جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای سلمانی

شبنم امانعلی خانی، محمد حسین سلمانی ندوشن، محمد حسن احرام پوش، مهدی مختاری،
دوره ۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه و هدف: تولید حجم بالای لجن از جمله مشکلات عمده اکثر تصفیهخانههای فاضلاب میباشد که لزوم ارائه راهکارهای مناسب اقتصادی و زیستمحیطی را جهت مدیریت و تصفیه مناسب آن ایجاب مینماید. در این پژوهش، بررسی اثر پلیمر پلی آکریل آمید اصلاحشده با نانوذرات آلومینیوم اکسید در آبگیری لجن تولیدی از تصفیه زیستی فاضلاب شهری مورد مطالعه قرار گرفت.

روش کار: در این تحقیق آماده سازی و آبگیری لجن با ترکیب پلی آکریل آمید فعالسازی شده با نانوذرات آلومینیوم اکسید در مقیاس آزمایشگاهی و در طی دو مرحله اصلی تعیین pH و نیز دوز بهینه کمک منعقدکننده فعالسازی شده، توسط آزمونهای زمان فیلتراسیون (TTF)، درصد رطوبت کیک لجن، کدورت و کل جامدات معلق آب ناشی از فیلتراسیون کیک لجن، برای سنجش قابلیت آبگیری لجن صورت پذیرفت.

یافتهها: براساس نتایج حاصل از این تحقیق، کمک منعقدکننده اصلاحشده با نانوذرات اکسید آلومینیوم در pH و غلظت بهینه بهترتیب ۵ و ۴ میلیگرم در لیتر بهترین کارایی را نشان داد، بهگونهای که زمان فیلتراسیون و رطوبت کیک لجن، کدورت و کل جامدات آب فیلترشده نسبت به نمونه شاهد ( پلی آکریل آمید کاتیونی) بهترتیب حدود ۴/۲۴، ۲/۱۱، ۲/۵۷ و ۵۸ درصد کاهش یافت.

نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، کمک منعقدکننده پلی آکریل آمید فعالسازی شده با نانوذرات اکسید آلومینیوم، میتواند بهعنوان گزینهای مناسب جهت آبگیری لجن ناشی از تصفیه فاضلاب شهری مورد استفاده قرار گیرد.

 


سیدتقی میرمحمدی، سیدعلی اکبر محمودی، مرتضی نجبائی، مریم سلمانی سراجی، موسی فرمانبر،
دوره ۶، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده

مقدمه و هدف: کمتحرکی و مشکلات ضعف عضلانی، اختلالات اسکلتی-عضلانی را در بسیاری از افراد افزایش میدهد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ۸ هفته تمرینات مقاومتی بر کاهش شیوع علائم اختلالات اسکلتی-عضلانی در نواحی گردن، شانهها، مچ، دستها و کمر معلمهای شهر بردسکن است.
روش کار: ابتدا ۳۸۴ معلم شهر بردسکن به روش تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامههای دموگرافیک و نوردیک برای همه تکمیل شد. سپس شیوع علائم اختلالات مذکور در هر یک از اندامهای مدنظر ارزیابی شد و با توجه به معیارهای ورود، افراد واجد شرایط ورود به مطالعه شناسایی (۸۰ نفر) و در دو گروه آزمون و کنترل با نسبت برابر قرار داده شدند. برای تخصیص تصادفی گروهها از فرمهای نامگذاریشده A (آزمون) و B (کنترل) استفاده شد. ۲۴ ساعت قبل از شروع مداخله، پرسشنامه نوردیک برای هر دو گروه تکمیل شد. بعد از اتمام دوره دوماهه مداخله و ۲۴ ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، مجدداً پرسشنامه نوردیک برای هر دو گروه تکمیل شد. برای مقایسه نتایج از آزمون آماری معادلات برآوردی تعمیم یافته (GEE) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرینات مقاومتی بر میزان کاهش شیوع علائم اختلالات اسکلتی-عضلانی اندامهای گردن، شانهها، مچ، دستها و همچنین نشیمنگاه و کمر معلمان مدارس نسبت به یک سال و دو ماه گذشته تأثیر قابل توجهی نداشته است  (۰/۰۵<P)، اما این تمرینات از شدت درد گروه آزمون طی ۷ روز گذشته بهطور قابل توجهی کاسته بود  (۰/۰۵<P).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر کم تمرینات مقاومتی، به نظر میرسد برای کاهش درد در نواحی مطالعهشده، لازم است نسبت به بازطراحی برنامه، تغییر نوع تمرینات و مدتزمان اجرای آن یا افزایش حجم نمونه در تحقیقات بعدی اقدام شود.

