مقدمه
آسم یک اختلال التهابی مزمن مجاری هوایی و از شایعترین بیماریهای دستگاه تنفسی است که با افزایش پاسخپذیری درخت نایژه-نای به محرکها مشخص میشود. این بیماری با علائمی نظیر تنگی نفس مکرر، سرفه، خسخس سینه و احساس فشار قفسه سینه همراه است [1]. بیماری آسم بیماری شایعی است که از هر 10 کودک، 1 نفر و از هر 20 بزرگسال، 1 نفر را مبتلا میکند [2]. شیوع آسم در جهان بهطور متوسط 4 تا 7 درصد [3] و میانگین شیوع نشانههای آسم در کل کشور 13/14 درصد گزارششده است [4] و در حال حاضر در سطح جهان 3۰۰ میلیون بیمار آسمی وجود داشته باشد و پیشبینی میگردد تا سال 2030 به جمعیت بیماران آسمی در جهان 100 میلیون نفر اضافه شود [5] و در گزارش جهانی آسم، میزان شیوع بیماری آسم در ایران در کل جمعیت حدود 14 درصد برآورد گردید و بر طبق گزارش میزان شیوع آسم در دوران کودکی حدود 10 درصد هست [6]. در بررسی سببشناسی آسم مجموعهای از عوامل زیستی و روانشناختی نقش دارند که شامل عوامل ژنتیکی، آلرژیها، عفونتها و عوامل روانشناختی میشود [7].
بیماری آسم ابعاد گوناگون زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار میدهد [8] و بهعنوان یک وضعیت مزمن با پیامدهای جسمانی و روانشناختی، کیفیت زندگی آنان را متأثر میسازد [9]. کیفیت زندگی، که سازهای ذهنی و مبتنی بر ادراک فرد از زندگی خویش است، راهی برای درک تجارب زیسته انسان به شمار میرود [10]. این مفهوم چندبعدی به ادراک فرد از جایگاه خود در زندگی، با لحاظ فرهنگ، ارزشها، اهداف و انتظارات اشاره دارد و ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و محیطی را دربر میگیرد [11]. کیفیت زندگی خوب بازتابدهنده انتظارات جمعی یا فردی از زندگی است که ریشه در فرهنگ، ارزشها و اهداف جامعه دارد [12] و محور آن را وضعیت سلامت، باورها، روابط اجتماعی، محیط و شرایط روانشناختی فرد تشکیل میدهد [13]. مطالعات متعدد نشان دادهاند افراد مبتلا به آسم در هر سه مرحله آغاز، پیشرفت و تشدید بیماری، سطوح پایینتری از شادی و بهزیستی، ناراحتی روانی بیشتر و کیفیت زندگی ضعیفتری نسبت به جمعیت سالم گزارش میکنند و به تبع آن، خطر مراجعه به اورژانس مرتبط با آسم در آنان افزایش مییابد [14، 15]. کیفیت زندگی پایین در این بیماران اغلب ناشی از عواملی نظیر درمان طولانیمدت، دشواری تنفس، بیداریهای شبانه، محدودیت در فعالیتهای ورزشی و وابستگی به داروهای اورژانسی است [16].
درمانهای روانشناختی در کنار درمانهای دارویی در کاهش علائم بیماری آسم مؤثر میباشند؛ ازجمله روشهای درمانی در این راستا مداخله خودتأییدی است. خودتأییدی، یک مداخله روانشناختی مختصر است که باعث تمرکز افراد بر روی ارزشهای شخصی مهم میشود و به کاهش مقاومت در برابر تغییر رفتار که به ارتقای سلامت و تندرستی افراد کمک میکند، منجر میشود و بر این فرض متکی است که افراد انگیزه محافظت و حفظ حس خود یکپارچگی یعنی درک توانمندی، داشتن روحیه و تطبیقپذیری را دارند [17]. فرآیند تأمل بر ارزشها، اعمال یا ویژگیهای ارزشمند شخص است و وظیفه آن، بهبود یا تقویت احساس فرد نسبت به موضوعی است و ایستادگی آنها در مقابل تهدیدهای ادراکشده که میتوان از آن برای اصلاح آسیبهای ناشی از تهدیداتی که قبلاً رخداده، استفاده نمود [18].
