مقدمه
ایمنی غذایی نقش حیاتی در حفظ سلامت عمومی و پیشگیری از بیماریهای منتقله از غذا دارد. این مفهوم شامل تمامی اقدامات لازم برای اطمینان از سالم، بهداشتی و مناسب بودن غذا از مراحل تولید تا مصرفکننده است. رعایت استانداردهای بالا بهویژه در روشهای تهیه غذا که ممکن است کیفیت مواد غذایی را تحت تأثیر قرار دهند، مانند استفاده مکرر از روغنهای خوراکی، اهمیت بیشتری پیدا میکند [1]. استفاده مکرر از روغنهای خوراکی در دمای بالا به تجزیه اکسیداتیو و تشکیل ترکیبات مضری مانند پراکسیدها، آلدئیدها و پلیمرها منجر میشود. این ترکیبات نهتنها کیفیت غذا را کاهش میدهند، بلکه با افزایش خطر بیماریهایی همچون فشارخون، بیماریهای قلبی و سرطان مرتبط هستند غذاهای سرخکردنی بهدلیل طعم و بافت مطلوب بسیار محبوباند، اما حجم و تکرر سرخکردن در آشپزخانههای تجاری، سرعت تولید این ترکیبات مضر را افزایش میدهد [2].
سرخکردن عمیق با غوطهور کردن مواد غذایی در روغن داغ، واکنشهای شیمیایی چون اکسیداسیون، هیدرولیز و پلیمریزاسیون را تسریع کرده و باعث کاهش کیفیت روغن و افزایش ترکیبات مضر میشود [3، 4]. شاخصهای کیفیت روغن شامل عدد پراکسید، عدد اسیدی، و کل ترکیبات قطبی، معیارهای کلیدی در ارزیابی سلامت روغنها و چربیها هستند [5]. مطالعات پیشین عمدتاً به بررسی جداگانه این عوامل پرداختهاند، درحالیکه ارزیابی تأثیر توأم آنها در شرایط کاربردی واقعی، بهویژه در بافت منطقهای و با در نظر گرفتن دادههای بومی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است [6]. هرچند مطالعات پیشین عمدتاً به بررسی جداگانه این شاخصها پرداختهاند، ارزیابی توأم عوامل دما، زمان و دفعات استفاده در شرایط واقعی، بهویژه با دادههای بومی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. فساد روغن میتواند به تولید ترکیبات مضر و تأثیر مستقیم بر سلامت عمومی منجر شود [7]. بنابراین، نظارت مداوم بر شاخصهای PV ،AV و TPMs، بهویژه در محیطهای پُر مصرف مانند رستورانها و فستفودها، یک ضرورت اجتنابناپذیر است [8].
این پژوهش با تمرکز بر شرایط اقلیمی و الگوی مصرف در منطقه گرگان، در پی پر کردن شکاف موجود در ادبیات موضوع و ارائه راهکارهای عملی مبتنی بر شواهد بومی است. استفاده مکرر از روغن در دماهای بالا به تجزیه اکسیداتیو و تولید ترکیبات مضری مانند پراکسیدها، آلدئیدها و پلیمرها منجر میشود که سلامت مصرفکننده را تهدید میکنند. شاخصهای PV، AV و TPMs معیارهای اصلی برای ارزیابی کیفیت روغن هستند و افزایش TPMs نشاندهنده تجمع ترکیبات مضر ناشی از استفاده مجدد از روغن است [9].
بااینحال، مطالعات داخلی نشان میدهند رعایت این محدودیتها چالشبرانگیز است؛ بهعنوانمثال، در مشهد و شیراز بیش از 40 تا 45 درصد از نمونههای روغن مصرفی در واحدهای غذایی، TPMs بالاتر از حد مجاز داشتهاند [10-12]. روغنهای سرخکردنی در اثر استفاده مکرر دچار تغییرات شیمیایی پیچیدهای میشوند که سبب تجمع TPMs و کاهش کیفیت روغن میگردد [13]. مطالعات نشان دادهاند افزایش TPMs و اسیدهای چرب آزاد (FFA) با اختلالات متابولیکی و گوارشی و همچنین با بیماریهای قلبی، التهاب کبد و سرطان مرتبط است [14]. مطالعات انجامشده در سایر کشورهای خاورمیانه نشان دادهاند استفاده مکرر از روغن در دمای بالا میزان TPMs و اسیدهای چرب آزاد (FFA) را افزایش میدهد که با بیماریهای قلبی، التهاب کبد و حتی سرطان مرتبط هستند [15]. براساس سازمان استاندارد ملی ایران (INSO) و اتحادیه اروپا، حداکثر میزان TPMs در روغنهای خوراکی 25 درصد و حد مجاز اسیدهای چرب آزاد 1 درصد تعیین شده است [16]. در کشورهای اروپایی، میزان مجاز TPMs بین 24 تا 27 درصد است و عبور از این حد، تعویض اجباری روغن را به دنبال دارد [17].
