مقدمه
از زمان معرفی اینترنت در دهه 1980، این فناوری به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره بسیاری از مردم تبدیل شده است [1]. براساس آمار سال 2018، حدود 4 میلیارد نفر در سراسر جهان از اینترنت استفاده میکردند [2]، این آمار در سال 2022، به 5/3 میلیارد نفر رسیده که نشاندهنده نفوذ حدود 68 درصد از جمعیت جهانی است [3]. پژوهشها نشان دادهاند استفاده افراطی از اینترنت، تأثیر منفی بر سلامت روان دارد [4]. بسیاری از متخصصان بالینی معتقدند برخی رفتارهای فردی، حتی بدون مصرف مواد، میتوانند ویژگیهای اعتیادی داشته باشند [5]. استفاده مشکلزا از اینترنت معمولاً بهعنوان ناتوانی در تنظیم رفتارهای آنلاین در نظر گرفته میشود [6]، بنابراین اینترنت بهخودیخود ابزاری بیضرر است، اما استفاده بیش از حد و نادرست از آن میتواند خطر وابستگی و اعتیاد به اینترنت را به همراه داشته باشد [7].
در پنجمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانشناسی آمریکا، 7 معیار برای آن مشخص شده است که فرد مبتلا باید 3 معیار را در 12 ماه گذشته داشته باشد. معیارها عبارت است از:
1. تحمل: افزایش میزان استفاده از اینترنت برای کسب رضایت پیشین؛
2. نشانههای ترک: بیقراری، بدخُلقی و عصبانیت در تلاش برای قطع یا کاهش استفاده؛
3. استفاده افراطی؛
4. دروغ گفتن به دوستان و خانواده درباره میزان استفاده؛
5. کاهش فعالیتهای اجتماعی، شغلی و تفریحی؛
6. تداوم استفاده باوجود آگاهی از آثار منفی آن؛
7. توانایی نداشتن برای مهار خود در استفاده از اینترنت [8].
اگرچه این اختلال هنوز به طور رسمی در چارچوب آسیبشناسی روانی گنجانده نشده است، اما از نظر شیوع و آگاهی عمومی یک مشکل بالقوه محسوب میشود و شباهتهای زیادی با سایر اختلالات شناختهشده دارد [9].
برخی پژوهشها نشان دادهاند شفقت به خود با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی دارد [10]. درخصوص تعریف شفقت، گیلبرت و راهب بودایی، چویدن آن را بهعنوان حساسیت به رنج در خود و دیگران با تعهد به تلاش برای کاهش و پیشگیری از آن تعریف کردهاند [11]. خودشفقتی بهویژه هنگام مواجهه با نارساییهای شخصی، اشتباهات، و شکستها، و همچنین در شرایط دشوار زندگی که به درد روانی، هیجانی یا جسمانی منجر میشوند، اهمیت مییابد [12]؛ بنابراین، شفقت به خود میتواند بهعنوان یک عامل محافظتی در برابر اعتیاد به اینترنت در نظر گرفته شود [9]. از طرفی پژوهشها نشان دادهاند بین اعتیاد به اینترنت و تابآوری رابطه منفی معناداری وجود دارد [13، 14]؛ بنابراین تابآوری یکی از عوامل محافظتکننده در برابر آسیبهای روانشناختی ناشی از اعتیاد به اینترنت به شمار میرود [15]. نتایج پژوهش سائو و همکاران [16] نشان داد تابآوری میتواند نوجوانان در معرض ابتلا به اعتیاد به اینترنت را از رفتارهای پرخطر در فضاهای مجازی محافظت کند؛ بنابراین، افراد با سطح بالایی از تابآوری، کمتر تحتتأثیر تجربههای زیانآور قرار میگیرند. تابآوری به معنای توانایی غلبه بر ناملایمات، انعطافپذیری قویتر و مقابله مؤثر با مشکلات پیشرو است [17].