سه مکانیسم اساسی شامل ارزشها و اصول، نقاط قوت و ویژگیها و روابط اجتماعی در مصاحبه خودتأییدی شناسایی شدهاند که زیربنای اثرات مثبت خودتأییدی بر پیامدهای مختلف زندگی هستند [19]، رویکرد خودتأییدی فرض میکند که افراد انگیزه محافظت و حفظ حس خود یکپارچگی یعنی درک توانمندی، داشتن روحیه و تطبیقپذیری را دارند، لذا با تأکید بر روی ارزشها یا مهارتها، جنبههای معنیدار افراد را به آنها یادآوری میکند، عزتنفس و شایستگیشان را بازیابی یا تقویت میکند [20]، ازاینرو خودتأییدی، فرآیند تأمل بر ارزشها، اعمال یا ویژگیهای ارزشمند شخص و وظیفه آن، بهبود یا تقویت احساس فرد نسبت به چیزی که هست و ایستادگی آنها در مقابل تهدیدهای ادراکشده است [21].
آسم بهعنوان یکی از شایعترین بیماریهای مسبب ازکارافتادگی و مرگومیر در جوامع بشری شناخته میشود [22]، بهعلاوه هزینههای اجتماعی و روانشناختی فراوانی برای بیماران دارد [23]، بنابراین لازم است برای کاهش آنها از متغیرهای قابلدستکاری همچون کیفیت زندگی در افراد مبتلابه آسم کمک گرفت، بدیهی است که شناخت مشکلات افراد مبتلابه آسم و بهداشت روانی آنان دارای اهمیت و از اولویتهای سیاستگذاران سلامت است و علیرغم اهمیت این موضوع در کشور، بهطور همهجانبه تلاشی صورت نگرفته است؛ بنابراین دغدغه فکری نگارنده بررسی روند بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم بنانهاده شد. ازاینرو بهکارگیری مداخلات روانشناختی در جهت تعدیل همبستههای روانشناختی یک ضرورت انکارناپذیر است. همچنین متخصصین درمانی، مشاوره و روانشناسی با استفاده عملی از یافتههای این پژوهش بهعنوان راهکارهای مداخلهای میتوانند برای ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم عوامل آن و ارتقای سلامت آنان، اقدام کنند؛ درنتیجه زمینه تقویت بنیان خانواده و بهبود عملکرد آنا در جامعه را فراهم سازند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مصاحبه خودتأییدی بر کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم انجام شد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که «آیا مصاحبه خودتأییدی بر کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم تأثیرگذار است؟»
روش کار
پژوهش حاضر از نوع مطالعات مداخلهای با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی بیماران مبتلا به آسم تشکیل میدادند که در نیمه دوم سال 1403 به کلینیک تخصصی آسم و آلرژی شهر کرج مراجعه کرده و تشخیص بیماری آنها توسط پزشک متخصص تأیید شده بود. نمونهگیری در مرحله نخست بهصورت غیرتصادفی و در دسترس انجام شد؛ بهاینترتیب که حجم نمونه با استفاده از نرمافزار جیپاور نسخه 3، با در نظر گرفتن اندازه اثر 0/25، سطح آلفای 0/05 و توان آماری 0/80، برابر با 40 نفر محاسبه گردید. این افراد بهصورت در دسترس انتخاب شده و سپس براساس فهرست شمارهگذاریشده، بهطور تصادفی در دو گروه 20 نفری (گروه آزمایش خودتأییدی و گروه کنترل) [24] جایگزین شدند.
