مقدمه
حوزه سلامت از منظر جامعهشناسی و روانشناسی امروزه توجه ویژه را به خود جلب کرده است و تحقیقات و کتب متعددی در این زمینه نگاشته شده است [1-4]، حجم وسیعی از تحقیقات به اهمیت تقویت توانایی سالمندان در سراسر جهان پرداختهاند [5]؛ چراکه سالمندی جمعیت در حال تبدیل شدن به پدیدهای فراگیر در بسیاری از کشورها شده است [6]. پیشرفتهای صورتگرفته فنی و اکتشافات علمی در حوزههای تکنولوژی و بهداشت در چند سده گذشته باعث افزایش امید به زندگی در جهان بهخصوص در کشورهای توسعهیافته شده است، بهگونهای که امید به زندگی تا سال 2050 حدود 10 سال افزایش خواهد یافت [7] و سالمندی به بخشی ثابت و معمول زندگی انسانها تبدیل خواهد شد.
در حال حاضر حدود 800 هزار سالمند بالای 65 سال در جهان وجود دارد که برآورد میشود تا سال 2050 به رقم 5/1 میلیارد نفر میرسد [8]. در ایران نیز این رشد پر شتاب دیده میشود، بهطوریکه براساس گزارش مرکز آمار ایران سهم جمعیت سالمندان بالای 65 سال از 6/1 درصد در سال 1395، در سال 1415 به 11/5 درصد خواهد رسید [9]. هرچند درصد سالمندی کشور ایران از کشورهای منطقه پایینتر است، اما شیب درصد سالمندی کشور ما نسبت به سایر کشورهای منطقه افزایش تندی پیدا کرده است و یکی از کشورهایی هستیم که با رشد و سرعتی بیش از سرعت رشد جهانی سالمندان مواجهایم [10]؛ درحالیکه طبق بررسیهای انجامشده، تنها 1 درصد از قوانین و آییننامههای تصویبشده تاکنون درارتباطبا سالمندان بوده است و دقت در همین میزان ناچیز، نشانگر آن است که سالمندان و کیفیت زندگی آنان چندان مورد توجه سیاستگذاران و مسئولان مربوطه نبوده است [11]، درحالیکه سالخوردگی از تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر میگیرد.
این تغییرات که ضمن انجام مهاجرتهای کلان به شهرها انجام گرفته، تغییرات نگرشی و ارزشی از قبیل فردگرایی و تعقیب منافع شخصی و افزایش هزینههای زندگی را به دنبال دارد. در کشور ایران رخدادهایی نظیر کالایی شدن بهداشت و درمان بهعنوان یک کالای عمومی، کاهش مستمر ارزش پول ملی، تغییرات نرخ ارز و دلاری شدن قیمتها، تورم بالا و افزایش چند برابری هزینههای زندگی و بهطورکلی ناامنیها و بیثباتیهای اقتصادی فراگیر، درمجموع فشار اقتصادی زیادی بر سالمندان و خانوادههایشان وارد کرده است [12]، و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم سبک و کیفیت زندگی سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است.
مطالعات انجامشده در حوزههای سالمندی نشان داده است عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کیفیت زندگی سالمندان مؤثر هستند [13، 14]. مروری بر تحقیقات داخلی نشان میدهد تحقیقات کیفی و کمی درباره وضعیت سالمندان انجام شده است که نشاندهنده پی بردن به اهمیت موضوع سالمندی است. ازجمله پژوهش محمدی و فرد ابراهیمی [15] که به نقش اصلاح سبک زندگی و نقش هوش معنوی در داشتن سالمندی موفق اشاره دارد. در پژوهش کیفی احمدی و همکاران [16]، به تجربه احساس تنهایی در دوران سالمندی پرداختهاند و نشان دادهاند تنهایی تجربه درآور دوران سالمندی است و لذا این دوران نیازمند مطالعه جدی و توجه برنامهریزان اجتماعی است.
