مبتنی بر اطلاعات در بیمارستانها، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مفهومی شاخصهای سیستم اطلاعات بیمارستانی با رویکرد مدل زنجیرهای برنامه در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی بابل و دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1403 انجام شده است تا با تحلیل و انسجامبخشی به شاخصهای HIS، مدیران را در بهبود فرایندهای مدیریتی و ارتقای کیفیت خدمات یاری دهد.
روش کار
این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد و هدف آن شناسایی و اعتبارسنجی شاخصهای ارزیابی سیستم اطلاعات بیمارستانی با بهرهگیری از تجارب خبرگان و مرور متون بود. در مطالعه حاضر بهدلیل کشف و آشکار شدن تجارب ارائهدهندگان خدمت درخصوص مؤلفهها و مصادیق شاخصهای اطلاعات بیمارستانی، رویکرد تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.
معیار ورود به مطالعه، مدیران عالی، میانی و عملیاتی بیمارستانهای جنرال منتخب دانشگاه علوم پزشکی مازندران (بیمارستان حضرت زهرا و بیمارستان امام رضا (ع) و دانشگاه علوم پزشکی بابل (بیمارستان شهیدرجایی) شامل رئیس بیمارستان، مدیر داخلی، مدیر پرستاری، مدیر مالی، مدیر اداری، مدیر اطلاعات سلامت، سرپرستاران بخش های بالینی، مسئول بخش های پاراکلینیکی و... با حداقل 5 سال سابقه مدیریت، خبرگان اجرایی شامل کارشناسان باتجربه و ارزیابان اعتباربخشی دانشگاه های علوم پزشکی مازندران و بابل با داشتن حداقل 5 سال سابقه کار و همچنین خبرگان علمی شامل اساتید، فارغ التحصیلان دکتری تخصصی در رشته های مدیریت اطلاعات سلامت، مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، سیاستگذاری سلامت، اقتصاد سلامت که مایل به شرکت در مطالعه بودند، استفاده شد.
بدین منظور، باتوجهبه هدف مطالعه و بهمنظور گردآوری دیدگاههای جمعی افراد کلیدی، نمونهها ابتدا به روش هدفمند شناسایی و سپس با رویکرد گلوله برفی تکمیل شدند؛ بهگونهای که براساس نظر و معرفی افراد اولیه دارای معیارهای ورود به مطالعه، سایر صاحبنظران نیز بهتدریج شناسایی گردیدند. مصاحبهها تا زمانی ادامه یافت که دادهها به مرحله اشباع برسد. در این مطالعه، فرایند گردآوری دادهها با مشارکت 20 فرد صاحبنظر به نقطه اشباع رسید. شایان ذکر است براساس روش نمونهگیری هدفمند که کاربرد فراوانی در پژوهشهای کیفی دارد، پژوهشگر براساس اهداف مطالعه و برای دستیابی به سودمندترین نمونهها، مطلعترین افراد را برمیگزیند تا امکان پاسخگویی مناسب به سؤالات تحقیق فراهم شود.
بهمنظور جمعآوری نظر این صاحبنظران به روش نیمهساختارمند مصاحبه عمیق صورت گرفت. جهت انجام مصاحبهها، فرم راهنما تهیه شد. در طراحی این فرم، علاوهبر مرور متون، از تجارب چند نفر از کارشناسان خبره در این حوزه، نیز استفاده گردید. در مرحله بعد، بهمنظور اطمینان از معنیدار بودن سؤالات ازنظر پاسخدهندگان، با چند تن از کارشناسان خبره مصاحبه شد و برحسب دیدگاه آنها و بنا بهضرورت، اصلاحات لازم در جهت رفع نواقص انجام گرفت. در مصاحبهها ﺑﻪ شرکتکنندگان ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺩ ﺁﺯﺍﺩﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﻴﻒ شاخصهای بیمارستانی در ابعاد ساختاری، فرآیندی، نتیجهای و پیامدی ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﺪ «درخصوص شاخصهای ساختاری چیزی به ذهنتون میآید؟»، «چه شاخصهای ساختاری میتواند به ارزیابی عملکرد بیمارستان کمک نماید»، « تجربیاتتان را از مصادیق شاخصهای بیمارستانی بازگو کنید؟» این سؤالات را برای شاخصهای فرآیندی، نتیجهای و پیامدی نیز پرسیده شد.