در سراسر جهان، گروه سنی 15 تا 24 سال بیش از سایر گروههای سنی به اینترنت دسترسی دارند [18]، و دانشآموزان بخش قابلتوجهی از این کاربران را تشکیل میدهند، بهگونهای که تقریباً یکسوم آنها را شامل میشوند [19]. باتوجهبه گسترش روزافزون پدیده اعتیاد به اینترنت، بهویژه در میان نوجوانان [20]، و با در نظر گرفتن ویژگیهای خاص اینترنت مانند سرعت بالا، دسترسی آسان و حجم زیاد اطلاعات دریافتی که به تقویت این اعتیاد منجر میشوند [1]، ضرورت طراحی و اجرای برنامههای متنوع برای پیشگیری و درمان استفاده آسیبزای اینترنت، بهمنظور کاهش پیامدها و اثرات منفی آن، بیشازپیش احساس میشود [21].
مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی برنامههای درمانی هستند که باتکیهبر اصول اصلی نظریه ذهنآگاهی برای کمک به مشکلات خاص سلامت روان طراحی شدهاند [22]. از طرفی پژوهشهای اکتشافی نیز مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی را برای درمان اعتیاد به اینترنت بررسی کردهاند [23]. حداقل 240 برنامه مداخلهای بر پایه ذهنآگاهی وجود دارد که سلمون و همکاران [24] معرفی کردهاند. اکنون این مداخلات به یکی از محبوبترین مداخلات در رواندرمانی تبدیل شده و روزبهروز در حال گسترش هستند [25]. برایمثال، با شناخت درمانی: ویلیامز و همکاران [26]؛ با رفتاردرمانی: لاو و مکمین [27]؛ بامعنی درمانی: لیو و همکاران [28]؛ با مداخله شناختی - رفتاری [29]؛ واقعیت درمانی: پیرس [30]؛ رفتاردرمانی عقلانی-احساسی: ویتفیلد [31]؛ درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد: هایس و همکاران [32]؛ با رفتاردرمانی دیالکتیکی: [33، 34] و خانوادهدرمانی: گهارت و مککالوم [35].
باوجود محبوبیت ادغام ذهنآگاهی در درمان، کاوشهای محدودی در مورد چگونگی ادغام ذهنآگاهی با واقعیت درمانی یا نظریه انتخاب صورتگرفته است. پیرس (2003) نسخهای از برنامه واقعیت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBRT) 8 هفتهای را ارائه کرد که میتوان آن را در چارچوب نظریه واقعیت درمانی درک کرد. تیموتی و همکاران [36] در باب توجیه چرایی ترکیب این دو نظریه به نکات ذیل اشاره کردهاند:
آگاهی از شکاف
در نظریه انتخاب، شکاف به فاصله میان وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب اشاره دارد. ذهنآگاهی با افزایش آگاهی از این شکاف، امکان انتخابهای آگاهانه برای پر کردن آن را فراهم میسازد.
ادراک و فیلترینگ
ذهن تجربیات را از طریق فیلترهایی پردازش میکند؛ ذهنآگاهی به شناسایی این فیلترها کمک میکند و با درک دقیقتر موقعیتها، زمینهساز انتخابهای بهتری میشود.
جریان در مقابل تثبیت
نظریه انتخاب بر تجربهی «جریان» تأکید دارد؛ ذهنآگاهی با پرورش این حالت، به ما کمک میکند از گرفتار شدن در نگرانیهای گذشته یا آینده رها شویم.
طبیعت اصیل و دنیای کیفی روانشناسی بودایی
طبیعت اصیل و دنیای کیفی روانشناسی بودایی باور دارد که انسانها بهطور ذاتی در جستوجوی شادی و ارتباطاند؛ ذهنآگاهی راهی برای دسترسی به این طبیعت اصلی فراهم میکند و به شکلگیری «دنیای کیفی» بر پایهی نیازهای اساسی کمک میکند.
خوبی اساسی و سیستم خلاق
نظریه انتخاب از «سیستم خلاق» بهعنوان نیرویی برای ارضای نیازها یاد میکند؛ ذهنآگاهی با پرورش احساس «خوبی اساسی» در درون، به ما کمک میکند تا از این سیستم بهصورت مؤثر بهره ببریم.
واقعیتدرمانی
در واقیعتدرمانی، فرد مسئول و کنترلکننده رفتار خویش است؛ ذهنآگاهی نیز با تکنیکهای خود، به فرد کمک میکند تا آگاهی و ذهن خود را در دست بگیرد و از واکنشهای خودکار و ناخودآگاه فاصله بگیرد.