ملاکهای ورود به پژوهش شامل داشتن سواد خواندن و نوشتن، اندازه و شدت آسم، مدتزمان ابتلا به آسم، داروهای مصرفی، تمایل و رضایت آگاهانه برای شرکت در طرح پژوهش، دامنه سنی 20-60 و عدم دریافت درمانهای روانشناختی طی 6 ماه گذشته بود.
ملاکهای خروج از پژوهش نیز وجود اختلالات پزشکی و آسیبهای جسمانی شدید براساس پرونده سلامت، مصرف داروهایی بهجز داروهای تجویزشده در فرایند درمان با بررسی پرونده، عدم همکاری و غیبت در بیش از 2 جلسه درمانی مدنظر قرار گرفت.
ابزار مطالعه
ابزار گردآوری اطلاعات شامل فهرست وارسی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی مبتلایان به آسم بودند:
فهرست وارسی اطلاعات جمعیتشناختی
که برای کسب اطلاعات نظیر سن، جنس، وضعیت تأهل و تحصیلات استفاده شد.
پرسشنامه کیفیت زندگی مبتلایان به آسم
این پرسشنامه شامل 20 سؤال است که مارکس و همکاران در سال 1993 تهیه کرده بودند، کیفیت زندگی را در چهار جنبه جسمی، روانی، اجتماعی و نگرانی در مورد سلامتی موردبررسی قرار میدهد. پاسخها بهترتیب در 5 مقیاس اصلاً (نمره صفر)، بهندرت (نمره 1). تا حدودی (نمره 2)، شدید (نمره 3) و خیلی شدید (نمره 4) امتیازبندی میشوند. نمره کلی بهدستآمده از پرسشنامه عددی بین (0 تا 80) است و نمره پایینتر نشاندهنده کیفیت بهتر زندگی است. روایی این پرسشنامه بهصورت روایی محتوا توسط مارکس و همکاران، تأیید و پایایی به روش آلفای کرونباخ 0/83 گزارش شده است [25]. در پژوهش آرش و همکاران [26]، ضمن سنجش روایی صوری و محتوایی این ابزار توسط اساتید متخصص، پایایی آن را به روش آلفای کرونباخ 0/75 گزارش شد. در مطالعه حاضر پایایی به روش آلفای کرونباخ 0/78 به دست آمد.
در این پژوهش از مداخله آموزش خودتأییدی مطابق با پژوهش استیل (1988) استفاده شد که در 5 جلسه 90 دقیقهای و هفتهای 1 جلسه توسط محقق ارائه شد، شرح مختصر جلسات در
جدول شماره 1، ارائه شده است.

پس از کسب مجوزهای لازم ابتدا در یک جلسه توجیهی برای افراد شرکتکننده در مورد طرح کلی پژوهش حاضر، اهداف و مدتزمان آن، محرمانه ماندن اطلاعات شخصی افراد، حق خروج از پژوهش در هرزمانی که بخواهند و زمان و مکان تشکیل جلسات توضیح داده شد. سپس افرادی که واجد شرایط بودند و تمایل به شرکت در پژوهش را داشتند، انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و هر دو گروه به پرسشنامههای پژوهش بهعنوان پیشآزمون پاسخ دادند. سپس جلسات درمان برگزار شد، اما در این مدت گروه کنترل در لیست انتظار و مداخله معمول (مراقبت استاندارد) دریافت میکرد. پس از خاتمه جلسات درمانی، از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد. دوره پیگیری پس از 2 ماه از طریق فراخوان افراد با رعایت تمام دستورالعملهای بهداشتی برگزار شد. پس از پایان دوره درمان و دوره پیگیری هر دو گروه، بهمنظور رعایت اصول اخلاقی، 2 جلسه درمانی هم برای گروه کنترل در مدت 1 هفته برگزار شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 و بهکمک شاخصهای درصد و فراوانی و میانگین و انحرافمعیار، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، کرویت موچلی، محافظهکارانه گرینهاوس-گیسر، تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون بونفرونی انجام شد.