یک مطالعه ترکیهای اشاره میکند حد مجاز TPMs در فرانسه، آلمان و آمریکا 24 درصد، در چین و اتریش 27 درصد و در مجارستان 30 درصد است که در مقایسه با استاندارد 25 درصد ایران قرار دارد [18]. بررسیهای بینالمللی نیز نشان میدهد در کشورهای مختلف از جمله عربستان سعودی، کویت و لبنان، درصد قابلتوجهی از نمونههای روغن مصرفی در رستورانها از حد مجاز TPMs فراتر رفته است که حاکی از نظارت ناکافی و شیوههای نامناسب مدیریت روغن است [19]. بهطور مشابه، مطالعهای در کویت گزارش کرد که در 50 درصد از فستفودهای موردبررسی، شاخصهای اکسیداسیون روغن به سطح ناسالمی رسیده است [20]. در لبنان نیز پژوهشها حاکی از آن است که شیوههای نامناسب مدیریت روغن سرخکردن، یکی از نگرانیهای اصلی بهداشتی در بخش غذایی این کشور است [21].
مطالعات نشان دادهاند افزودن 5 تا 20 درصد روغن کنجد خام به روغنهای دیگر مانند زیتون میتواند رسیدن TPMs به حدود 25درصد در طی سرخکردن در دمای بالا را به تأخیر انداخته و مقاومت اکسیداتیو روغن را افزایش دهد [22]. همچنین مخلوط 75 درصد روغن کنجد و 25 درصد روغن هسته انگور، ترکیبات فنولیک بیشتری را حفظ کرده و افزایش TPMs کندتری در طی فرآیند سرخکردن نشان میدهد که بیانگر پایداری حرارتی بهتر نسبت به استفاده تکی از هریک از این روغنها است [23]. مطالعات اخیر نشان دادهاند دانههای کنجد پوستهگیریشده، پایداری اکسیداتیو روغن استخراجشده را با افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی بهبود میبخشند و تجزیه حرارتی را به تأخیر میاندازند [24].
همچنین استخراج روغن کنجد به روش سرد با دمای کمتر از 40 درجه سانتیگراد، باعث حفظ ترکیبات فنولیک و توکوفرولها شده و نقش مهمی در کاهش تشکیل TPMs هنگام حرارت دادن دارد [25]. AV نیز بهعنوان شاخصی از اکسیداسیون اولیه و تشکیل هیدروپراکسیدهای ناپایدار شناخته میشود که در ادامه میتوانند به ترکیبات ثانویه سمی تجزیه شوند. دمای بالای سرخکردن یکی از عوامل مهم در تولید ترکیبات سمی فرار است [26]. باتوجهبه اهمیت شاخصهای PV، AV و TPMs در ارزیابی کیفیت روغنهای سرخکردنی و نقش مستقیم آنها در سلامت عمومی، بررسی این شاخصها در شرایط واقعی مصرف و باتوجهبه ویژگیهای اقلیمی و الگوی مصرف بومی، بهمنظور پر کردن شکاف موجود در ادبیات و ارائه دادههای کاربردی برای بهبود ایمنی غذایی، ضروری است.
روش کار
این مطالعه توصیفیمقطعی در سال 1401 بر روی واحدهای شهری تهیه غذای گرگان، ایران انجام شد. جامعه موردبررسی شامل رستورانها، آشپزخانههای مرکزی، فستفودها و شیرینیفروشیها بود. نمونهها به روش نمونهگیری تصادفی طبقهبندیشده از فهرست بهروز واحدهای دارای پروانه بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی گرگان انتخاب شدند. سهم هر طبقه براساس فراوانی نسبی آن در جامعه تعیین و انتخاب نهایی در هر گروه بهصورت تصادفی ساده انجام گرفت. حجم نمونه با استفاده از نرمافزار جیپاور نسخه 3.1 و براساس یک مطالعه مقدماتی، با فرض سطح معناداری 0/05، توان آماری 80/0 و اندازه اثر متوسط (0/5=d) برای آزمون همبستگی اسپیرمن، حداقل ۳۷ نمونه محاسبه شد. با در نظر گرفتن احتمال ریزش نمونه، درنهایت 43 نمونه روغن سرخکردنی جمعآوری شد. اطلاعات مربوط به نوع روغن، نوع شرکت تولیدکننده، حجم، مدت و دفعات استفاده، روش دفع و دمای سرخکردن با استفاده از پرسشنامه محققساخته نیمهساختاریافته 12 سؤالی جمعآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط کارگروهی متشکل از پنج متخصص بهداشت محیط و تغذیه تأیید گردید.