در تحقیقات خارجی نیز به اهمیت تقویت سالمندی موفق اشاره شده است. استویکوویا [17] در پژوهش خود نشان داد با رویکرد توانمندسازی کیفیت زندگی سالمندان تضمین میگردد. در این رویکرد سالمندی موفق مستلزم تغییر رویکرد در سطوح مختلف سازماندهی جامعه اعم از فردی، خانوادگی، اجتماعی میباشد. انجام چنین تحقیقاتی که از رنجها و نیاز به سالمندی موفق حکایت میکند، نشاندهنده خلأ پژوهشی راهکار درخصوص چگونگی بهتر زیستن در دوران سالمندی است. در پژوهش حاضر با تأکید بر مطالعه نقش فرهنگ سلامتمحور در کنار پایگاه اقتصادی و اجتماعی که سالمندان دارند، تلاش میکند تا حدی خلأ پژوهشی مرتبط با دوران سالمندی را پر نماید.
از حیث نظری، کاکرهام سبک زندگی سلامتمحور را تحت تأثیر انتخابها و فرصتهای افراد میداند. موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سرمایه فرهنگی مولد فرصتها هستند و از این طریق فرصتها بر انتخاب رفتارهای مرتبط بر سبک زندگی سلامتمحور تأثیر میگذارند [18]. بلکستر به این نتیجه رسید که شرایط اجتماعی- اقتصادی و محیط زندگی، میزان کاربست مؤثر سبکهای زندگی سلامتمحور را تعیین میکنند [19]. این یافته مهمی است، چراکه نشان میدهد شرایط ساختاری زندگی مردم، دستیابی واقعی آنها به یک سبک زندگی سلامت و مثبت را ممکن و یا غیرممکن میسازد.
این یافتهها نشاندهنده پیوند عمیق جایگاههای اجتماعی افراد جامعه و فرهنگ سلامتمحور است که به نوبه خود میتواند کیفیت زندگی را جهت بخشد. بهطور خلاصه به نظر میرسد زندگی روزمره سالمندان تحت تأثیر وضعیت اجتماعی، اقتصادی و همچنین فرهنگی آنان بوده باشد. سالمندانی که از وضعیت اقتصادی مناسبتری برخوردار باشند، ضمن بهرهمند بودن از شبکه تعاملات اجتماعی بیشتر، بالطبع دارای سبک زندگی مبتنی بر فرهنگ سلامتمحور بهتری خواهند بود و متناسب با آن از رنج کمتری نسبت به سالمندان فاقد وضعیت اقتصادی- اجتماعی مناسب برخوردار هستند. باتوجهبه کمبود پژوهشهای جامعهشناسانه و غیرپزشکی سالمندی و کیفیت زندگی در برابر رویکردهای پزشکی و همچنین توجه و دید وسیع علوم اجتماعی نسبت به رشتههای پزشکی در مطالعات حوزه کیفیت زندگی، میتوان این پژوهش را نوآورانه دانست. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور با کیفیت زندگی سالمندان در شهر آباده انجام شد. در این پژوهش پایگاه اقتصادی، اجتماعی عبارت است از جایگاهی که افراد بر مبنا و توجه بر دو عامل قدرت اقتصادی و منزلت اجتماعی در جامعه به دست میآورند [20]. همچنین سبک زندگی سلامتمحور ازنظر کاکرهام مجموعهای منسجم از رفتارهای مرتبط با سلامت (مثل رژیم غذایی، ورزش، سیگار کشیدن یا پرهیز از آن) که در یک زمینه اجتماعی خاص شکل میگیرند [21]. حسب پیشینه تجربی و نظری مرتبط با پژوهش، فرضیههای زیر مطرح میگردد:
1. بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه معنیدار وجود دارد.
2. بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور رابطه معنیدار وجود دارد.
3. بین فرهنگ سلامتمحور و کیفیت زندگی رابطه معنیدار وجود دارد.
4. بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی، از طریق فرهنگ سلامتمحور، رابطه معنیدار وجود دارد.