ذهنآگاهی و واقعیتدرمانی
هر دو رویکرد بر حضور در زمان حال و ارزشمندی آن تأکید دارند و با ترکیب فنون یکدیگر، اثربخشی بیشتری در فرایند درمان ایجاد میکنند. ترکیب ذهنآگاهی و واقعیتدرمانی، رویکردی نوین برای خودارزیابی و تسهیل تغییر است که با تأکید بر خودآگاهی، مسئولیتپذیری و توانمندسازی، به بهبود کیفیت زندگی و دستیابی به اهداف مراجعان کمک میکند [30].
این پژوهش بهطور نوآورانهای یک روش مداخلهای مبتنی بر ترکیب واقعیت درمانی و ذهنآگاهی ارائه کرده و آن را بهعنوان راهکاری برای کاهش اعتیاد به اینترنت در نوجوانان موردبررسی عملی قرار داده است. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی این مداخله در کاهش اعتیاد به اینترنت در نوجوانان است. امید است این مطالعه بتواند چشمانداز جدیدی برای مداخلات مرتبط با اعتیاد به اینترنت در نوجوانان فراهم آورد و مرجعی عینی برای پیشگیری و کاهش این اختلال در بستر شرایط کنونی جامعه ارائه دهد. برایناساس در این پژوهش به این سؤال پاسخ داده خواهد شد که «آیا آموزش واقعیت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر خودشفقتی و تابآوری دانشآموزان با اعتیاد به اینترنت برای کاهش و یا پیشگیری از این اعتیاد اثربخش است؟»
روش کار
پژوهش حاضر از نظر روش کمی و از نظر طرح پژوهش، نیمهآزمایشی (طرح پیشآزمون و پسآزمون با کنترل نابرابر - انتخاب غیرتصادفی و جایگزینی تصادفی) که در قالب گروه روانی - آموزشی اجرا شد. پیگیری نیز بافاصله 3 ماهه صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشآموزان دوره دوم متوسطه (پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم - تعداد 404 نفر) شهرستان فریدونشهر در سال تحصیلی 1403-1404 است.
در مرحله اول دانشآموزان براساس آزمون اعتیاد اینترنتی یانگ (1998) مورد ارزیابی قرار گرفتند. باتوجهبه اینکه پروتکل تهیهشده در زمره شیوهنامههای روانی آموزشی قلمداد میشود و هدف پژوهشگر توانمندسازی جهت پیشگیری از ابتلا به اعتیاد اینترنتی (افراد چارک اول زیر نقطه برش بوده و فاقد اعتیاد اینترنتی تشخیص داده میشوند) و یا جلوگیری از پیشرفت این وابستگی در دانشآموزان است و نه درمان (افراد چارک چهارم نیز دارای اعتیاد شدید هستند و به پروتکل درمانی نیاز دارند)، از بین افراد موجود در چارکهای دوم و سوم جامعه پژوهش که تعداد 280 نفر بودند (این دو چارک بنابر دلیل ذکرشده، مد نظر پژوهشگر هستند)، تعداد 34 نفر (با درنظرگرفتن افت آزمودنیها) به روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس و هدفمند(با در نظر گرفتن ملاکهای ورود و خروج) انتخاب و بهصورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (مورد مداخله در 10 جلسه 90 دقیقهای) و کنترل جایگزین شدند (17 نفر در هر گروه).
کاس و همکاران [37] به این نکته اشاره دارند که ابزارهایی که برای اندازهگیری اعتیاد به اینترنت استفاده شدهاند همگی از این مشکل برخوردار هستند که از حساسیت بالایی برای تشخیص تمییزی بین افرادی که اعتیاد به اینترنت دارند با مواردی که اعتیاد محسوب نمیشود برخوردار نیستند؛ در روند تکمیلی ارزیابی باید از مصاحبه بالینی توسط افراد آموزشدیده استفاده کنند. بنابراین جهت اطمینانبخشی بیشتر از نتایج آزمون اعتیاد اینترنتی، مصاحبه نیمهساختاریافته بر روی دانشآموزان انتخابشده (چارکهای دوم و سوم) صورت گرفت و بعد از مقایسه با نمرات گرفتهشده در آزمون اعتیاد به اینترنت در صورت اختلاف زیاد نتیجه مصاحبه و نمره آزمون، فرد کنار گذاشته شده و دانشآموز دیگری انتخاب میشد تا زمانی که نتیجه مصاحبه و آزمون، همخوانی حداکثری داشته باشند و پژوهشگر به تعداد نمونه کافی برسد (سؤالات ثابت مصاحبه توسط پژوهشگر تهیه گردید و روایی محتوایی آن نیز توسط سه نفر از اساتید حوزه روان سنجی و روانشناسی مورد تأیید قرار گرفت).