تمام نمونهها در سه تکرار مورد سنجش قرار گرفتند و بهصورت میانگین و انحرافمعیار گزارش شد. TPMs با روش استاندارد AOCS Cd 20-91 و IUPAC 2.507 تعیین شد و در برخی نمونهها از دستگاه VERI FRY® PRO برای اندازهگیری سریع و پرتابل استفاده گردید. AV با روش تیتراسیون طبق استاندارد AOCS Cd 3a-63 تعیین شد، بهطوری که 1 گرم روغن در 20 میلیلیتر الکل مطلق مخلوط و با چند قطره فنولفتالئین تیتر شد تا رنگ صورتی ثابت ظاهر شود. PV نیز مطابق استاندارد ISO 3960 و AOCS Cd 8-53 به روش تیتراسیون یدومتری محاسبه شد. هر نمونه روغن در مخلوط اسید استیک–کلروفرم حل و با یدید پتاسیم واکنش داده شد، سپس با سدیم تیوسولفات تیتر شد تا نقطه پایان تعیین گردد [27، 28]. دمای روغن در زمان سرخکردن با دستگاه دیجیتال پرتابل Testo 270 ثبت شد. این دستگاه بهصورت همزمان دمای روغن و درصد TPMs را اندازهگیری میکند و محدوده اندازهگیری آن برای TPMs بین (0) تا (40) درصد با دقت ±2 درصد و محدوده دمایی (40) تا (200) درجه سانتیگراد است [29].
جدول شماره 1 مقایسه مشخصات عملیاتی، شاخصهای کیفیت روغن و الگوهای مدیریتی در بخشهای مختلف غذایی را نمایش داده شده است.
.jpg)
براساس دادههای
جدول شماره 1، اگرچه میانگین ساعات استفاده روزانه از روغن در تمامی واحدهای موردبررسی برابر و معادل 12 ساعت بود، اختلاف قابلتوجهی در حداکثر مدتزمان استفاده بین انواع واحدهای تهیه غذا مشاهده شد. بیشترین حداکثر زمان استفاده از روغن در فستفودها (96 ساعت) و شیرینیفروشیها (72 ساعت) گزارش شد، درحالیکه این مقدار در رستورانها و آشپزخانهها حداکثر 24 ساعت بود.
مطالعات پیشین نشان دادهاند استفاده طولانیمدت از روغن در دماهای بالا به تجمع ترکیبات اکسیداسیون اولیه و ثانویه، افزایش TPMs و کاهش کیفیت تغذیهای و ایمنی روغن منجر میشود [30]. در این مطالعه، واحدهایی با حداکثر ساعات استفاده طولانیتر، مقادیر بالاتری از TPMs را نشان دادند، بهطوریکه بیشترین میانگین TPMs در شیرینیفروشیها (30/43 درصد) و رستورانها (29/94 درصد) مشاهده شد. این مقادیر از حدود پیشنهادی بسیاری از دستورالعملهای بینالمللی برای روغنهای سرخکردنی (24–25 درصد) فراتر رفتهاند [31]. درمقابل، رستورانها و آشپزخانهها با بالاترین سطوح عدد اسیدی (1/66±3/18 و 1/19±3/24) مواجه بودند که نشاندهنده تخریب اکسیداتیو و هیدرولیتیک ناشی از شرایط نگهداری نامناسب و دفعات گرم و سرد شدن روغن است [32].
این نتایج نشان میدهد حداکثر زمان استفاده شاخص تعیینکنندهتری نسبت به دفعات استفاده مجدد است و باید در برنامههای پایش بهداشت محیط و کنترل کیفیت روغن مورد توجه قرار گیرد [33]. سرخکردن در انواع واحدها تفاوت معنیداری داشت، اما شاخصهای کیفیت روغن (TPM، دما و AV) تفاوت آماری بین گروهها نشان ندادند (0/05<P)، که بیانگر چالش فراگیر کاهش کیفیت روغن در تمامی اصناف است. تعیین PV یکی از روشهای استاندارد برای سنجش اکسیداسیون روغن است که معمولاً با تیتراسیون یدومتری طبق AOCS Cd 8-53 و ISO 3960 انجام میشود، اما این روش زمانبر، وابسته به حلالهای خطرناک و تفسیر بصری است [34]. روشهای مدرن شامل طیفسنجی مادون قرمز میانی (mid-FTIR)، رنگسنجی دیجیتال، سنسورهای الکتروشیمیایی و طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هستهای هستند که امکان اندازهگیری سریع، غیرمخرب و دقیق PV را فراهم میکنند [26]. طیفسنجی با مادون قرمز بهویژه در قالب دستگاههای دستی، امکان انجام سریع بدون نیاز به حلال و بهصورت غیرمخرب برای اندازهگیری PV را فراهم میکند. شواهد نشان دادهاند این دستگاههای قابلحمل میتوانند برآوردهای نسبتاً دقیقی ارائه دهند. همچنین ترکیب این روش با مدلهای آماری سبب ارتقای دقت پیشبینی برای ارزیابی شاخصهای مختلف کیفیت روغن، ازجمله PV میشود و غربالگری سریع، سازگار با محیط زیست و چندمنظوره را ممکن میسازد [35].