یافتهها
براساس نتایج در مجموع در گروه آزمایش 13 نفر زن با میانگین سنی 46-60 سال و 65 درصد زن در مطالعه شرکت کردند، همچنین در گروه کنترل 11 نفر زن با میانگین سنی 46-60 سال و 55 درصد در مطالعه شرکت کردند. در
جدول شماره 2، یافتههای جمعیت شناختی افراد گروههای موردمطالعه گزارششده است.

در
جدول شماره 3، یافتههای توصیفی متغیر کیفیت زندگی به تفکیک گروه آنها گزارش شده است.

براساس نتایج
جدول شماره 3، نمرات میانگین متغیر کیفیت زندگی در گروه مصاحبه خودتأییدی نسبت به گروه کنترل در مراحل پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیشآزمون بهبود یافته است. لازم به توضیح است که نمرات پایینتر نشاندهنده کیفیت بهتر زندگی بیماران است.
قبل از اجرای آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر بین گروهی، پیشفرضهای آماری شامل نرمال بودن دادهها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف انجام شد که توزیع نمرات نرمال بود. همچنین نتایج آزمون موچلی برقرار نبود (0/05>P)، ازاینرو برآوردهای گرینهاوس-گیسر را که درجات آزادی را تعدیل مینمایند مورداستفاده قرار میگیرد. نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازههای تکراری برای مقایسه دو گروه در متغیر کیفیت زندگی در سه مرحله پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری در
جدول شماره 4 گزارششده است.

براساس یافتههای به دستآمده در
جدول شماره 4، تفاوت بین نمرات متغیرهای تأثیرات جسمانی (0/01>P)، تأثیرات هیجانی (0/01>P)، تأثیرات اجتماعی (0/01>P) و نگرانیهای مرتبط با سلامتی (0/01>P) در سه مرحله از پژوهش معنیدار است. نتایج نشان میدهد بهترتیب نزدیک به 20/8، 26/3، 26/4 و 26/9 درصد از تفاوتهای فردی در متغیر کیفیت زندگی به تفاوت بین دو گروه مربوط است. علاوهبراین تعامل بین مراحل پژوهش و عضویت گروهی نیز در همه متغیرهای پژوهش معنیدار است (0/01>P)؛ بهعبارتدیگر تفاوت بین نمرات در همه متغیرهای پژوهش در سه مرحله از پژوهش در دو گروه معنیدار است، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مصاحبه خودتأییدی بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به آسم مؤثر بوده است. باتوجهبه نتایج به دستآمده در
جدول شماره 4، تفاوت بین مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در همه متغیرهای پژوهش معنیدار است؛ بنابراین نتایج مقایسههای زوجی میانگینهای سه مرحله پژوهش با استفاده از آزمون بونفرونی در
جدول شماره 5، گزارش شده است.

نتایج مقایسههای زوجی تفاوت میانگینها در سه مرحله آزمون در
جدول شماره 5، نشان میدهد در گروه مصاحبه خودتأییدی تفاوت بین میانگین نمرات مرحله پیشآزمون با مراحل پسآزمون و پیگیری معنیدار میباشد (0/01>P). با مقایسه میانگین نمرات در سه مرحله مشاهده میشود میانگین نمرات کیفیت زندگی در مراحل پسآزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیشآزمون بهطور معنیداری کاهش یافته است. تفاوت بین نمرات مرحله پسآزمون با نمرات مرحله پیگیری معنیدار نیست (0/05<P) که نشان دهنده ثبات اثرات درمان با گذشت زمان می باشد. در گروه کنترل نیز تفاوت بین نمرات مرحله پیش آزمون با مراحل پس آزمون و پیگیری و همچنین تفاوت بین نمرات مرحله پس آزمون با نمرات پیگیری معنی دار نیست (0/05<P) براین اساس نتیجه گرفته می شود مصاحبه خودتأییدی در ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلا به آسم مؤثر بوده است.