ابزارهای گردآوری اطلاعات
آزمون تشخیصی 20 گویهای اعتیاد به اینترنت یانگ (YIAT20)
پرسشنامه اعتیاد به اینترنت را یانگ در سال 1996 برای ارزیابی میزان وابستگی فرد به اینترنت طراحی کرده است. این پرسشنامه دارای 20 گویه است. پاسخهای پرسشنامه بر اساس مقیاس 5 درجهای لیکرت (بهندرت: 1، گاهی اوقات: 2، اغلب: 3، بیشتر اوقات: 4، همیشه: 5) طراحی و نمرهگذاری شده است. علوی و همکاران [38] در ایران پایایی این ابزار را به روش آلفای کرونباخ 88/ گزارش کردهاند. ضمن اینکه این آزمون را برای جمعیت ایرانی استاندارد کردهاند. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ برای کل آزمون 0/853 به دست آمد که نشاندهنده اعتبار مطلوب این پرسشنامه است.
سیاهه تابآوری (CD-RISC)
این مقیاس را کانر و دیویدسون در سال 2003 طراحی کردهاند، دارای 25 ماده 5 گزینهای (کاملاً مخالفم= 0 مخالفم = 1 نظری ندارم= 2 موافقم= 3 کاملاً موافقم= 4) است. نمره بالاتر از 50 نشانگر افراد دارای تابآوری خواهد بود (نقطه برش 60 است). آنها ضریب آلفای کرونباخ را 89/ گزارش کردند. در هنجاریابی ایرانی این ابزار که توسط کیهانی و همکاران [39]انجام شد، مقدار آلفای کرونباخ و دونیمهسازی اسپیرمن - برون بهترتیب برابر با 669/ و 665/ به دست آمد. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای این ابزار 0/804 به دست آمد که نشاندهنده اعتبار مطلوب این پرسشنامه است.
پرسشنامه فرم کوتاه خودشفقتی (SCS)
ریس و همکاران [40]، فرم کوتاه مقیاس شفقتبهخود را ساختند که از 12 سؤال تشکیل شده است و برای هر جنبه 2 سؤال لحاظ شده است. این مقیاس 3 مؤلفه دوقطبی را در 6 زیرمقیاس مهربانی با خود- خو قضاوتی (معکوس)، ذهنآگاهی- همانندسازی افراطی (معکوس)، اشتراکات انسانی- انزوا (معکوس) اندازهگیری میکند. فرم کوتاه با فرم بلند همبستگی بالایی 0/97=r دارد و پایایی بازآزمایی 0/92 گزارش شده است. مادهها در یک مقیاس لیکرت 5 رتبهای، از کاملاً مخالفم= 1 تا کاملاً موافقم= 5 تنظیم شده که نمره بالاتر سطح بالاتر شفقت خود را نشان میدهد. در تحقیقی که خانجانی و همکاران [41] روی فرم کوتاه شفقت خود انجام دادند، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و عاملهای «خودمهربانی-خود قضاوتی»، «اشتراک انسانی-انزوا» و «ذهنآگاهی-همانندسازی افراطی» بهترتیب، 0/79، 0/68، 0/71، 0/86 است. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ برای کل آزمون 71/ به دست آمد که نشاندهنده اعتبار مطلوب این پرسشنامه است.