روش رنگسنجی دیجیتال تصویری، روشی کمهزینه و غیرسلیقهای برای تخمین PV ارائه میدهد. پس از واکنش روغن با یدید پتاسیم، آنالیز رنگ تصاویر گرفتهشده با گوشی هوشمند (مانند کانال “M” در مدل رنگ CMYK) همبستگی قوی با مقادیر PV تعیین شده به روش تیتراسیون دارد و مصرف معرفها را تا حدود 99 درصد کاهش میدهد [36]. در این مطالعه، PV با روش استاندارد تیتراسیون یدومتری تعیین شد؛ نمونهها در اسید استیک–کلروفرم حل و با یدید پتاسیم واکنش داده شدند و سپس با سدیم تیوسولفات تیتر گردید و نشاسته بهعنوان معرف نقطه پایانی استفاده شد [37، 38].
فرمول محاسبه PV (برحسب میلیاکیوالان اکسیژن فعال در کیلوگرم روغن):
.jpg)
که در این
فرمول:
S : حجم محلول تیوسولفات مصرفشده برای نمونه (میلیلیتر)
B : حجم محلول تیوسولفات مصرفشده برای شاهد (بلانک) (میلی لیتر)
M : نرمالیته محلول تیوسولفات
W : وزن نمونه روغن (گرم)
فرمول شماره 1، میزان پراکسید را برحسب میلی اکی والان در 1000 گرم نمونه روغن محاسبه میکند.
نتایج پژوهش دلاور و همکاران نیز نشان داد روغنهای مورداستفاده در تهیه فلافل در شهر اراک دارای مقادیر بالای پراکسید و پایداری حرارتی پایینتری نسبت به مقادیر مرجع بودند که تأییدی بر اهمیت کنترل دمای سرخکردن و دفعات استفاده از روغن است [39، 40]. میزان TPMs در روغنها با روشهای استاندارد AOCS Cd 20-91 و IUPAC 2.507 تعیین میشود؛ در این روشها، روغن از ستون ژل سیلیکا عبور داده و ترکیبات قطبی از غیرقطبی جدا میشوند. پس از حذف حلال، بخش قطبی وزن و بهصورت درصدی از نمونه اولیه گزارش میشود [41]. دستگاه VERI FRY® PRO نیز TPMs را با استفاده از معرف ژلی و اندازهگیری جذب نوری در طول موج 490 نانومتر تخمین میزند و همبستگی بالایی با روش AOCS دارد (0/975=r) [42].
مطالعات دیگر با پروتکل Xu عصارههای روغن را طبق روش AOCS Cd 20-91 آماده کرده و با اسپکتروفوتومتر UV-Vis در طول موج 490 نانومتر آنالیز کردند؛ مقادیر جذب نوری در منحنی کالیبراسیون درجه دوم قرار داده شده و TPMs به درصد محاسبه شد که همبستگی بالایی با روش مرجع داشت (0/96≥r) [43].
چن و همکاران [44] روش سریع مبتنی بر طیفسنجی FT-NIR با پیشپردازش Savitzky–Golay و کالیبراسیون PLS نیز امکان ارزیابی دقیق TPMs را فراهم میکند و بهدلیل سرعت و دقت، گزینهای مناسب برای تحلیل سریع نمونههاست. مطالعات دیگر نشان دادهاند میزان SFC (Solid Fat Content) با TPMs رابطه مثبت دارد و اندازهگیری SFC با NMR، روشی سریع بدون حلال و مستقل از خلوص حلالها است، بنابراین میتواند جایگزین روشهای سنتی شود [45]. روشهای طیفسنجی FT-NIR و UV-Vis نیز بهعنوان روشهای سریع و قابلاعتماد برای اندازهگیری TPMs و پیشبینی شاخصهای کیفیت روغن استفاده شدند [38، 40، 41]. دستگاه Testo 270 (Testo SE & Co. KGaA، آلمان) بهطور همزمان دما و درصد TPMs را در محدوده 0–40 درصد و دمای 40–200 سانتیگراد با دقت ±2 درصد اندازهگیری کرد و مطابق استانداردهای صنعتی برای پایش کیفیت روغن در فرآیند سرخکردن عمل نمود [46، 47].