روش کار
نوع مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی به روش کمی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان سالمند بالای 60 سال شهر آباده در استان فارس میباشد. این شهر مطابق آخرین سرشماری سال 1395دارای 60000 نفر جمعیت است که تعداد افراد بالای 60 سال آن حدود 8000 نفر اعلام شده است.
حجم نمونه براساس جدول مورگان 375 نفر تعیین گردید. سالمندان موردمطالعه با روش نمونهگیری ساده تصادفی انتخاب میشدند. به این صورت که شهر آباده را مطابق با نقشه جغرافیای شهری که دارای مناطق چهارگانه کد پستی (73196-73917-73918-73919) بود، به چهار منطقه تقسیم و تعداد 400 پرسشنامه با احتساب 5 درصد احتمال ریزش در هر منطقه کد پستی به تعداد مساوی 100 پرسشنامه بهصورت تصادفی در بین نمونههای پژوهش تقسیم گردید. به این صورت که ابتدا اسامی خیابانها نوشته شده و به تصادف 20 درصد آنها در هر منطقه انتخاب شدند و محقق بهطور یک در میان به کوچهها مراجعه کرده و پرسشنامهها را به خانوادههای دارای سالمند ارائه نموده است. در هر منطقه باتوجهبه تناسب نزدیک به هم 51 درصدجمعیت سالمندان مرد به 49 درصد جمعیت سالمندان زن تلاش گردید که به همین نسبت نیز پرسشنامهها بین نمونههای مرد و زن توزیع گردند.
معیارهای ورود به مطالعه شامل داشتن توانایی گفتاری و شنوایی، 60 سال سن و یا بیشتر و همچنین داشتن رضایت آگاهانه و کامل جهت پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه بود. تکمیل پرسشنامهها توسط محقق و با پرسش از سالمند صورت گرفت. پس از تکمیل 40 پرسشنامه اولیه، آزمون تحلیل عاملی بر روی پرسشنامهها صورت گرفت و گویههای نامناسب حذف و ادامه پرسشنامههای نهایی تکمیل شدند.
ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بود. برای سنجش متغیر وابسته کیفیت زندگی از پرسشنامه هنجاریابیشده سازمان بهداشت جهانی WHOQOL-100 استفاده شد. این پرسشنامه دارای 25 گویه است که جهت تعیین اعتبار پرسشنامه، از اعتبار سازهای به روش تحلیل عاملی استفاده گردید. براساس نتایج تحلیل عاملی دامنه سلامت جسمی 13/515 درصد، سلامت روانی 14/793 درصد و سلامت محیط فیزیکی-اجتماعی 20/856 درصد بود و در مجموع هر سه دامنه 49/163 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند. جهت سنجش پایایی این متغیر از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن (0/930) است.
در این پژوهش به استناد تعریف نظری پایگاه اقتصادی، اجتماعی، سه بعد تحصیلات، شغل و درآمد برای آن در نظر گرفته شد. تحصیلات را بنا به اظهار مشارکتکنندگان بر مبنای تعداد سالهای رسمی تحصیل فرد در نظام آموزشی کشور از بیسواد تا مقطع دکتری به دست آمد. شاخص شغل افراد سالمند، شغلی بوده که از گذشته تاکنون امرار معاش کرده است.
سپس مشاغل براساس رتبهبندی مشاغل مولوی (1392) تقسیمبندی گردید. همچنین برای کسب دادههای مربوط به شاخص درآمد، از سالمندان حاضر در پژوهش خواسته شد تا میزان هزینههای ماهیانه خانوار خود را در پرسشنامه درج نمایند. در مرحله بعد پس از بهدست آوردن این دادهها، از طریق SPSS نسخه 26 ابتدا هریک از این ابعاد به 5 رتبه تقسیمبندی شدند و سپس این نمرات این سه بعد تجمیع گردید و نمره پایگاه اقتصادی، اجتماعی هر فرد به دست آمد.