روش اجرای پژوهش
جهت رعایت اخلاق در پژوهش رضایت دانشآموزان برای شرکت در برنامه مداخله کسب و آنها از کلیه مراحل مداخله آگاه شدند. همچنین به افراد گروه کنترل اطمینان داده شد که آنان نیز پس از اتمام فرایند پژوهشی این مداخلات را دریافت خواهند نمود. به هر دو گروه اطمینان داده شد اطلاعات آنها محرمانه باقی میماند و نیازی به درج نام نیست. درنهایت، بر روی گروه آزمایش مداخلات آموزشی واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی انجام شد، درحالیکه گروه کنترل مداخلهای را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مرحله پسآزمون و سپس بعد از دورهای 3 ماهه، مرحله پیگیری اجرا شد. بسته درمانی واقعیت درمانی مبتنی بر براساس پروتکل آموزشی پیرس (2003) [30] تدوین و در 10 جلسه 90 دقیقهای در طی 2 ماه و نیم بهصورت هفتهای 2 جلسه توسط پژوهشگر اجرا شد (شرح مختصر آنها در
جدول شماره 1 ارائه شده است).

برخی از معیارهای ورود به پژوهش شامل عدم سابقه شرکت در جلسات واقعیتدرمانی و ذهنآگاهی، عدم شرکت در یک دوره آموزشی یا درمانی دیگر بهطور همزمان (بهعنوان مداخلات موازی)، عدم دارودرمانی بهمنظور کاهش آسیبهای روانی و بالاخره معیارهای خروج از پژوهش شامل غیبت بیش از 3 جلسه و یا انتقال به شهر دیگر است.
یافتهها
پژوهشگر از طریق مداخله در دو متغیر خودشفقتی و تابآوری به دنبال کاهش اعتیاد اینترنتی بود. یافتههای حاصل از دادههای جمعیتشناختی نشان داد میانگین اعتیاد به اینترنت در دانشآموزان 37/32 که میتوان گفت عدد تقریباً بالایی است. تعداد دانشآموزان دهم، یازدهم و دوازدهم بهترتیب 107 (26/48 درصد)، 137 (33/91 درصد) و 160 (36/61 درصد) نفر (بهطور مساوی از هر پایه بهترتیب 4، 5 و 8 نفر در گروههای آزمایش و کنترل جایگذاری شدند).
میانگین سنی نمونه 17 بود که در دو نوع مدرسه دولتی 387 نفر (معادل 95/79 درصد) و غیردولتی 17 نفر (معادل 4/20 درصد) مشغول به تحصیل بودند. از نظر اشتغال بافت خانوادگی نمونه موردمطالعه هم در گروه آزمایش (35/29 درصد دارای شغل دولتی، 23/52 درصد دارای شغل آزاد و 41/17 درصد خانهدار) و در گروه کنترل (35/29 درصد دارای شغل دولتی، 17/64 درصد دارای شغل آزاد و 47/05 درصد هم خانهدار) قرار داشتند.
در ادامه در
جدول شماره 2، شاخصهای توصیفی (میانگین و انحرافمعیار) متغیرهای پژوهش گزارش خواهد شد.

برای تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیههای پژوهش از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. قبل از انجام این آزمون لازم است مفروضات آن موردبررسی قرار گیرد. بر همین اساس نتایج آزمون شاپیرو ویلک بیانگر آن بود که پیشفرض نرمال بودن توزیع نمونهای دادهها در متغیرهای خودشفقتی و تابآوری برقرار است (0/05≤(Sig(P). همچنین پیشفرض همگنی واریانسها نیز توسط آزمون لون مورد سنجش قرار گرفت که نتایج آن معنادار نبود، بدین معنی که تفاوت معنیداری بین واریانس گروهها وجود ندارد (0/05≤(Sig(P).
همانگونه که در
جدول شماره 2 مشاهده میشود، میانگین و انحرافمعیار آزمودنیها در متغیرهای خودشفقتی و تابآوری در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری به تفکیک گروه ارائه شده است به این صورت که در مراحل پسآزمون و پیگیری گروه آزمایش افزایشیافته و برعکس در گروه کنترل بهصورت کاهشی است. کاهش معنادار نمرات اعتیاد اینترنتی نیز پس از پایان اجرای شیوهنامه آموزشی و پیگیری 3 ماهه دیده شد (کاهش 5/95 نمرهای میانگین اعتیاد اینترنتی از 40/51 به 34/56 در گروه آزمایش و افزایش 7/68 نمرهای اعتیاد اینترنتی در گروه کنترل از 37/32 به 45).