روشهای پیشرفته طیفسنجی مادون قرمز نزدیک، فناوری کنترل کیفیت هوشمند (IQC) و طیفسنجی رامان نیز برای ارزیابی دقیق و غیرمخرب AV به کار رفتند و همبستگی بالایی با روشهای استاندارد سنتی داشتند [48، 49]. همچنین، با استفاده از طیفسنجی رامان، محققین تغییرات کمی AV در روغنها تحت تنش حرارتی را ردیابی کردند و یک مدل کالیبراسیون دقیق و قابلاعتماد برای پیشبینی AV در طول فرآیند سرخکردن ارائه دادند [50]. اندازهگیری AV مطابق با روش استاندارد AOCS Cd 3a-63 انجام شد. به اختصار، 1 گرم روغن با 20 میلیلیتر الکل مطلق در یک بالن ارلنمایر 250 میلیلیتری مخلوط شده و چند قطره اندیکاتور فنولفتالئین به آن افزوده شد. سپس محلول با استفاده از محلول 0/2 نرمال هیدروکسید پتاسیم تیتر شد تا زمانی که رنگ صورتی ثابت ظاهر شود که نشانگر نقطه پایان تیتراسیون است. سپس مقدار AV براساس
فرمول شماره 2 محاسبه گردید:
.jpg)
که در این
فرمول:
V: حجم محلول KOH مصرفشده در تیتر کردن (برحسب میلیلیتر)
N: نرمالیته محلول KOH
W: وزن نمونه روغن (برحسب گرم)
این روش، روشی استاندارد و قابلاعتماد برای تعیین اسیدهای چرب آزاد موجود در روغنها بوده و بهعنوان شاخص مهمی از کیفیت و میزان تازگی روغن مورد استفاده قرار میگیرد [50]. تمامی دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. باتوجهبه عدم نرمال بودن دادهها که با آزمون شاپیرو-ویلک بررسی شد، از آزمونهای ناپارامتریک استفاده گردید. مقایسه میانگین پارامترهای کیفی بین چهار گروه مرکز غذایی با آزمون کروسکال–والیس انجام شد و در صورت وجود تفاوت معنادار، آزمون تعقیبی Post-hoc با تصحیح بونفرونی به کار گرفته شد. همچنین رابطه بین متغیرهای کمی مانند ساعات استفاده و مقادیر PV با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن بررسی شد. سطح معناداری برای تمامی آزمونها برابر (0/05>P) در نظر گرفته شد.
یافتهها
تصویر شماره 1 توزیع محلهای نمونهبرداری و روشهای دفع روغنهای خوراکی را براساس نوع غذا نشان میدهد.
با افزایش مصرف روزانه روغن، مواد سرخشده، میزان TPMs و AV نیز افزایش یافتند. این نمودار نشان میدهد رستورانها بیشترین میزان مصرف روغن و مقدار مواد غذایی سرخشده را دارند که بیانگر استفاده مکرر و طولانیمدت از روغن در این واحدهاست، درحالیکه فستفودها کمترین مقادیر را نشان میدهند. TPMs در شیرینیفروشیها بالاتر از سایر واحدهاست که همراه با دمای بالاتر سرخکردن در این مراکز، بیانگر تخریب شدیدتر روغن و کاهش کیفیت آن است. AV نیز در رستورانها بیشترین مقدار را دارد که نشاندهنده افزایش فرآیندهای هیدرولیز و فساد روغن در اثر مصرف مکرر است. مطالعه حاضر همسو با یافتههای پژوهشهای مشابه بررسی تغییرات شاخصهای کیفی روغن طی سرخکردن مرغ نشان داد شیرینیفروشیها و رستورانها از نظر شاخص PV در وضعیت نامطلوبتری قرار داشته و نشاندهنده مدیریت ناکارآمد روغن در این مراکز باشد [17].
PV بهعنوان معیار ارزیابی اکسایش اولیه روغنهای سرخکرده مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان PV بین چهار گروه مختلف مراکز غذایی تفاوت آماری معنیداری دارد (0/05>P). بالاترین مقدار میانگین PV در نمونههای مربوط به شیرینیفروشیها (3/9±10/4 میلیاکیوال بر کیلوگرم) و پس از آن در رستورانها مشاهده شد، درحالیکه کمترین مقدار در روغنهای مورداستفاده در آشپزخانهها به دست آمد. این اختلاف میتواند ناشی از عواملی همچون مدتزمان طولانیتر استفاده از روغن، دمای عملیاتی بالاتر در بازههای مشخص، یا حساسیت بیشتر نوع روغن مصرفی در این واحدها به اکسیداسیون باشد. مقادیر بالاتر PV نشاندهنده تشکیل بیشتر پراکسیدها و هیدروپراکسیدها در روغن است که میتواند موجب کاهش کیفیت تغذیهای و افزایش پتانسیل تشکیل ترکیبات نامطلوب در مراحل بعدی تخریب روغن شود [58].