سبک زندگی سلامتمحور شامل رفتارهایی میشود که افراد برای پرهیز و اجتناب از بیماری انجام میدهند. به تعبیر سازمان بهداشت جهانی، سلامت به معنای خوب بودن روحی و روانی، جسمی و اجتماعی در بیشترین حد ممکن است [22]. برای سنجش متغیر فرهنگ سلامتمحور از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه فرهنگ سلامتمحور، از اعتبار سازهای به روش تحلیل عاملی استفاده گردید. جهت سنجش پایایی باتوجهبه نوع مقیاس (لیکرت) از روش آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار 0/705 میباشد.
تجزیهوتحلیل دادهها براساس دو روش آمار توصیفی و استنباطی میباشد. جهت آزمون فرضیهها از آزمونهای استنباطی ضریب همبستگیی پیرسون، تی دو گروه مستقل و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. در این راستا، از نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده گردید.
یافتهها
یافتههای توصیفی
در این مطالعه 375 نفر سالمند مشارکت کردهاند. میانگین سنی سالمندان مشارکتکننده 69/64 سال، با حداقل سن 60 و حداکثر سن 90 سال با انحراف استاندارد 6/89 بوده است. توزیع فراوانی پایگاه اقتصادی، اجتماعی بر مبنای سطح تحصیلات به این صورت بوده است که سامندان مرد در رده بیسوادی (22/4 درصد) و زنان در رده سواد ابتدایی (16درصد) بیشترین درصد را نسبت به سایر سطوح تحصیلاتی تشکیل میدادند. درخصوص شغل، مشاغل دارای منزلت بالا (17نفر) برابر 4/5 درصد کمترین فراوانی و درصد را شامل گردید.
متغیر فرهنگ سلامتمحور تلفیقی از ابعاد سه گانه (ورزش و فعالیت بدنی، مصرف مواد غذایی ضروری روزانه، مصرف دخانیات و رفتارهای پرخطر سرطانزا) بود که در این بین فعالیتهای بدنی، کمترین میزان توجه به خود را اخنصاص داده است. در کل صرفاًً 9/9 درصد مشارکتکنندگان، از فرهنگ سلامتمحور سطح بالا برخوردار بودند.
متغیر کیفیت زندگی (متغیر وابسته)، از ترکیب ابعاد سه گانه (کیفیت سلامت محیط اجتماعی-فیزیکی، کیفیت سلامت روانی و کیفیت سلامت جسمانی) تشکیل شده است. مطابق با نتیجه حاصله، کیفیت زندگی متوسط بیشترین فراوانی را تشکیل داده و صرفاً 24/8 درصد نیز از سطح بالای کیفیت زندگی برخوردار بودند.
یافتههای استنباطی
قبل از آزمون فرضیهها، جهت تفکیک وضعیت کیفیت افراد مورد مطالعه به تفکیک جنسیت، یک سؤال مطرح و مورد آزمون قرار گرفت:
سؤال: آیا کیفیت زندگی برحسب جنسیت دارای تفاوت معنیدار است؟
یافتههای بهدستآمده در
جدول شماره 2 درخصوص متغیر جنسیت باتوجهبه سطح معنیداری (0/055=Sig)، کیفیت زندگی براساس جنسیت تفاوت معنیداری را نشان نداد.

لذا میتوان گفت زنان و مردان سالمند موردمطالعه از سطح کیفیت زندگی مشابهی برخوردار بودند.
در ادامه نتایج آزمون فرضیههای پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون آورده میشود.
فرضیه شماره 1: به نظر میرسد پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی رابطه معنیدار وجود دارد.
مطابق نتایج به دستآمده در
جدول شماره 3، رابطه معنیداری بین دو متغیر پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی را نشان میدهد، بهطوریکه ضریب همبستگی برابر با 0/295 با سطح معنیداری 0/000=Sig که همبستگی با شدت نسبتاً ضعیف و مستقیم را نشان میدهد و افراد دارای پایگاه اجتماعی – اقتصادی بالا، از سطح کیفیت زندگی مطلوبتری برخوردار بودهاند

فرضیه شماره 2: بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور رابطه معنیدار وجود دارد.