ازآنجاکه نتایج آزمون لامبدای ویلکز معنادار است (0/05≥Sig)؛ برای پی بردن به این نکته که از لحاظ کدام متغیر بین دو گروه تفاوت وجود دارد، تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر انجام گرفت. نتیجه آزمون ماخلی نشان خواهد داد از کدام ردیف برای گزارش نتیجه نسبت F استفاده کنیم. این مقدار برای تابآوری معنادار است (0/506=w و 0/05≥Sig)، به این معنی که شرط یکسانی کواریانس برقرار نیست (مفروضه کرویت برقرار نیست، تفاوت معنادار بین رابطهها، پیش آزمون، پسآزمون و آزمون پیگیری وجود دارد)؛ بنابراین باید نسبت F را تعدیل کرده تا تخطی از کرویت در نظر گرفته شود (اصلاح اپسیلون-اصلاح درجه آزادی صورت میگیرد). بنابراین ردیف گرینهاوس-گیزر گزارش میشود (72/F=68)، اما ازآنجاییکه ماخلی برای متغیر خودشفقتی معنادار نیست (0/959=w و 0/05≤Sig)، یکسانی کوواریانس برقرار است (مفروضه کرویت برقرار است)، و ردیف مفرضه کرویت گزارش میشود (39/F=91).
نتایج
جدول شماره 3 و
تصاویر شماره 1 و
2 نشان میدهد تأثیر زمان اندازهگیری بر روی نمرات خودشفقتی و تابآوری معنادار است (0/05≥Sig)؛ بنابراین میتوان بیان کرد بین میانگین نمرات متغیرها در مراحل ارزیابی تفاوت معنادار وجود دارد، درحالیکه در گروه کنترل تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
همچنین اثر تعامل زمان و گروه نیز بر روی نمرات خودشفقتی و تابآوری معنادار است (0/05≥Sig). بدین معنا که تفاوت میانگین نمرات متغیرها در مراحل ارزیابی باتوجهبه تأثیر آموزش شیوهنامه واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی معنادار است. مقادیر اندازه اثر حاکی از آن است که 55 درصد از تغییرات متغیر خودشفقتی (در اینجا افزایش نمرات) بر اثر آموزش واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بوده است. این میزان برای تابآوری 69 درصد (و بهصورت افزایشی) بوده است. بالتبع باتوجهبه پیشینه پژوهش که بعداً خواهد آمد تقویت این دو متغیر موجب کاهش اعتیاد به اینترنت در دانشآموزان میگردد که هدف این پژوهش هم همین امر بوده است. برای مقایسه زوجی گروهها نیز از آزمون بونفرونی استفاده شد که نتایج آن در در
جدول شماره 4 ارائه شد.

همانگونه که در
جدول شماره 4 مشاهده میشود نتایج مقایسههای خودشفقتی و تابآوری در سه مرحله ارزیابی در گروه آزمایش معنادار است (0/05≥P). بدین معنا که میانگین گروه آزمایش در این مراحل بیش تر از میانگین گروه کنترل است که از اثر مثبت مداخله بر افزایش خودشفقتی و تابآوری در گروه آزمایش حکایت دارد. همچنین بین مراحل پسآزمون و پیگیری تفاوت معناداری در متغیرهای پژوهش مشاهده میشود که نشاندهنده ثبات و ماندگاری اثر مداخله در گروه آزمایش در طول زمان است. بنابراین باتوجهبه این جدول فرضیههای پژوهش تأیید میشوند. درنتیجه میتوان گفت که واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی موجب افزایش خودشفقتی و تابآوری و کاهش اعتیاد به اینترنت میشود.