بحث و نتیجهگیری
اگرچه یافتههای مطالعه حاضر از الگوهای جهانی مدیریت نادرست روغن پیروی میکند، اما توجه به بافت محلی شهر گرگان نیز حائز اهمیت است. این شهر بهعنوان یک قطب گردشگری و دارای تراکم بالا واحدهای غذایی کوچک و متوسط، در معرض فشار عملیاتی بیشتری است. اقلیم مرطوب گرگان میتواند نقش تسریعکنندهای در فرآیندهای هیدرولیز و اکسیداسیون روغن داشته باشد. بنابراین، پیشنهاد میشود مسئولان بهداشتی شهر گرگان، برنامههای نظارتی و آموزشی خود را با اولویتبندی بر این واحدهای کوچک و با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی منطقه طراحی کنند. همچنین، ایجاد زنجیره جمعآوری و بازیافت روغنهای مصرفی در سطح شهر میتواند بهعنوان یک اقدام زیرساختی ضروری، همگام با دستورالعملهای ملی در این شهر پیگیری شود.
یافتههای اخیر نشاندهنده شکست گسترده در حفظ کیفیت مناسب روغن در بخشهای مختلف تولید غذا است. نگرانکنندهترین نتایج مربوط به بخش شیرینیپزی و رستوران بود که میانگین TPMs آنها در حدود 30 درصد بود، یعنی بسیار بالاتر از حد ایمنی جهانی 25 درصد بوده است. این سطوح بالا نشاندهنده استفاده از روغنهای دارای شاخصهای کیفیت خارج از محدوده مجاز شده است، که احتمالاً بهدلیل استفاده مکرر بدون فیلتراسیون مناسب یا تعویض بهموقع است [59]. پلگرینی و همکاران در اسپانیا دریافتند در رستورانهای کوچک، TPMs بهطور معناداری با مدتزمان استفاده از روغن و عدم استفاده از فیلتر مرتبط است، نه لزوماً با نوع غذا. این نتیجه مستقیماً با یافته کلیدی مطالعه حاضر که اهمیت حداکثر زمان استفاده را برجسته میسازد، همخوانی دارد. بنابراین، این موضوع نتیجه طبیعی مدیریت ضعیف عملیاتی در واحدهای غذایی کوچک و متوسط در سراسر جهان است [60].
روغنهایی با مقادیر TPMs بالاتر از 25 درصد حاوی تریگلیسیریدهای اکسیده، آلدهیدها و پلیمرهایی هستند که همگی در فعالیتهای سمیت سلولی و سرطانزایی دخیلاند. مواجهه مزمن، بهویژه در محیطهای شغلی مانند آشپزخانههای تجاری، با التهاب سیستمیک، استرس اکسیداتیو و افزایش LDL مرتبط است [61]. برخلاف انتظار، رستورانهای موردمطالعه محتوای TPMs نسبتاً کمتری (حدود 26 درصد) نشان دادند که شاید بهدلیل رویکردهای استانداردشده سرخکردن، منوی محدود و گردش سریع روغن از حد استاندارد بالاتر باشد، یافتهای که با مطالعات قبلی همخوانی دارد [62]. همانطورکه در مطالعات مشابه نشان داده شده است، اندازهگیری PV همراه با AV و TPCs، تصویر روشنی از کیفیت روغن و تجزیه آن در روغنهای پختوپز ارائه میدهد [13].
مطابق با مطالعهای دیگر که بر روی کیفیت روغن در مراکز فروش غذای آماده انجام شد، تمامی نمونههای جمعآوریشده از رستورانها و فروشندگان خیابانی، AV بالایی را نشان دادند. این یافته نشان داد مرحله اولیه اکسیداسیون و قرارگیری طولانیمدت در معرض حرارت است، بهخوبی با نتایج مطالعه حاضر همسو میباشد. در مطالعه حسنزادآذر و همکاران، مقادیر بالای PV، سطوح بالای TPMs و AV در پژوهش کنونی، همگی نشاندهنده یک الگوی مشترک مدیریت نادرست عملیاتی، بهویژه کنترل نکردن زمان و شرایط حرارتدهی در طی فرآیند سرخکردن در این گونه واحدها است [2]. ارزیابیهای خاص کیفیت روغن نشان داد عدد اسیدیته، مقدار p-آنیسیدین و TPMs بهتدریج با زمان سرخکردن افزایش یافتند. بااینحال، PV در 60 دقیقه به اوج خود رسید و سپس کاهش یافت؛ که نشاندهنده اکسیداسیون اولیه و به دنبال آن تجزیه محصولات اکسیداسیون اولیه است [60]. AV به اسیدهای چرب آزاد (FFAs) زیاد در روغنها اشاره دارد که نشانههای فساد اکسیداتیو و کاهش تازگی هستند و تأثیرات نامطلوبی بر کیفیت روغن دارند. مقادیر AV بالاتر با تحریکات گوارشی و اختلال در متابولیسم روغن مرتبط هستند و ازاینرو در ارزیابیهای ریسک سلامت مهم میباشند [17].