نتایج مربوط به آزمون این فرضیه برحسب
جدول شماره 3 حاکی از وجود رابطه معنیدار بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور است. ضریب همبستگی برابر با 0/16 نشاندهنده همبستگی مثبت و تاحدی ضعیف، اما معنیدار بین دو متغیر مذکور است. به این ترتیب میتوان گفت افراد با پایگاه اقتصادی و اجتماعی بالاتر، از فرهنگ سلامتمحور قویتری برخوردار بودهاند.
فرضیه شماره 3: به نظر میرسد بین فرهنگ سلامتمحور و کیفیت زندگی رابطه معنیداری وجود دارد.
نتایج مرتبط با این فرضیه در
جدول شماره 3، رابطه معنیداری بین دو متغیر فرهنگ سلامتمحور و کیفیت زندگی را نشان میدهد. مطابق با یافتههای بهدستآمده ضریب همبستگی این متغیر برابر با 0/247 و سطح معنیداری با 0/000=Sig است که همبستگی با شدت نسبتاً ضعیف و مستقیم را نشان میدهد. اما نتایج تحلیل ابعاد مختلف این متغیر متفاوت است. دادههای مرتبط با بعد ورزش و فعالیت بدنی، با ضریب همبستگی 0/383 و سطح معنیداری 0/000=Sig نشان از وجود رابطه معنیداری مستقیم با شدت متوسط میباشد. در بعد مصرف مواد غذایی ضروری روزانه ضریب همبستگی برابر با 0/162 و با سطح معنیداری 0/002=Sig شاهد رابطه معنادار مستقیم با شدت رابطه ضعیف هستیم. در بعد مصرف دخانیات و رفتارهای پرخطر سرطانزا نیز نتایج بیانگر وجود همبستگی با شدت رابطه ضعیف و معکوس میباشد (0/076-=R و 0/143=Sig) است؛ یعنی میزان مصرف دخانیات و مواد غذایی پرخطر سرطانزا، رابطه معکوس و معنیداری با کیفیت زندگی دارد. بهعبارتی با بالارفتن میزان مصرف دخانیات و مواد غذایی سرطانزا، کیفیت زندگی کاهش پیدا کرده است. درنهایت متغیر فرهنگ سلامتمحور بر میزان کیفیت زندگی تأثیر مستقیم و معنیداری داشته و با بالا بودن سطح فرهنگ سلامتمحور، کیفیت زندگی سالمندان نیز بالا رفته است.
فرضیه 4: بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی، از طریق فرهنگ سلامتمحور، رابطه معنیدار وجود دارد.
ازآنجاکه حسب نظریههای بررسیشده درخصوص رابطه بین متغیرهای پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور با کیفیت زندگی، متغیر فرهنگ سلامتمحور نقش همزمان متغیر مستقل و مداخلهگر را ایفا کرده است، در ادامه تحلیل مسیر مربوط به این مسیر آورده میشود.
محاسبه اثر مستقیم و غیرمستقیم بر کیفیت زندگی سالمندان حاکی از آن است که پایگاه اقتصادی، اجتماعی، ضمن اینکه نسبت به فرهنگ سلامتمحور، قویتر ظاهر شده است، با نقش میانجیگری فرهنگ سلامتمحور هم توانسته است کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. کما اینکه فرهنگ سلامتمحور مستقل از نقش پایگاه اقتصادی، اجتماعی، نقش تعیینکنندهای در کیفیت زندگی سامندان داشته است. به این ترتیب این فرضیه تأیید میگردد.
در ادامه جهت نشان دادن میزان تبیین متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل، از رگرسیون چندمتغیره به روش Enter استفاده گردید. باتوجهبه نتایج
جدول شماره 5، متغیرهای مستقل در مجموع توانستند 13/8 درصد تغییرات متغیر ملاک (کیفیت زندگی) را تبیین کنند.