حین ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩی ﺑﻮﺩ ﻛﻪ مشارکتکننده ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ارزیابی بیمارستان با شاخصهای بیمارستانی ﺳﻮﻕ دهد. زمانی ﻛﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ روشنسازی ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ زمینهای ﺧﺎﺹ بود ﺍﺯ سؤالهای خاصتری ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪ. سؤالات پیگیریکننده و اکتشافی براساس دادههای ارائهشده توسط شرکتکننده جهت روشنتر شدن مفهوم و عمیقتر شـدن رونـد مصاحبه، مطرح شد. زمان جلسات مصاحبهها از قبل پیشبینی و با افراد موردنظر بهصورت تلفنی یا حضوری هماهنگ شد و ضمن ارائه توضیحات در مورد هدف مصاحبهها، به افراد اطمینان داده شد که دادهها و سخنان آنان بهطور کامل و محرمانه حفظ خواهد شد و درعینحال مجازند علیرغم موافقت اولیه، در هر زمان از مصاحبه که تمایل داشته باشند، از ادامه کار انصراف دهند. در مرحله بعدی برای تمام افرادی که بهطور کاملاً آگاهانه و داوطلبانه حاضر به همکاری باشند، فرم رضایت کتبی اخذ شد. بهمنظور افزایش مسائل مربوط به صحت، دقت و حفظ محرمانه بودن محتوای مصاحبهها سعی شد مکانی آرام و دور از هیاهوی محیط کار افراد برای انجام مصاحبه، پیشبینی شود. ضمناً مدتزمان هر مصاحبه بهطور متوسط 45 دقیقه با انحرافمعیار 10 دقیقه بود.
جهت تحلیل دادهها، خلاصهنویسی بلافاصله پس از هر مصاحبه (خلاصهها شامل برداشت مصاحبهگر از مهمترین ایدههای مطرحشده در مصاحبه)، سپس گوش دادن به فایل صوتی و دستنویس کردن محتوای آن، در پایان چک کردن دستنوشتهها با محتوای فایل صوتی انجام شد. جهت تحلیل محتوا از رویکرد کیفی گرا نهیم و لوندمن بهصورت زیر استفاده شد [20]:
1. محقق مصاحبهها را بهصورت مکتوب درآورد و آنها را چندین بار موردمطالعه قرارداد تا شناخت کاملی را از آن به دست آورد.
2. کل مصاحبهها بهعنوان واحد تحلیل محسوب شدند. منظور از واحد تحلیل یادداشتهایی هستند که قرار است تحت تحلیل و کدگذاری قرار بگیرند.
3. پاراگرافها، جملات و یا کلمهها بهعنوان واحد معنایی محسوب شدند. واحد معنایی مجموعهای از کلمات و جملات است که ازنظر محتوایی با یکدیگر در ارتباط بوده و باتوجهبه محتوا و مفادشان جمعبندی شده و در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
4. سپس واحدهای معنایی، باتوجهبه مفهوم نهفته در آنها به سطح انتزاع و مفهومپردازی رسیدند و توسط کدها نامگذاری شدند.
5. کدها ازنظر تشابه و تفاوتهایشان با یکدیگر مقایسه و تحت طبقات انتزاعیتر با برچسب مشخص دستهبندی شدند.
6. درنهایت با مقایسه طبقات با یکدیگر و تأمل دقیق و عمیق بر روی آنها محتوای نهفته درون دادهها تحت عنوان درونمایه مطالعه معرفی شدند.