سید علیرضا حبیبی، محمدتقی رحیمی، مریم سلمانی سراجی، سیف علی مهدوی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده

مقدمه و هدف: وجود شپش بر روی بدن را پدیکلوزیس می گویند. آلودگی به شپش، یکی از شایع‌ترین آلودگی‌های انگلی است که دارای اهمیت بهداشتی قابل توجه‌ای است. انجام بررسی‌های اپیدمیولوژیک می‌تواند باعث تعیین وضع آلودگی و مشخص شدن ارتباط آن با عوامل محیطی شود. رطوبت کافی و تراکم جمعیتی بالا، محیط زیست مناسبی برای ازدیاد جمعیت شپش را در استان مازندران فراهم آورده است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع پدیکلوزیس در استان مازندران از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸ انجام گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، داده‌های مرتبط با فراوانی ابتلا به پدیکلوزیس و جمعیت استان مازندران در فاصله زمانی سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸ از شبکه بهداشت استان مازندران جمع‌آوری شد. سپس نتایج اطلاعات جمع‌آوری شده به تفکیک متغیر‌های جنسیت، سن و محل سکونت با استفاده از آزمون آماری رگرسیون پواسون مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: بررسی سابقه افراد مراجعه کننده به شبکه بهداشت استان مازندران از سال ۱۳۹۱-۱۳۹۸، فراوانی پدیکلوزیس را ۲۴۳۴۸۷ مورد نشان داد. بیشترین میزان آلودگی در سال ۱۳۹۴ (۱/۶۱ درصد) دیده شد. پدیکلوزیس در جنس مونث ۵/۶ برابر جنس مذکر (۰/۰۵> P) و در بین ساکنین مناطق روستایی ۲/۱ برابر مناطق شهری بود (۰/۰۵> P). بیشترین میزان آلودگی مربوط به گروه سنی ۱۲-۶ سال بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهد که سن، جنس و محل سکونت از متغییرهای حائز اهمیت در شیوع پدیکلوزیس می‌باشند در نتیجه پیشنهاد می‌شود که بیشترین تمرکز برای کنترل و پیشگیری پدیکلوزیس به این متغییرها معطوف شود.

میترا فقیهی، مهدیه محمدزاده، محسن حسامی آرانی، ملیحه کچویی، جواد سلمانی، علی اکبر سیدی، احسان زارعی، مهدی مومنی، زهرا نیکخواه،
دوره ۹، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه و هدف: روشهای مختلفی برای پیشگیری از بیماری Covid-۱۹، از بدو پاندمی تاکنون مطرح شده است؛ اما با وجود کشف واکسن، هنوز استفاده از ماسک صورت، روشی اثربخش و کارآمد شناخته میشود. با وجود این، داشتن درک درستی از عوامل تعیینکنندهی رفتارهای پیشگیرانه، بهویژه استفاده از ماسک در جوامع، بهعلت سهلانگاری و نادیدهگرفتن این امر، ضروری به نظر میرسد. لذا این مطالعه با هدف شناسایی علل استفادهنکردن از ماسک توسط مردم در پاندمی کووید۱۹ از دیدگاه کارشناسان بهداشتی انجام شد.

روش کار: این مطالعه بهروش کیفی و تحلیل محتوا در سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و با شرکت ۱۵ نفر از کارشناسان بهداشت دو شهرستان کاشان و آران و بیدگل در این مطالعه انجام شد. در این مطالعه، افراد با حداکثر تنوع از نظر سن، جنس و سطح تحصیلات انتخاب شدند. روش اصلی جمعآوری دادهها مصاحبهی نیمهساختاریافته بود که مدت مصاحبه بین ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بود. متنهای مصاحبهها نوشته ، استخراج و به واحدهای معنیدار تقسیم شدند. بهمنظور استحکام، تأیید نتایج و دقت تحقیق از معیارهای اعتبار یا مقبولیت دادهها (Credibility) قابل پذیرش بودن و اعتبار، صحت و باورپذیری دادهها، تأییدپذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت انتقال استفاده شد.

یافتهها:  ۶/۶۶ % شرکتکنندگان در مصاحبه مدرک تحصیلی کارشناسی، ۴/۱۳% کارشناسی ارشد و ۲۰% مدرک دکترا داشتند. ۸۰%درصد شرکتکنندگان مرد، ۵/۵۳% در محدودهی سنی ۴۰  تا ۵۰ سال و همگی متأهل بودند. در روند تحلیل دادهها، ۴۰ مفهوم اولیه که ویژگیهای یکسان داشتند در شش زیرطبقه دستهبندی شدند و سپس بر اساس خصوصیات مشترک در سطح انتزاعیتری به سه طبقه اصلی تبدیل شدند. یافتههای پژوهش در سه طبقه اصلی عوامل فردی، عوامل بین فردی و عوامل محیطی طبقهبندی شدند. زیرطبقهها شامل عدم آگاهی، اعتقادات رفتاری و باورها، موانع جسمی، هنجارهای انتزاعی، موانع اقتصادی، موانع محیطی، ساختار نامناسب ماسک، سیاستها و دستورالعملهای بهداشت بود.

نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علاوهبر عوامل فردی، مانند آگاهی و اعتقادات افراد درباره رفتارهای پیشگیرانه، عوامل بین فردی، هنجارهای انتزاعی و عوامل اقتصادی و محیطی نیز میتواند بر استفاده از ماسک در افراد جامعه تأثیرگذار باشد که حمایت و پشتیبانی سازمانهای دولتی را ضروری میسازد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله تحقیقات سلامت در جامعه می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of health research in community

Designed & Developed by : Yektaweb