بحث و نتیجهگیری
آنچه که طی سالیان سال طبیعی به نظر میرسید این است که با بالا رفتن سن و حرکت به سمت سالمندی، کیفیت زندگی به خصوص در بعد سلامت جسمانی رو به تحلیل میرود و انسان را گریزی از این واقعیت نیست. اما با افزایش جمعیت سالمتدان در سطح جهانی، نیاز توجه به کیفیت زندگی این جمعیت رو به تزاید، جدیتر شد. تحقیقات گوناگون نشان داد کیفیت زندگی مفهومی پیچیده است که میتواند متأثر از عوامل مختلف رخ دهد و دامنههای عینی و ذهنی متعددی را دربر میگیرد [23].
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور با کیفیت زندگی سالمندان در شهر آباده انجام شد. یافتههای آمار توصیفی در این پژوهش نشان دادند کیفیت زندگی نیمی از سالمندان جامعه موردمطالعه از سطح متوسط و نیمی دیگر بهطور تقریباً مساوی دارای کیفیت زندگی پایین و بالا هستند. این یافتهها بهطور واضح نشان میدهند صرفاًً یکچهارم سالمندان از سطح کیفیت زندگی بالا و قابلقبولی بهرهمند بودهاند. کاظمی و همکاران در پژوهشی توصیفی با مرور اسناد و منابع کتابخانهای با جستوجویی نظاممند گزارش کردهاند که 92 درصد مطالعات مرورشده آنان نشان از کیفیت متوسط و پایین زندگی سالمندان ایرانی است [24].
در این مطالعه کیفیت زندگی برحسب جنسیت، تفاوت معنیدار را نشان نداد که همسو با یافتههای اردکانی و همکاران [25]، و غیرهمسو با یافتههای کاکاوند [26] است. هرچند تحقیقات متعدد حکایت از تفاوت سبک زندگی برحسب جنسیت دارد، اما حسب اینکه افراد موردمطالعه در یک شهرستان بودهاند که سطح امکانات رفاهی و برای زنان و مردان و بهخصوص سالمندان تفاوت چندانی نداشته، سبک زندگی دو جنس تشابه زیادی داشته است. بااینحال کیفیت زندگی زنان و مردان سالمند در پیوند با پایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگ سلامتمحور قابلبحث میباشد.
در این مطالعه ارتباط معنیداری بین پایگاه اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی وجود داشت که با مطالعه یزدانپور و همکاران [27]، همسو است. سومین پیمایش کیفیت زندگی در اروپا در سال 2012 تحولات کیفیت زندگی را در آن قاره مورد بررسی قرار داده و وضعیت اقتصادی را عاملی مؤثر در کیفیت زندگی دانسته است که نگرانیهای مالی و ناامنی در درآمد و شغل تأثیر بسزایی در کاهش کیفیت زندگی افراد داشته است [28]. همچنین طبق نظریه پارسونز و بوردیو، پایگاه اقتصادی اجتماعی متأثر از منزلت شغلی افراد و تحصیلات آنها، در رضایت از زندگی مردم تأثیرگذار خواهند بود [29].