بحث و نتیجهگیری
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBRT) بر خودشفقتی و تابآوری دانشآموزان دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. فرضیه اول که آموزش واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی باعث افزایش خودشفقتی در دانشآموزان دارای اعتیاد به اینترنت میشود، تأیید شد. مطالعات فزایندهای نشان دادهاند در بیشتر رفتارهای اعتیادی، فقدان خودشفقتی بر اعتیاد و رفتار عادی وجود دارد [41]، و خودشفقتی و تابآوری روانشناختی میتوانند عوامل محافظتی برای نوجوانان باشند [42]. علاوهبراین شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد در بین نوجوانان شفقتبهخود با استفاده مسئلهدار از اینترنت ارتباط دارد [13، 15]. در تبیین این یافته میتوان گفت افرادی که از خود بیش از حد انتقاد میکنند و خود را بیارزش میدانند، بیشتر مستعد اعتیاد به اینترنت هستند. خودشفقتی بهعنوان یک تنظیمکننده مؤثر عواطف در نظر گرفته میشود که میتواند سطح اعتیاد به اینترنت را مهار کند. در تمرینهای واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی به دنبال تقویت مشخصه مهم شفقتبهخود، ذهنآگاهی بودیم، ذهنآگاهی نسبت به افکار و احساسات منفی؛ یعنی توانایی مشاهده بدون همانندسازی با این افکار. ذهنآگاهی به فرد کمک میکند تا بدون غرقشدن در واکنشهای هیجانی منفی، آنها را صرفاً بهعنوان تجربههای گذرا بشناسد و باورهای غیرواقعی مانند «من بیارزشم» را رها کند. بهبیاندیگر، یکی از مزایای اصلی خودشفقتی، کاهش نشخوار ذهنی و رهایی از خلبان خودکار ذهن است.
از طرفی اعتیاد به اینترنت بهصورت مثبت با فقدان یا نبود کامل ارتباطات اجتماعی، افسردگی، تنهایی و کاهش عزتنفس ارتباط دارد [15]، افرادی که شفقتبهخود پایینی دارند، ارتباطات اجتماعی ضعیفی نیز دارند و معمولاً حمایت اجتماعی از سوی خانواده و دوستان کمتری دریافت میکنند. این افراد برای کاهش احساسات منفی و استرسهای روانی به اینترنت و فضای مجازی پناه میبرند تا تسکینی موقت برای این حالات پیدا کنند [43]. تمرینهای واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی نهتنها در را بهسوی آگاهی عمیقتر از لحظه حال میگشاید، بلکه فرد را به دنیای درونی خود نزدیکتر کرده و فرصتی برای پرورش شفقت و همدلی فراهم میکند؛ بنابراین با آموزش شفقتبهخود میتوان حمایت اجتماعی را افزایش داد و از این طریق موجب کاهش اعتیاد به اینترنت شد. بهعلاوه برای فرار از زمانهای سخت، دانشآموزان ممکن است زمان زیادی را در اینترنت بگذرانند تا از واقعیت و دشواریهای جاری مرتبط با آن اجتناب کنند، رفتاری که بهعنوان یک استراتژی اجتناب از مشکلات بهحساب میآید و این امر موجب شکلگیری چرخه معیوب اعتیاد به اینترنت میشود. بهبیاندیگر، شفقت خود از راه کاهش بهکارگیری راهبرد مقابلهای هیجانمدار و افزایش استفاده از راهبرد مقابلهای مسئلهمدار میتواند بر اعتیاد به اینترنت اثر بگذارد [9]. افراد خودشفقتورز دیدگاه حمایتگرانهای نسبت به خود دارند که باعث کمترشدن احساس افسردگی و اضطراب و افزایش رضایت آنها از زندگی میشود [44]. این حمایتگری از خود به قطع این دور باطل منجر میشود و درنهایت اعتیاد به اینترنت را کاهش میدهد و به جایگزینی رفتار سازنده بجای رفتار تخریبگر منجر میشود.
یافته بعدی نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی باعث افزایش تابآوری در دانشآموزان گردید. این یافته با نتایج مطالعات لائو و مکمین [22] و میتسا و همکاران [27] همسو است. درمجموع، هدف این است که فرد بتواند در لحظه حال حضور داشته باشد و با آگاهی کامل تصمیمگیری کند؛ بهگونهایکه بهجای واکنشهای خودکار، با انتخابی آگاهانه و خلاقانه عمل کند. چنین پذیرشی نسبت به تجربه هیجانات و پرهیز از الگوهای تفکر خودکار، به افزایش تابآوری منجر میشود. تابآوری با اعتیاد به اینترنت هم بهصورت مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم، مرتبط است. این موضوع نشان میدهد نقش واسطهای متغیرهای میانجی در توضیح رابطه بین تابآوری و اعتیاد به اینترنت اهمیت حیاتی دارد. بهطورمثال یافتههای مطالعه ژو و همکاران [25] نشان دادند روابط با همسالان نقش یک متغیر میانجی را در ارتباط بین تابآوری و اعتیاد به اینترنت ایفا میکند. بهطوریکه حدود ۵۰ درصد از تأثیر تابآوری بر اعتیاد به اینترنت از طریق روابط با همسالان قابل تبیین است.