بحث
مطالعه حاضر باهدف بررسی اثربخشی مصاحبه خودتأییدی بر کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم انجام شد، نتایج نشان داد در تمام مؤلفههای کیفیت زندگی (تأثیرات جسمانی، تأثیرات هیجانی، تأثیرات اجتماعی، نگرانیهای مرتبط با سلامتی)، بین دو گروه در مراحل پیشآزمون پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیداری وجود دارد و مصاحبه خودتأییدی توانست به شکل معنیداری نمرات کیفیت زندگی را بهبود دبخشد. همچنین، نتایج آزمون بونفرونی حاکی از آن بود که این کاهش نهتنها بلافاصله پس از مداخله، بلکه در دوره پیگیری نیز حفظ شده است. برایناساس نتیجه گرفته میشود مصاحبه خودتأییدی در ارتقای کیفیت زندگی افراد مبتلابه آسم مؤثر بوده است. در زمینه یافته فوق تا آنجا که محقق بررسی نموده است، مطالعهای در داخل کشور یافت نشده است، اما با پژوهشهای مرتبط در این زمینه همسو است؛ بهعنوانمثال ژانگ و همکاران در یک مطالعه مروری دریافتند که مداخله خودتأییدی میتواند پاسخهای سازگارانه به تهدیدات روانی را تسهیل و زمینه بهزیستی روانشناختی را فراهم کند [27]. اپتون و همکاران در مطالعه خود دریافتند مداخله خودتأییدی مقاومت دفاعی در برابر اطلاعات خطر سلامت را کاهش داده و آمادگی بعدی برای تغییر رفتار سلامتمحور را افزایش میدهد [28]، پژوهش مانکاسو و همکاران داد مداخله خودتأییدی در افزایش فعالیت بدنی بیماران مبتلابه آسم مؤثر بود [29]. کارلسون و همکاران در مطالعهای دریافتند مداخله رفتاری خودتأییدی به بیماران عروق کرونر، آسم و فشارخون بالا در تغییر موفقیتآمیز رفتارها کمک میکند [30].
در تبیین یافته فوق میتوان گفت مصاحبه خودتأییدی بر این اصل استوار است که انگیزه از درون مراجع میآید یعنی این درمانگر نیست که به مراجع انگیزه میدهد یا در او انگیزه ایجاد میکند بلکه به او کمک میکند تا انگیزه درونی خود را شناسایی کند، و با ایجاد فضایی امن بهمنظور بیان دلایل تغییر و سپس تقویت تمایل به تغییر در مراجع کمک میکند، همچنین مصاحبه خودتأییدی یک رویکرد مراجعمحور در مشاوره تلقی میشود که با آگاهیبخشی به فرد باهدف تغییر در رفتار، به مراجع کمک میکند تا با ارزشها و تجربه عواطف مثبت در مسیر خود به سمت بهبود سلامت جسمانی و روانشناختی مجدداً پیوند برقرار نماید [31]. بهعبارتیدیگر میتوان گفت مداخله مصاحبه خودتأییدی با بهرهگیری از تناقضهای بین افکار و عمل افراد در یک محیط همدل و حمایتگرانه، تلاش میکند نگرشهای اثربخش و منجر به تغییر را تسهیل بخشد [32].