آنچه مسلم است این است که وضعیت مطلوب اقتصادی، اجتماعی توانایی فرد را در مراقبت از خود، در راستای گذراندن بهتر دوران سالمندی، افزایش میدهد. اما به زعم بوردیو، سرمایه فرهنگی در کنار سرمایه اقتصادی، ایجادکننده تمایز اجتماعی افراد جامعه از یکدیگر است. بهگونهایکه ترجیحات فرهنگی است که تمایز بین طبقات را آشکار میسازد [30]. در این پژوهش رابطه معنیدار بین متغیر فرهنگ سلامتمحور و کیفیت زندگی وجود داشت. یافتههای این پژوهش با پژوهش اسماعیلی شاد [31]، همسو میباشد. کاکرهام با پیروی از بوردیو در زمینه سبک زندگی، نظریه سبک زندگی سلامتمحور را مطرح مینماید. وی تصمیمگیری درباره مراعات بهداشت فردی، مصرف غذا، ورزش کردن، مصرف الکل و مواد مخدر، استعمال سیگار، انجام معاینات دورهای پزشکی را اجزای سبک زندگی سلامتمحور میداند [19]. در ضمن یافتههای پژوهش حاضر نشان داد با تأثیرپذیری فرهنگ سلامتمحور از پایگاه اقتصادی اجتماعی، این متغیر نقش واسطهای دارد. ازنظر کاکرهام در انتخاب سبکهای زندگی منفی (خطرناک) و مثبت (سالم)، مردمی که در بالای جامعه قرار دارند از منابع بیشتر و انتخابهای سالمتری برخوردار هستند، اما برعکس افرادی که در پایین قرار داشته و فشارهای اقتصادی-اجتماعی بیشتری بر انتخابهایشان وجود دارد، انتخابشان برای سبکهای زندگی سالم محدود است [19].
بااینحال فرهنگ سلامتمحور به تنهایی نیز از قدرت تبیینکنندگی مطلوبی برخوردار بوده است. این موضوع بیانگر آن است که بهبود کیفیت زندگی سالمندان، مستلزم توجه همزمان به شرایط اقتصادی و تقویت فرهنگ سلامتمحور آنان است. سالمندان علاوهبر اینکه نیازمند تأمین حداقلهای زندگی هستند و با استطاعت مالی بهتر، میتوانند کیفیت زندگی مطلوبتری را برای خود فراهم کنند؛ درعینحال داشتن فرهنگ سلامتمحور که جزیی از عادتواره و سبک زندگی در یک دوره طولانی پیش از سالمندی است، از اهمیت بسزایی برخوردار است. آشنایی با شاخصهای فرهنگ سلامتمحور میتواند بهگونهای باشد که جدا از پایگاه اقتصادی، اجتماعی فرد، کیفیت زندگی مطلوبتری برای خود بسازند.
فرهنگ سلامتمحور امروزه از شاخصهای مهم توسعه انسانی است [31]. لذا میطلبد برنامهریزان و سیاستگذاران اجتماعی در عرصه سلامت، فرهنگ سلامتمحور را برای افراد پیش از رسیدن به دوران سالمندی نهادینهسازی کنند. لازمه توسعه انسانی تقدم هزینه برای پیشگیری بر صرف هزینه برای درمان است. در این راستا بهخصوص بهرهگیری از رسانهها میتواند راهگشا باشد؛ تشویق مردم به شرکت در برنامههای ورزشی، آموزش استفاده از غذاهای سالم، جهت حفظ سلامتی میتواند به داشتن جامعه شادتر در دوران سالمندی منجر شود. بهگونهای که فارغ از تفاوت در پایگاه اقتصادی و اجتماعی، بتوان با ترویج فرهنگ سلامتمحور، کیفیت زندگی مطلوبتری را برای سالمندان رقم زد.
محدودیت های پژوهش
از جمله محدودیتای این پژوهش بیسوادی بخش زیادی از نمونههای جامعه موردمطالعه باعث وقتگیر بودن تکمیل هر پرسشنامه و کندی روند تکمیل پرسشنامهها گردید.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش دارای شماره کد اخلاق (IR.YUMS.REC.1404.003) از دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه یاسوج میباشد. تمام شرکتکنندگان توضیحات کلامی و نوشتاری در مورد اهداف پژوهش دریافت کرده و همچنین درخصوص ناشناس و محرمانه بودن اطلاعات خود اطمینان حاصل نمودند.
حامی مالی
این پژوهش برگرفته از پایاننامه کارشناسی ارشد فرجام نظری در گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج است و هیچ گونه کمک مالی از سازمان های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت ننموده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از همکاری سالمندانی که در این پژوهش مشارکت داشتهاند، تشکر میکنند.