جهت صحت و استحکام مطالعه از معیارهای پیشنهادی گوبا و لینکلن استفاده شد [21]. پژوهشگر با شرکت طولانیمدت و مشارکت و تعامل کافی با شرکتکنندگان، جمعآوری اطلاعات معتبر و تأیید اطلاعات توسط مشارکتکنندگان، تلاش بر افزودن اعتبار تحقیق نمود. تکرار گام بهگام و جمعآوری و تحلیل دادهها، بهرهگیری از بازبینی توسط استاد راهنما، مشاور و افراد صاحبنظر، جهت افزایش اعتماد دادهها صورت گرفت. جهت افزایش معیار تأییدپذیری دادهها از تأیید اساتید هیئتعلمی دانشگاه و نظرات تکمیلی آنان استفاده شد و قابلیت انتقال دادههای مطالعه، با تلاش جهت ارائه توصیف غنی از گزارش تحقیق و همچنین نقلقولهای مشارکتکنندگان به همان صورتی که گفتهشده ارائه شد. یافتهها به کارگروه تخصصی ارائه شد. سپس، با بهرهگیری از تکنیک دلفی (دو دور)، اهمیت و قابلیت اجرای هر شاخص براساس طیف لیکرت 9 درجهای ارزیابی شد. شاخصهایی با میانگین امتیاز کمتر از 4 حذف، بالاتر از 7 پذیرفته، و بین 4 تا 7 به دور دوم منتقل شدند. اجماع نهایی زمانی حاصل شد که تغییرات امتیازها در دو دور متوالی کمتر از 15درصد بود و نرخ پاسخدهی کمتر از 70 درصد نبود.
برای رعایت ملاحظات اخلاقی و محافظـت از حقوق مشارکتکنندگان، محقـق بعـد از اخـذ معرفینامه از معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی مازندران، بـا معرفی خود به مشارکتکنندگان و توضیح اهداف پژوهش و کسب رضـایت آگاهانـه، بـه آنها اطمینـان داد مطالب مصاحبهشده کاملاً محرمانه و بدون نام بردن از افراد ثبت میشود و امانتداری در متن مصاحبه و توصیههای راهنمای اخلاق در انتشار آثار پژوهشی رعایت میگردد.
یافتهها
در این مطالعه از نظرات 20 نفر از مدیران، خبرگان علمی و خبرگان اجرایی بیمارستانهای منتخب تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دانشگاه علوم پزشکی بابل بهره گرفته شد. 55 درصد از شرکتکنندگان زن و 45 درصد از آنان مرد بودند. 25 درصد دارای مدرک دکتری و 35 درصد درصد دارای مدرک کارشناسی ارشد و 40 درصد دارای مدرک کارشناسی بودند (
جدول شماره 1).

در این مطالعه، با بهرهگیری از مرور متون و مصاحبه با خبرگان، تعداد 777 شاخص شناسایی شد، پس از حذف شاخصهای تکراری و همپوشانی، به 471 شاخص کاهش یافت. سپس با تشکیل کارگروه خبرگان و انجام ارزیابیهای دقیقتر، این تعداد به 407 شاخص منتخب محدود شد که بهعنوان درونمایههای فرعی شناسایی شدند. این شاخصها براساس مدل زنجیرهای برنامه به چهار دسته اصلی شامل 100 شاخص ساختاری، 101 شاخص فرایندی، 95 شاخص نتیجهای و 111 شاخص پیامدی تقسیم شدند. از دیدگاه حاضرین در مطالعه کیفی، 8 درونمایه اصلی مدیریت و رهبری، اداری و پشتیبانی، امکانات و تجهیزات، بهرهوری، پاراکلینیک، بالینی، مالی و شاخصهای سبز در تبیین شاخصهای بیمارستان با رویکرد مدل زنجیرهای برنامه نقش مؤثری داشتند (
جدول شماره 2).

شاخصهای ساختاری شامل منابع و زیرساختهای لازم برای عملکرد سیستم هستند، شاخصهای فرایندی به نحوه اجرای فعالیتها و فرایندهای مرتبط با ارائه خدمات میپردازند، شاخصهای نتیجهای بازتاب کیفیت خدمات و رضایت مشتریان را نشان میدهند و شاخصهای پیامدی اثرات بلندمدت و تأثیرات کلان سیستم بر جامعه و محیطزیست را مورد ارزیابی قرار میدهند. این طبقهبندی به تحلیل جامعتر و درک بهتر عملکرد بیمارستان کمک میکند و پیوند منطقی بین منابع، اقدامات و نتایج را به تصویر میکشد.
جهت سهولت درک درونمایههای اصلی و فرعی شاخصهای سیستم اطلاعات بیمارستانی، این شاخصها با استفاده از مدل زنجیرهای برنامه بهصورت بصری و گرافیکی در
تصویر شماره 1 ارائه شده است.