ازاینرو مداخله مبتنی بر مصاحبه خودتأییدی به بیماران مبتلابه آسم کمک میکند تا با تقویت انگیزه خود برای تغییر شرایط و انجام رفتارهای هدفمند و ثمربخش، بهجای ایجاد نگرشهای منفی پیرامون نسبت آسم، دارو و کنترل بر بیماری نیز نگرشهای واقعبینانه و ثمربخشی را برای خود ایجاد کنند که برای آنها مثمر ثمر باشد. ازطرفی دراینمیان حمایت از خودکارآمدی بیماران برای ایجاد آمادگی برای تغییر میتواند حس موفقیت و تغییر در آنان را تسهیل کند و نگرشهای مثبت شکلگرفته را مستحکم نماید [33]. در تبیینی دیگر میتوان گفت خودتأییدی بهعنوان یک استراتژی مداخلهای، از طریق ارتقای خودارزیابیهای مثبت و ایجاد طرحوارههای خود، حمایت عاطفی و احساسی واقعی در مواجهه با تجربیات منفی را برای افراد به ارمغان میآورند [34]. اتخاذ یک نگرش خوشبینانه و انعطافپذیر به افراد این امکان را میدهد که احساس کنند قادر به حل تهدیدات درکشده و حفظ سلامت روانی هستند [35]. بنابراین مصاحبه خودتأییدی در طول زمان میتواند به فرد کمک کند مهارتهای حل مسئله را بهبود بخشد و فرد را بهطور طبیعی به سمت اتخاذ رویکردهای سازنده و منطقی در مواجهه با مسائل پیچیده هدایت میکند. این فرآیند میتواند در بلندمدت موجب ایجاد یک ذهن آرام، منطقی و خلاق شود که قادر است بهطور مؤثرتر به حل مشکلات و چالشهای پیچیده بپردازد. در این حالت فرد ازنظر روانی و عاطفی آمادهتر است تا به چالشهای زندگی واکنش نشان دهد و راهحلهایی نوآورانه و عملی پیدا کند.
ازجمله محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به مواردی از جمله خودگزارشی بودن ابزار گردآوری دادهها، حجم نسبتاً کوچک نمونه، عدم امکان کورسازی، عدم کنترل دقیق شدت بیماری آسم در بیماران، و همچنین روش نمونهگیری غیرتصادفی از نوع در دسترس در مرحله اول انتخاب مشارکتکنندگان که تعمیمپذیری نتایج را با احتیاط مواجه میسازد. باتوجهبه این محدودیتها، به پژوهشگران آینده توصیه میشود در طرحهای خود نقش متغیرهای مداخلهگر و تعدیلگر را نیز مدنظر قرار دهند. نظر به اثربخشی مصاحبه خودتأییدی در افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم، به متخصصان حوزه روانشناسی سلامت پیشنهاد میشود با آگاهی کامل از این رویکرد و آموزش دقیق آن، این مداخله را در بستههای درمانی خود بهکار گیرند تا از این طریق، با نگرشی انعطافپذیر نسبت به چالشها و کمبودهای موجود، به معنیبخشتر شدن زندگی این بیماران یاری رسانند و گامی مؤثر در جهت اعتلای کیفیت زندگی آنان بردارند.
نتیجهگیری
یافتههای پژوهش نشان داد کاربرد مصاحبه خودتأییدی در بیماران مبتلابه آسم می تواند به عنوان رویکردی کارآمد در بهبود سلامت و ارتقای کیفیت زندگی این گروه محسوب شود و پیامدهای مفیدی داشته باشد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این پژوهش دارای کد اخلاق با شناسه (IR.IAU.TNB.REC.1401.032) از دانشگاه آزاد اسلامی -واحد تهران شمال است.
حامی مالی
این پژوهش هیچگونه کمک مالی از سازمانی های دولتی خصوصی و غیر انتفاعی دریافت نکرده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، جمعآوری و سازماندهی دادهها و تدوین پیشنویس مقاله: مینا درسخوان؛ طراحی مطالعه، اصلاح پروپوزال و تدوین روششناسی پژوهش، مدیریت پروژه بازبینی و ویرایش مقاله: فرح لطفی کاشانی؛ تحلیل دادهها و تفسیر نتایج: شهرام وزیری؛ اصلاح پروپوزال، مفهومسازی پژوهش، بررسی و ارزیابی محتوای پروپوزال بازبینی و ویرایش: مرضیه توکل.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان بدین وسیله از تمامی کسانی که در این مطالعه شرکت کردهاند، نهایت تشکر و قدردانی را میکنند.