مطالعه توصیفیتحلیلی آربابی و دریسی [63] در مورد سطح پراکسید روغنهای سرخکردنی در فستفودهای شهرکرد نشان داد مقادیر PV در همه نمونههای روغن جامد و مایع، فارغ از خوراکی یا غیرخوراکی بودن، از حدود مجاز ملی فراتر بوده است. این یافتهها با نتایج مطالعه حاضر مطابقت ندارند، چراکه استفاده نامناسب از روغن در فروشگاههای ساندویچی باعث عبور مقادیر PV از حدود استاندارد (2 میلیاکیوالان در کیلوگرم برای روغنهای جامد و 5 میلیاکیوالان در کیلوگرم برای روغنهای مایع) شده است. روغنهایی با مقادیر TPMs بیشتر از 25 درصد شامل ترکیبات سمی مانند آلدهیدها، کتونها، پلیمرها و روغنهای ترانس میشوند. این محصولات تجزیه با استرس اکسیداتیو، التهاب مزمن، بیماریهای قلبیعروقی و سرطان مرتبط هستند [10].
مطالعه ناصری و همکاران [64] گزارش کرد اکثر روغنهای مصرفی در رستورانها و فستفودهای موردبررسی، دارای مقادیر پراکسید بالاتری نسبت به حد مجاز بودند؛ درحالیکه نتایج مطالعه حاضر نشان داد PV در فستفودیها در محدوده استاندارد قرار داشتند. مطالعات پیشین متعددی در سراسر ایران، از جمله رحیمزاده برزکی [65]، اربابی [63] و عمارلویی [66]، فراوانی بالای تشکیل پراکسید را در روغنهای نمونهبرداری شده از رستورانها و ساندویچفروشیها گزارش کردند، اما مجدداً یافتههای این مطالعات با نتایج این پژوهش مطابقت ندارد.
در مطالعه فرزادکیا و همکاران [67] در برخوارومیمه (اصفهان)، ۸۷ درصد روغنهای مورداستفاده در نانواییها و سمبوسهفروشیها، پراکسید مجاز داشتند و تنها ۱۳درصد فاسد شناخته شدند. همچنین، مطالعهای که خانیکی و همکاران [68] بر روی روغنهای مورداستفاده در مراکز فروش ساندویچ و فلافل در تهران انجام دادند، نشان داد حدود 60 درصد از نمونهها دارای PV بالاتر از حد مجاز بوده و ازنظر استانداردهای ایمنی برای مصرف مناسب نبودهاند. این یافته که بر شیوع گسترده استفاده از روغنهای اکسیدشده در بخش فستفود دلالت دارد، با نتایج مطالعه حاضر (مقادیر قابلتوجه TPM و AV) همسو است. عواملی همچون تکرار استفاده طولانیمدت از روغن، نگهداری نامناسب و عدم پایش منظم شاخصهای کیفی، محتملترین دلایل مشترک در بروز این الگوی نگرانکننده در سطح ملی هستند [68].
شهبانی و همکاران [69] نقش آنتیاکسیدانهای سنتزی در پایداری پراکسید روغنهای خوراکی را بررسی و گزارش کردند که این افزودنیها باعث تثبیت اکسیداتیو روغن و پراکسید در محدوده مجاز شدند که با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد. تحلیل نتایج و عوامل مؤثر از منظر عوامل تجزیه روغن شامل دمای بالای سرخکردن، مدتزمان طولانی، نوع روغن و نوع سرخکن عمدهترین عوامل سرعت هیدرولیز و اکسیداسیون روغن هستند. معمولاً PV بالا معمولاً ناشی از تمیز نکردن مناسب سرخکنها و برداشتن لایههای سوخته روغن است [70].
حدود مجاز TPMsدر روغنهای استفادهشده در رستوران و شیرینیپزی بالاترین سطح تجزیه را با میانگین TPMsبهترتیب 30/43 و 29/94 درصد داشتند که از حد مجاز جهانی (25 درصد) فراتر رفته و نشاندهنده استفاده مجدد و بیکیفیت بودن روغنها است [56]. بیشترین AV ثبتشده در آشپزخانهها (1/19±3/24 میلیگرم پتاسیم هیدروکسید بر گرم) و رستورانها (1/66±3/18 میلیگرم پتاسیم هیدروکسید بر گرم) از حد مجاز توصیهشده (2/5 میلیگرم پتاسیم هیدروکسید بر گرم) بیشتر بود که دلیل آن احتمالاً فرآوری یا نگهداری نامناسب است و نشانه مراحل پیشرفتهتر فساد روغن است [17].