این یافته نشان میدهد تابآوری عمدتاً از طریق بهبود کیفیت روابط با همسالان، به کاهش شدت اعتیاد به اینترنت منجر میشود. باتوجهبه اینکه هنگام مواجهه با موقعیتهای استرسزا، افراد تابآور ممکن است بر راهبردهای تنظیم هیجان تکیه کنند [45]، در جلسات واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی، با آموزشهایی نظیر «ذهنآگاهی نسبت به احساسات ناخوشایند»، «مقابله با افکار خودکار» و همچنین آموزش مفهوم «ماشینهای رفتاری»، به پرورش خودتنظیمی هیجانی کمک میشود. تقویت این مهارت به ارتقای تابآوری منجر میشود و درنتیجه، گرایش به اعتیاد به اینترنت کاهش مییابد.
از جمله محدودیتهای این پژوهش میتوان موارد زیر را برشمرد، عدم کنترل کامل متغیرهای محیطی، خانوادگی و اجتماعی مؤثر بر اعتیاد به اینترنت (عواملی که ممکن است در بروز و تداوم این نوع وابستگی در نوجوانان نقش مهمی ایفا کرده و بر فرایند نمونهگیری و اجرای مداخله مؤثر باشند)، محدود بودن گروه نمونه به دانشآموزان منطقه موردمطالعه که باعث میشود در تعمیم نتایج بااحتیاط عمل شود. اجرای متعدد ابزارهای پژوهش و طولانیشدن جلسات آموزشی مداخله، میتواند باعث خستگی و آشنایی با ابزارها (اثر پاسخدهی) شود.
ازسویدیگر، باتوجهبه یافتههای این مطالعه، پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با استفاده از نمونههای بزرگتر و متنوعتر از نظر جنسیت، سن و پیشینه فرهنگی انجام شوند. همچنین استفاده از طرحهای طولی برای بررسی پایداری آثار مداخله در دورههای پیگیری ضروری است. بررسی نقش متغیرهای واسطهای مانند حمایت اجتماعی، خودتنظیمی هیجانی یا کیفیت روابط خانوادگی نیز میتواند در تبیین دقیقتر مکانیسم اثربخشی MBRT مؤثر باشد. افزون بر آن، مقایسه اثربخشی این مداخله با سایر روشهای درمانی مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی یا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نیز توصیه میشود.
از لحاظ کاربردی پیشنهاد میگردد از یافتههای مطالعه حاضر و سایر پژوهشهای مشابه در راستای تقویت سلامت روانی دانشآموزان و کمک به کاهش مشکلات روانشناختی آنها در مراکز مشاوره آموزشوپرورش و سطح مدارس استفاده گردد.
درمجموع، یافتههای پژوهش حاضر نشان داد آموزش واقعیتدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند اثربخشی قابلتوجهی در بهبود خودشفقتی و تابآوری و کاهش اعتیاد به اینترنت در میان دانشآموزان داشته باشد. با وجود نتایج امیدوارکننده، استفاده گسترده از این مداخله نیازمند پژوهشهای بیشتر در زمینه پایداری، تعمیمپذیری و بررسی موانع اجرایی آن در محیطهای آموزشی است.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مقاله دارای کد اخلاق با شناسه (IR.IAU.ARAK.REC.1403.306) از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک است.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانیهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، جمعآوری وسازماندهی دادهها و تدوین پیشنویس مقاله: مهدی خدادادی؛ طراحی مطالعه، اصلاح پروپوزال و تدوین روش شناسی پژوهش، مدیریت پروژه، بازبینی و ویرایش مقاله، تحلیل داده ها وتفسیر نتایج: حسین داودی؛ اصلاح پروپوزال، مفهومسازی پژوهش، بررسی و ارزیابی محتوای پروپوزال، بازبینی و ویرایش: حسن حیدری.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
بدینوسیله از تمامی دانشآموزان، والدین و مسئولین آموزشوپرورش شهرستان فریدونشهر که در این مطالعه شرکت کردند، نهایت تشکر و قدردانی میشود.