طبق مطالعهای در مشهد، 40 درصد از نمونههای روغن TPMs بالاتر از حد مجاز و 62 درصد بالای 1 درصد FFA داشتند که با نتایج مطالعه حاضر همراستا بود [39]. محصولات اکسیداسیون روغن باعث کاهش ارزش غذایی، طعم نامطلوب و حتی تغییرات ساختاری مواد غذایی میشوند [51]. اکسیداسیون اصلیترین فرایند تجزیه کیفی روغنهاست که به تجمع هیدروپراکسیدها بهعنوان محصولات اولیه و درنهایت ایجاد طعم تند و فساد منجر میگردد [61]. هیدروژن پراکسید ترکیبی قطبی و کووالانسی است که عمدتاً در فرایندهای شیمیایی و صنعتی بهعنوان عامل اکسیدکننده استفاده میشود. جذب بیش از حد روغن و محصولات تجزیه آن در سرخکردن میتواند به بروز بیماریهای مزمن و التهابات شدید در بدن منجر شود. نمونههای روغن جمعآوریشده از رستورانها و مراکز تهیه غذا در گرگان، اغلب دارای سطوح بالای TPMs بوده که نشاندهنده تجزیه حرارتی روغن است [71].
در شیراز، 45 درصد از نمونههای روغن رستورانها دارای TPMs بالاتر از حد مجاز بوده که ضرورت قوانین سختگیرانهتر برای کنترل مصرف و بازیافت روغن در آشپزخانهها را آشکار میسازد [60]. ناصری و همکاران [64] نیز نشان دادند یکپنجم روغنهای سرخکردنی در رستورانهای فستفود قم با مقررات ایمنی مطابقت نداشتند و دمای پخت بالاتر با افزایش سطح پراکسید مرتبط بود. باتوجهبه افزایش محبوبیت غذاهای سرخکردنی و احتمال تشکیل ترکیبات سمی در دماهای بالاتر، علیرغم تطابق اغلب نمونهها با حد آستانه پراکسید، نیاز به تشدید نظارتهای قانونی و افزایش آگاهیهای عمومی محسوس است. این اقدامها برای حفظ سلامت مصرفکنندگان و پیشگیری از مخاطرات بهداشتی مرتبط با مصرف روغنهای مصرفی در واحدهای تهیه و توزیع ضروری محسوب میشوند.کیفیت روغنهای سرخکردنی موردبررسی در اماکن تهیه غذای شهری در گرگان، تفاوت قابلتوجهی را نشان داد. اگرچه PVها پایینتر از حد مجاز بودند، اما مقادیر متغیر AV و TPMs نشاندهنده ناهماهنگی در مدیریت روغنها است. براساس یافتههای مطالعه حاضر، پیشنهاداتی نظیر تدوین دستورالعمل ملی با محوریت کنترل حداکثر ساعات استفاده از روغن و پایش مستمر شاخصهای کیفی، نصب فیلتر و سیستم جمعآوری روغن مستعمل، تغییر نظارت به صدور گواهی سلامت مبتنی بر ثبت مستند عملیات، آموزش اجباری و گواهی صلاحیت برای متصدیان و ایجاد سازوکارهای اقتصادی برای تشویق رعایت استانداردها و بازیافت ارائه میشود. اجرای این راهکارها میتواند معضل کیفی روغن را به یک فرآیند مدیریتشده تبدیل کند.
محدودیتهای مطالعه
این مطالعه با محدودیتهایی همراه است که مهمترین آنها شامل حجم نمونه نسبتاً کم در برخی گروهها، ماهیت مقطعی و گزارشهای خوداظهاری برای بخشی از دادههای عملیاتی و اندازهگیری محدود به شاخصهای عمومی کیفیت روغن (TPM، AV و PV) بدون سنجش ترکیبات اختصاصی و بالقوه مضرتر است. همچنین، عواملی مانند عدم بررسی پیامدهای سلامتی که میتوانند بر نتایج تأثیر بگذارند، بررسی نشدند. بنابراین، تعمیم نتایج به احتیاط نیاز دارد و پیشنهاد میشود مطالعات آتی با نمونهگیری وسیعتر و ارزیابی طیف کاملتری انجام شوند.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
مطالعه در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی گلستان (IR.GOUMS.REC.1401.255) تأیید و تصویب شده است.
حامی مالی
این مقاله حاصل یک طرح پژوهشی مصوب بوده و با حمایت مالی دانشگاه علوم پزشکی گلستان انجام شده است (شماره قرارداد: 112866).
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان بهطور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادهها، تفسیر نتایج و تهیه پیشنویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان از همکاری گروه بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی گلستان و مدیران مراکز غذایی شرکتکننده صمیمانه تشکر میکنند.